بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 34
دیروز : 7
افراد آنلاین : 1
همه : 25361
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس


بهشت و جهنم

فاجعه مهاجرت روستائيان به شهرها
يكي از آرمانهاي اصولي انقلاب و همه انقلابيون در سرآغاز كارش پيشگيري از مهاجرت جنون آميز روستائيان
به شهرها و بلكه پديد آوردن مهاجرت دوباره از شهرها به روستاها بود. ولي با همه تدابيري كه انديشيده شد
و به اجرا درآمد حاصب كار بطرزي فجيع معكوس از آب درآمد و در طي مدت ربع قرن از پيروزي انقلاب طبق
آمار رسمي حدود هشتاد هزار روستا بصورت كاملا متروكه درآمدند و مهاجرينش در شهرها مولد بزرگترين مشكل اقتصادي و فرهنگي براي نظام شدند. و همين امر به تنهائي بسياري از اهداف و برنامه هاي كلان انقلاب را به بن بست كشانيد و حاصلي هولناك ببار آورد. چرا؟ بر هر اهل عقل و انصافي واضح است كه انقلاب ما در عرصه خدمات اقتصادي و صنعتي و رفاهي و آموزشي و بهداشتي به روستاها و شهرهاي كوچك و دورافتاده، يكي از موفقترين انقلابات تاريخ معاصر جهان بوده است و اين واقعيت حتي از زبان دشمنان انقلاب نيز به گونه اي اعتراف مي شود منتهي با تعبيري وارونه. خدمت به مستضعفين يكي از آرمانهاي درجه يك هر انقلاب مردمي است و انقلاب ما در اين امر با وجود هشت سال جنگ تحميليش باز هم موفق بوده است. به اعتراف فيدل كاسترو يكي از بزرگترين انقلابيون جهان معاصر، انقلاب ما از اين لحاظ موفق تر از انقالب كوباست با اينكه عمر انقلاب كوبا بيشتر از انقلاب ماست و مواجه با هيچ جنگ بزرگي هم نبوده است.
پس علت اين وارونگي چيست؟ زيرا به وضوح شاهديم كه اين آرمان بزرگ در جنبه فرهنگي به نتيجه اي
معكوس رسيده است و نيز در جنبه استقلال اقتصادي از وجه كشاورزي آن كه اصل استقلال هر كشوري

محسوب مي شود. اين شكست دوم معلول شكست اول است. چرا با اينكه نفس انقلاب ما فرهنگي بود ولي در
اين جنبه شكست خورد؟ زيرا مي دانيم كه يكي از علل اوليه رشد اعتياد و بزهكاري و مفاسد اخلاقي و مشاغل كاذب و خلاف شرب و خلاف مصالح انقلاب همين مسئله مهاجرت حيرت آور و

ميليوني روستائيان به شهرها بوده است. و همين امر از علل درجه اول رشد بي هويتي و لامذهبي بوده است و شهرهاي بزرگ ما نيز متقابلا از اين مهاجرتها دچار خسارتهاي عظيم فرهنگي و اخلاقي و بهداشتي و متعاقباً اقتصادي شده اند.
چرا در حاليكه تكنولوژي پيشرفته و رفاه مدرن و بهداشت و درمان و آموزش تا اعماق كوره دهات رسوخ
نمود ولي به جاي اينكه روستائيان را در زادگاه خود اميدوار سازد و نگه دارد آنها را به نفرت از وطن رسانيد
و از روستاها فراري داد و به شهرها كوچاند و مجال و امكان سير طبيعي انتقال از سنت به مدرنيته را از آنها
گرفت و همه را ديوانه و مفتون ساخت؟ اين فاجعه دلايل بسيار دارد ولي به نظر ما دليل درجه يك آن چيزي جز حضور دكل هاي تلويزيون بر قلل كوهها نيست. ما اين واقعيت را به عينه مشاهده كرده ايم. زيرا اولين چيزي كه به روستاها رفت تلويزيون بود كه خيلي زودتر از تلفن و مدرسه و اداره بهداشت و حمام و لوله كشي آب همچون طاعوني بر سر روستائيان فرود آمد و همه را از خود بيگانه و ديوانه ساخت و فراري داد.
يك روستائي هنگاميكه در مقابل تلويزيون نشست براي اولين بار خود را بدبخت ترين انسان جهان يافت زيرا
او نمي دانست كه در تلويزيون فقط سيماي خوشبختي تئاتري شهرها به نمايش درمي آيد. او نمي دانست در پس پرده اين نمايش، چه جهنمي برپاست. او آنگاه به اين واقعيت پي برد كه ديگر راه برگشتت نداشت. درست مثل شهرياني كه به فرنگ مي روند. آنانكه تلويزيون را سنگ زير بناي پيشرفت مي دا نستند اين تراژدي را پديد آوردند. هنوز هم بسيارند روستاهائي كه مدرسه ندارند، پزشك ندارند، آب بهداشتتي ندارند، مجاري فاضلاب ندارند، حمام ندارند ولي تلويزيون و ماهواره دارند. در اين روستاها هر كسي هم كه باقي مانده است يا مفلوج است و يا افسرده و معتاد و رواني شده است. پسران به شهرها رفته و دختران مانده و مبدل به همسران دوم و سوم پيرمردها مي شوند. و بسياري خودكشي مي كنند. بسياري از روستا مي گريزند و در شهرها به فحشاء و اعتياد كشيده مي شوند. براستي اين دكل ها چه مي كنند؟ روستائيان را به شهرها و شهرستاني ها را به مراكز استان و سپس به پايتخت و از آنجا به فرنگ مي فرستند. و اين سلسله مراتب هبوط از بهشت و سقوط در جهنم است: جهنمي كه از راه دور عين بهشت مي ماند. گوئي رسالت تلويزيون بهشت جلوه دادن جهنم است. شايد گفته شود كه اين راه اجتناب ناپذير است كه دير يا زود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. بنظر ما اصلا چنين نيست زيرا چنين فاجعه اي در كشورهاي پيشرفته صنعتي كه اين روند را بطور طبيعي طي كردند رخ نداده است. متاسفانه چنين مي انديشيم كه با وارد كردن تكنولوژيهاي جديد به كشور و اسلاميزه كردن و كلاه شرعي بر سر آن نهادن مي توان آنرا مهار نمود و بدرستي بكار گرفت.
روزي از پيرزن سيّدي كه عمامه سبز نيز بر سر داشت و پاي فيلمهاي مستهجن نشسته بود پرسيدم: مادر آيا
اشكال شرعي ندارد؟ با قاطعيت تمام گفت: خير! ما از آقا سوال كرديم گفت ثواب هم دارد چون مانع غيبت
كردن مي شود. جالب اينكه اين پيرزن در طويله خود با گاوش زندگي مي كرد و تلويزيون هم داشت ولي
بخاري نداشت و با بچه هايش مي لرزيد. براستي آيا چه كسي مسئول اين فاجعه ملي است؟
من كه خود هرگز كمترين پست و منصبي نداشته ام در قبال اين فاجعه احساس جنايت مي كنم و خود را به
عنوان يك شهروند متمدن مقصر مي يابم. شما چطور؟
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۵ ص ۲۲۶




امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۱۷ ] [ محمد ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت