کافه بازار
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 118
دیروز : 453
افراد آنلاین : 1
همه : 12233
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

بنياد نشر آثار استاد

 

http://khanjany.net/

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

براي دانلود كتاب ها و سخنراني ها با فيلتر شكن وارد  شويد.


دانلود كتاب هاي توصيه شده

 

 دانلود مجموعه دايرة المعارف ها (6 جلد

 

دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                            لينك 1

 

   دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                         لينك 2

 

دانلود مجموعه تصاوير

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

توجه!

شديداً توصيه مي شود كه اين مجموعه آثار را بطور مكتوب مطالعه فرمائيد. مطالعه پاي ميز رايانه، مطالعه در معيت شيطان است و چه بسا به فهم واژگونه معارف منجر مي شود. بدانيد بميزاني كه اين معارف عقلاً فهم شده و قلباً تصديق و باور مي شوند مشكلات دروني و بروني بتدريج بطرزي معجزه وار حل و فصل مي گردند و فرد بر زندگيش احاطه مي يابد و از جبرهاي زمانه رها مي گردد. هنوز هم سرلوحه حكمت ما اينست: تصديق كنيد تا نجات يابيد!

ع -خ



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۶:۱۰ ] [ محمد ]

روانشناسي آدم خود بزرگ بين


تلفن زنگ مي زند و گوشي را بر مي داريد و جز صداي الو الو چيزي نمي شنويد گوئي اين شمائيد كه با
او تماس گرفته ايد ونه او. آنقدر الو الو مي كند تا شما او را بشناسيد و سلامش كنيد. او حتي اگر بيمار
ھم باشد و شما را طبيب خوبي بداند بيماري خود را در نزد شما طرح نمي كند بلكه مي گويد : يكي از
آشنايان ما فلان بيماري را دارد و .... تا نظر شما را بشنود و بي مزد و منت آنرا مخفيانه بكار گيرد. او ھرگز
سئوال نمي كند زيرا خود را علامه دھر مي داند و سئوالاتش را از زبان ديگران طرح مي كند. اگر به
ميھماني برود و صاحب خانه از وي سئوال كند كه آيا چاي ميل دارد ، او اين سئوال را يك اھانت
نابخشودني مي داند. او خود را خدا مي داند ولي براي اينكه مسئول اين ادعاي خود نباشد در رابطه با
ھمگان چاپلوسي مي كند و مخلص و چاكر ھمگان است البته فقط در زبان. او ھرگز ھديه نمي پذيرد مگر
اينكه خيلي گرانبھا باشد و بطور غير مستقيم به او برسد. بلكه بسيار اصرار دارد كه به زور به اين و آن
ھديه و پلو بدھد. عاشق ميھمان بازي و شلوغي است و به ازاي ھر چاي كه به ديگران مي دھد آنھا را تا
ابد مديون خود مي داند . واي به آن موقعي كه او اھل نماز و عبادات ھم باشد در آن صورت مبدل به يك
ديو آدمخوار مي شود. او يك بچه نه نه است كه فقط بدنش رشد كرده است. و واي بحال كسيكه عيب
يا مرضي از او را به وي گوشزد كند در اينصورت حتماً از وي انتقام خواھد ستاند. او در عمل زندگي
موجودي عقب مانده و ناقص است و مستمراً خود را زخمي مي كند و لذا ھمواره در جستجوي اعمال
خارق العاده و متافيزيكي است و بسيار مايل است كه ارواح و اجنه را دستگير كند. او ناتواني خود را لباس
ايثار مي پوشاند و ناداني خود را ھم عارفانه مي نمايد. او از ھمه بيزار است و لذا عاشق مي نماياند .
اين خود بزرگ بيني محصول غايت خود فريبي و پنھان سازي ناتواني و ناداني خود از چشم خويشتن
است و لذا اين تضاد وي را بسوي مخدرات و مسكرات مي كشاند تا بتواند روابطش با ديگران را قابل

تحمل سازد زيرا در حال مستي و نشئگي مي تواند عاشقانه و ايثارگرانه عمل كند. او در اعماق نفس

ھمه ما كمابيش حضور دارد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 264



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۳:۰۲ ] [ محمد ]

افسوس ز عشق بي عرفان


ما شرقي ھا و دو صد چندان ايراني ھا بي عشق يك شبه سر از ديوانه خانه در مي آوريم. در جوامع ما
ھر چه تباه شده در خيابان و زندان و بيمارستان و تيمارستان ھست تباه شده بي عشقي و يا ناكامي و از
دست داده گي عشق است. در حاليكه در جوامع ديگر وضع به اين شدت نيست و تباه شدگان آنان عمدتاً
قرباني فقر اقتصادي ھستند. ولي ما شكم گرسنه را تاب مي آوريم ولي دل تھي شده را نه. اين قدرت و
شدت از عشق در ما ايرانيان با مذھب تشيع به اوج كمال رسيده و مبدل به آفتاب تابناكي چون مولانا و
حافظ و عطار و بابا طاھر و ديگران شده است. و لذا ھنوز ھم در عصر پرستش بتن و آھن و برق و بوق،
دل ھر ايراني به ياد محمد وعلي و فاطمه و حسن و حسين به ناگاه تبديل به درياي خون جوشان ميشود
و سر به بيابان مي نھد و با مشت و زنجير و قمه بجان خود مي افتد. ولي بقول دكتر شريعتي اينھمه
عشق جوشان و خروشان بدون معرفت چه فايده كه چون اتوموبيلي قدرتمند در بيابان سرگردان بدور
خودش مي چرخد و به ھيچ راھي نمي رود و در پايان ھر دوره اي دوباره در اطراف گوساله ھاي سامري
به پرستش در مي آيد و از عشق خود به ندامت مي رسد و لذا ھر دوراني از تاريخ ما مواجه با نوعي
كفري مخوف مي شود و مستلزم يك انقلاب خونين مي گردد واين دور باطل را پاياني نيست.
اگر اين عشق مسلح به عقل و عرفان مي شد ما شاه جھان مي بوديم و الگوي رستگاري جھانيان.ولي
بدبختي بدتر از اين آن است كه بسياري از سران دين و ايمان ما بطرزي جنون آميز با معرفت ديني عداوت
دارند و گويا آنرا دشمن ايمان ميدانند و اين است راز ھمه بدبختي ھا. و اينگونه است كه مكتب عشق
و ايمان در نزد ما مترادف با مكتب اصالت حماقت و نفھمي شده است و اين امر در قلوب خانواده ھاي ما
ريشه دوانيده و ميرود كه اصل ايمان و عشق ما را ھم بخشكاند. و آنگاه ما ھم مثل برخي ملل آسياي
ميانه و آمريكاي لاتين بايستي به زنده ساختن اسطوره ھاي ملي و افسانه ھا بپردازيم تا اندكي احساس
ھويت كنيم. آيا عارف كشي در فرھنگ و تاريخ ما را علاجي نيست؟

آيا ھمواره بايستي عارفان كشته را بپرستيم ؟

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 266



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۸:۰۸ ] [ محمد ]


ظلمت عادات فرهنگي

(مسئله حجاب)


در ھر قومي برخي از پديده ھاي فرھنگي صاحب شعور و اراده اند و اين بخش خلاق و زنده يك فرھنگ
است و آن وجھي از ھويت آن قوم است كه بر اساس معرفت و اختيار پديد آمده است. ولي برخي دگر از
پديده ھا و نمادھاي فرھنگي در ھر قومي، عادات فرھنگي ھستند و اين بخش از فرھنگ جنبه كور و
ظلماني و مخدّر و فلاكت بار فرھنگ است و ذاتاً پديده ھائي ريائي و منافقانه اند زيرا بر اساس زور
خانواده ھا يا حكومتھا پديد آمده اند و لذا تا به آخر ھم جز بواسطه زور و تھديد استمرار نمي يابند. اين
وجوه فرھنگي در يك شرايط يا جغرافياي ديگري بناگاه محو مي گردد و امحاي اين جنبه از فرھنگ چون
به ناگاه صورت مي گيرد بغايت مخرب و نا امن كننده سرنوشت يك فرد يا جامعه است. عادتھاي فرھنگي
قلمرو كرختي و بيھوده گي يك فرھنگ است. مسئله حجاب زنان در جامعه ما در حدود نيم قرن اخير يكي
از پديده ھاي كور و ظلماني فرھنگ ما بوده و يك عادت فرھنگي محسوب مي شود و لذا ھمواره يكي از
كانونھاي جبر و ريا و نفاق و ظلمت و گمراھي جامعه ما بوده است. در دوران قبل از انقلاب نھضت جبارانه
« كشف حجاب »رضاشاھي و بعد از انقلاب ھم بواسطه « حجاب انقلابي »اين مسئله تا به امروز بصورت
يك عقده و غده فرھنگي در جامعه ما مبدل به يكي از چالشھا و منازعات كاھنده درخانواده ھا و كل
جامعه ما شده است و متأسفانه تا به امروز ادامه دارد و يكي از زمينه ھاي اصلي بسياري از مفاسد و
بدبختي ھاست و علاوه براين مرز بين كفر و ايمان را در زنان ما مخدوش كرده و به نفاق افكنده است.

كه موجب سوء استفاده ھاي ھولناكي در درون جامعه و نيز در خارج از كشور بر عليه انقلاب بوده است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 265



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۵۵:۵۴ ] [ محمد ]

صد رحمت به ترياك

آيا براستي اينھمه ھياھو و بسيج و مبارزه ملي سي ساله بر عليه ترياك كه نتيجه اي معكوس ھم ببار
آورده است و اينھمه ھزينه ھاي ميلياردي و تلفات جاني و ناامني ترابري براي مردم چرا كسي فكري
بحال اين ھمه داروھاي روان گردان در جامعه نمي كند كه از سيگار ھم فراوانتر و ارزانتر و ھزاران بار
مھلكتر از ھروئين است .
ترياك و مشتقاتش در مصرف بلند مدت تن را تباه مي كند ولي اين روان گردانھا حتّي با مصرف يكبار مغز و
وجدان و اراده فرد را تخريب نموده و گاه بطور جبران ناپذيري موجب نابودي روان يك انسان ميشود. اين
ضايعه چنان غير قابل علاج است كه براستي بايد گفت: صد رحمت به ترياك!
سال ١٣٦٢ در يك تحقيق به سازمان صدا و سيما گفتم كه آمار اعتياد به ترياك و ھروئين در كشور چند
برابر آن چيزي است كه مي پندارند . اين تحقيق ضميمه پرونده اي بر عليه نظام شد و ما ھم مرخص
شديم . در سال ١٣٥٧ مجدداً بواسطه تحقيقي به مسئولين كشور گزارش دادم كه جامعه پزشكي ما
روي به تبھكاري دارد و بزودي مردم ما مبدّل به رنجورترين مردم جھان مي شوند . اين گزارش نيز ضميمه
ھمان پرونده بنده شد. چند سال بعد به مسئولين گزارشي مفصل دادم كه كشور بسوي نفاق ميرود كه
اين ھم بر حجم پرونده ام افزود و خانه نشين شدم . و اينك اعلام مي كنم كه نسل جوان ما بسوي انھدام
شعور و وجدان مي رود تا ديرتر نشده فكري بحال اين روان گردانھاي قاچاقي و داروئي نمائيد كه ھمه
مردم مثل نقل و نبات مي بلعند تا شاد و شنگول باشند.
اين كمترين كاريست كه يك مسلمان مي تواند كرد و بايد كرد: امر به معروف و نھي از منكر به قيمت
ساقط شدن از حيات اجتماعي و اقتصادي و علمي و فرھنگي و .....

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 261



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۳:۳۸ ] [ محمد ]

فلسفه رنج

ھر درد و رنج و گرفتاري و عذاب مادي و معنوي و عاطفي بشر انگيزه اي براي فھمي برتر است و در واقع
جز برانگيختن قوۀ ادراك رسالت ديگري ندارند .
پس حماقتي برتر از اين نيست كه آدمي بجاي تفكّر و تأمل و تعمق در ريشه ھا و علل رنجھايش بلافاصله
مترصد تسكين و علاجش شود و لذا ھمه راه حلھا و درمانگريھاي بشري منجر به لاينحل تر شدن مسائل و
عميقتر شدن عذابھا مي شوند زيرا علاج ھر درد و رنجي در معرفت دربارۀ آنھاست و بقول علي (ع)
« دوزخي جز بي معرفتي نيست. »
اگر انسان تنھا حيوان رنجور جھان است بدان دليل است كه فلسفه وجودي انسان بر معرفت است و
انسان خلق نشده الا اينكه علت و معنا و اسرار ھستي خود را فھم كند و نھايتاً خالق خود را بشناسد و
بپرستد و با او دوستي نمايد .
بنابراين ھر كه رنجورتر و گرفتارتر است بيشتر مدنظر پروردگار است و لياقت بيشتري براي كسب معرفت
دارد و امر به عرفان و خودشناسي و خداشناسي مي شود . لذا براي اھل ايمان و معرفت ، كفري برتر از
علاج مادي و صوري رنجھا و گرفتاريھا نيست بخصوص رنجھاي عاطفي كه عرصه تنھائي ھستند و واي بر
كسي كه از تنھائي بگريزد زيرا پروردگار در قلمرو تنھائي به انتظار انسان است . تنھائي صراط المستقيم
بين خود و خداست .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 260


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۴۸:۱۶ ] [ محمد ]

كسيكه ميخواهد همه دوستش بدارند


خود فروشي علت العلل گمراھي و خسران بشر است كه در قرآن كريم نيز مذكور است الا اينكه آدمي

خود را به خدا معامله كند كه اين بھترين تجارت است . و امّا چرا آدمي خود را بھر كسي مي فروشد ؟
براي اينكه ھمه دوستش بدارند و او را نيكو دارند و بپرستند . پس خود پرستي اساس خود فروشي بشر
است . كسي كه ميخواھد ھمه او را خوب بدانند و ھيچكس از او ناراحت نباشد و ھمه به او لبخند بزنند و
بستايند راھي جز خود فروشي در ھر رابطه اي ندارد و اين ھمان راه گمراھي است .
در واقع آنچه كه مردم داري و آبروپرستي ناميده مي شود بيان ديگري از تقديس خودپرستي و خود
فروشي است . در واقع خود فروشي نتيجه منطقي و عذاب حاصل از خود پرستي و غايت كبر و غرور است
.
علي (ع) مي فرمايد: «اي فرزند آدم آنچه كه از نفس خود به ديگران مي فروشي ھرگز جبراني برايش
نخواھي يافت.» در قرآن نيز مي خوانيم كه «خود را مفروشيد كه كافر مي شويد »
و عاقبت اين خود فروشي كه حاصل خود پرستي است ھمانا نفرت عمومي مي باشد. كسي كه مي
خواھد ھمه او را دوست بدارند به نفرت ھمگاني مبتلا مي شود و خود نيز به عداوت با ھمه مي رسد .
خود فروشي ھمان روح فروشي است و لذا به ھلاكت مي انجامد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 259


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۷:۲۰ ] [ محمد ]


گزارشي از فرهنگ و سلامت در كشور ما


طبق آمار رسمي جامعه ما به لحاظ مصرف دارو مقام اول را در جھان داراست يعني كه رنجورترين ملت
دنياست . و نيز اينكه بي مطالعه ترين ملت دنياست و لذا شمارگان چاپ كتاب در كشور ما امروزه به حدود
ھزار جلد تنزل يافته است و اين به معناي صفر است زيرا اين ھزار جلد ھم تعدادي به كتابخانه ھاي
عمومي ارسال مي شود و ما بقي به آشنايان نويسنده ھديه داده مي شود . حدود پنجاه سال پيش
شمارگان چاپ كتاب در كشورمان حدود دو ھزار جلد بود آنگاه كه جمعيت كشور ما حدود ١٧ ميليون نفر
بود و نود درصد مردم ھم بيسواد بودند و در كل كشور فقط يك دانشگاه بود . امروزه فقط بر حسب رشد
آماري جمعيت و تعداد با سوادان و دانشگاھھا بايستي شمارگان كتاب در كشورمان بالاي صد ھزار جلد
باشد .
رشد مصرف دارو تا سر حد ركورد جھاني و تنزل مرگبار شمارگان كتاب تا سر حد صفر دال بر نابودي
فرھنگ و فكر و عقل و ايمان است كه موجب رشد روزافزون مصرف داروست كه دال بر تباھي تن و روان
است .
در واقع ما امروزه بي فكرترين و كم عقل ترين و بي فرھنگ ترين و لذا بيمارترين و ديوانه ترين ملت جھان
ھستيم ھر چند كه مشغول پيوند سلولي و غني سازي اورانيوم مي باشيم و شبانه روز نماز ميخوانيم
و خيرات مي دھيم و اشعار عاشقانه مي سرائيم و كوس اناالحق مي زنيم و دعوي نجات بشريت داريم .
رشد بيماري دال بر كاھش و نابودي دين و عقل و اسلام به مثابه سرچشمه سلامتي است. اين وضعيت

را به مردم ايران تسليت و به دشمنان اين ملت تبريك عرض مي كنيم .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۹:۲۱ ] [ محمد ]

آيا ميتوان آدم بود ؟

آدم بودن مقامي فراسوي مرد يا زن بودن است . آدم بودن ، حامل روح خدا و اسماي الھي و خليفه خدا بر
روي زمين بودن است : پاك بودن، خير خواه ھمه بودن ، سخي بودن ، با معرفت بودن ، اھل محبت بودن ،
غيور و عزيز بودن ، بي نياز و دلير بودن، لطيف و فھيم بودن و صادق و با وفا بودن و ......
آيا براستي ديگر دورۀ آدميت سپري شده است و صدق و وفا و مھر و عزّت و عصمت ناممكن شده است ؟
آيا صادق و وفادار و عاقل بودن مترادف با خودكشي و نابودي است ؟
آيا راھي جز ھرزه گي و ريا و خيانت و خود فروشي باقي نمانده است ؟
آيا انسانيت فقط نقشي براي سينما است آنھم سينمائي كه محكوم به ورشكستگي مي باشد ؟
براستي امروزه آدم كيست ؟ چه كسي روح آدميت را از پدرمان حضرت آدم به ارث برده است ؟ آيا امروزه
« وارث آدم » چه كسي است ؟
چنين كسي در ھر كجا كه باشد ھمو امام زمان و مكان خويش است بي ھيچ شمشير و اسب سفيد و
عصاي موسي و معجزاتي دگر !؟

آدم بودن بسيار سخت تر از ناجي بودن است . ناجي بودن ھمان آدم بودن است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۱:۲۳ ] [ محمد ]

بتهاي مدرن


عصر مدرنيزم عصر بت پرستي ھاي متنوع و مستمر و بلاوقفه و جھاني است. چرا كه « مد» در فرھنگ
لاتين ھمان بت است . اگر بت پرستان عھد عتيق سالي چند بار در مراسمي و يا بواسطه نيازي به نزد بت
قبيله خود مي رفتند و آنرا مي پرستيدند امروزه شبانه روز آدمھا مشغول پرستش دھھا بت ھستند :
دكوراسيون خانه ، اشياي زينتي ، مبلمان ، تلويزيون ، كامپيوتر ، موبايل، اتومبيل و انواع مد لباس. اين بت
ھا نيز دائماً از طريق رسانه ھا تزيين و تبليغ مي شوند و وسوسه پرستش را در مردمان تشديد مي
كنند . امروزه ھر كالائي قبل از آنكه قابل مصرف باشد قابل پرستش است . ھر چيزي نخست بايد
پرستيده شود و سپس مصرف گردد . مصرف به قصد پرستش است . مدرن بودن يعني پرستش اين بت
ھائي كه ھر روزه به بازار مي آيند . اين كالاھا برآورنده نيازھاي دنيوي بشر مدرن نيستند بلكه روح و روان
او را تسخير نموده و او را به تملّك خود مي آورند . و اين ھمان واقعۀ ماليخولياي عصر جديد است كه
انسانھا را تبديل به اشيائي متحرك و ديوانه نموده است . و اينست كه مثلاً كسي كه پشت فرمان
اتوموبيل خود نشسته است فرمانده اتوموبيل نيست بلكه اتوموبيل است كه او را ميراند . آنكه در مقابل
تلويزيون يا كامپيوتر ھم مي نشيند در كنترل آن است . و اين حاكميت و سلطه بت ھا بر ارواح بشر است.
و اين معناي تكنولوژيزم يا مذھب تكنولوژي پرستي است . در اينجا تكنولوژي بر جاي خود قرار گرفته و
سرنوشت بشر را در دست دارد و لذا امروزه شاھديم كه ھمه وقايعي كه سرنوشت افراد و جوامع و
حكومتھا و ابرقدرتھا را تعيين مي كند از بطن تكنولوژي رخ مي نمايد و ابر قدرت واقعي ھمان كارخانه

مدرنيزم يعني تكنولوژي است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 255


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۱۱ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت