خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 47
دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
همه : 24686
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
آخرالزمان عشق

عشق يعني ايثار . و عشق كامل يعني بخشيدن ھستي خويش به غير . و اين ھمان واقعه خلقت عالم و
آدم است . و عاشق ھمان خداست كه ھستي خود را به غير خود ( عدم ) بخشيده و عدوترين اين غيرھا
يعني آدم را خليفه خود كرده و صورت و روح و علم خود را به او داده است و خود بر عرش فنا مستقرشده
است . ھر گاه اين عشق و ايثار پايان يابد عمر عالم ھستي نيز به پايان آمده است . و ما در عرصه به پايان
رسيدن عشق ايثاري ھستيم كه عرصه تنھائي انسان است .
و امّا عشق خدا را پاياني نيست زيرا عشق ھمان خداست . و امّا عشق دو صورت و مرحله دارد :عشق
نزولي و عشق عروجي ! مثل نزول و عروج روح ! خداوند به انسان ھستي بخشيده تا او را بشناسد و
سپس به اين عشق پاسخ گويد تا بتواند مقام و گوھرۀ خدائي خود را بداند و بيابد و بشود و به حقّ
خليفه او گردد . و اين مرحله دوم عشق است كه انسان را بخود مي خواند تا ھستي اش را به صاحبش
رجوع دھد. مرحله اول ھمان مرحله « انّالله » است و مرحله دوم « انّا اليه راجعون » ميباشد.. اين ھر
دو مرحله واقع مي شود ولي بسيار اندكند كه مرحله دوم را درك و تصديق نموده و به اراده خود بسوي
او بازگردند و ھستي خود را تسليم خداوند نمايند . اين مرحله تنھائي انسان در ميان مردم است و
ھيچكس تنھائي را دوست نمي دارد الآ مخلصان عشق .
عصر آخرالزمان عصر « انّا اليه راجعون » مي باشد يعني مرحله پاسخگوئي انسان به عشق خدا .
مرحله رجوع به منشأ عشق و علت وجود . و اين عصر آخرالزمان عشق است كه صورت قھري عشق
مي باشد و عشق قھارانه . در مرحله اوّل خداوند بسوي انسان آمده و در مرحله دوّم انسان بايستي به
سوي او برود . و اين عرصه قيام و قيامت عشق است تا وقوع قيامت كبري كه روياروئي با حضرت عشق
و جمال وجود واحده مي باشد .

از كتاب " دائره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 24


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۳:۱۶ ] [ محمد ]

حسد : شعله اي از آتش دوزخ

سرنوشت ھر كسي معلول نگاھي است كه به ديگران دارد . حسد معلول بدخواھي است . بشريت به

تجربه درك كرده كه بخل و حسد براستي از جنس يك آتش نامرئي است كه روح را بلاوقفه مي گدازد و

سياه مي كند و لذا يك عذاب عظيم در وادي كفر و گناه مي باشد . حسد در يك كلمه يعني ميل به

بدبختي ديگران.

آنانكه رحمت خدا و نعماتش را قدر نمي دانند و حقوقش را كه ھمان اطاعت از احكام اوست رعايت نمي

كنند بناگاه دچار قحطي عاطفه و عزّّت و آرامش مي شوند و سپس نسبت به كساني كه اين نعمات را

دارا ھستند به عداوتي جنون آميز مي رسند و در صدد بر مي آيند كه اين نعمات را در ديگران ھم نابود

سازند. و اين جنگ تن به تن با خداست . كسي كه عاشق بدبختي ديگران است طبعاً به آن بدبختي ھا

دچار مي شود . ھمانطور كسي كه عاشق سعادت ديگران است سعادتمند مي شود .

علي (ع) ھمه امراض رواني بشر را حاصل حسد مي داند . حسد دل را سياه مي كند و وجدان را مي

ميراند و عقل را زائل مي كند و لذا صاحبش را به جنون و خود – براندازي مي كشاند . و اينست كه قرآن

مي فرمايد « كافران نسبت بخودشان بخيل ھستند ». در واقع بخل به ديگران منجر به عداوت با خود مي

شود و عذابي بزرگتر از اين نيست . چنين كساني بتدريج پا به ھمه امكانات و شرايط باعزّت زندگي خود

مي زنند و خود را به غايت خفّت و ذلّت مي اندازند و نسبت بكل مردم به كينه اي حيرت آور مي رسند و

چشم ديدن ھيچكس را كه داراي عزّت و آرامش باشد ندارند . آدمي ھر چه را كه براي ديگران بخواھد

براي خودش خواسته است . براي حسد بعنوان يك بيماري رواني ، علاجي نيست چرا كه عذاب الھي

چون فرود آيد شفاعتي ندارد و بايد دورانش بسر آيد و خود حسد در مرحله خود براندازي فرد موجب

ھلاكت نفس اماره و كافرش مي شود . در واقع آتش حسد ، درمان كفر بشر است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 231


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۵۷:۳۲ ] [ محمد ]
معماي « حريم شخصي » در كشور ما

رعايت حريم شخصي افراد بشري يكي از اركان درجه اول شريعت انبياي الھي بوده كه در اسلام به كمال
رسيده است و بخش عمده اي از احكام دين و اخلاق را بخود اختصاص داده است. ولي متأسفانه جامعه
اسلامي ما به دلايل انقلابي بودنش و دشمنان داخلي انقلاب، مجبور به لغو و زير پانھادن بسياري از اين
حدود الھي شد. ولي با اينكه حدود سي سال از انقلاب ما مي گذرد و ديگر بسياري از آن خطرات وجود
ندارند ولي آن سياستھا ھنوز ادامه دارند و اين در فرھنگ قرآني دقيقاً بمعناي « فسق » است كه
بواسطه خود دولت اسلامي اجرا مي شود. در دولت آقاي خاتمي لايحه اي در جھت لغو بسياري از اين
تجاوزات به حريم خصوصي افراد و خانواده ھا تسليم مجلس شد كه تا به امروز راكد و مسكوت مانده
است. امروزه به بھانه مبارزه با مواد مخدر ھيچكس در جامعه امنيت ناموسي ندارد.
در اتوموبيل ھا، ايستگاه قطار و فرودگاھھا و در مسير جاده ھا و گاه در خيابانھا و حتي در خانه ھا ، اين
امنيت و حدود الھي زير پا نھاده مي شود به بھانه حفظ امنيت عمومي. اين بي قانوني و فسق آشكار
حكومتي موجب شده كه بسياري از افراد تبھكار و ھرزه در لباس مجري قانون و امنيت مفاسد عظيمي
پديد آورده اند كه در طي اين سالھا شاھدش بوده ايم . آيا اصلاً قرار ھست كه زماني به قانون و احكام
دين براي ھمه عمل شود؟ اين امر زمينه بسياري از سوء استفاده ھاي مالي و غارت بيت المال نيز مي
باشد كه بنام اسلام و نظام صورت مي گيرد. اگر اقدام آقاي بوش جھت اطلاعاتي كردن جامعه آمريكا
بھانه مبارزه با تروريزم قابل توجيه نيست پس واي به حال ما كه دعوي مسلماني و اخلاقي و عفت و
شريعت داريم. آيا براستي مي توان از طريق فسق با فسق مبارزه كرد؟ از طريق ايجاد ناامني با ناامني
مبارزه كرد؟
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 158

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۱۲:۲۹ ] [ محمد ]

دين و دنيا

آدمي براي گذران يك حيات جانوري ھيچ نيازي به دين و معرفت ندارد وخداوند رزقش را ميدھد ھمانطور

كه رزق ھمه حيوانات را بي ھيچ زحمت و تعھدي مي دھد وھيچ مؤاخذه اي ھم از آنان نمي كند . براي

زيستن در عيّاشي كردن ھيچ نيازي به معنويّت نيست . و اين از حماقت بشر است كه از دين و معنويّت

بخدمت دنيايش بھره ميگيرد زيرا نه تنھا خدمتي رخ نميدھد بلكه ھمان حيات جانوري مختل ميشود.

دين اگر براي رضاي خدا و معرفت ھم در خدمت اشاعه حقّ نباشد استفاده از اين دو بزرگترين حماقت

بشر است و منجربه جنون و جھنّم مي شود . كسي كه روي به دين و معرفت مي كند تا رياست بيشتري

يابد بغايت رسوائي وخفّت دچار مي شود . كسي كه دين را وسيله اي براي سياست مي كند براستي

احمق است . كسي كه در رويكردش به دين و معرفت كل دنيايش را در بست بخدمت معنويت در نياورد

خسر الدنيا و آخرت مي شود و نسبت به دين و معرفت و مؤمنانش به عداوت و كينه اي ماليخوليائي مي

رسد و در اين عداوت به جنون مي رسد و خود را ھلاك مي سازد.

دين و معرفت خطرناكترين ابزاري ھستند كه بخدمت اميال دنيوي بشر قرار مي گيرند . زيرا معنويت جنبه

ماندگاري و بقاي ابدي انسان است پس نمي تواند وسيله اي در خدمت حيات دو روزه و ناپايدار دنيوي

باشد . آنچه كه موقتي است بايد در خدمت جاودانگي قرار گيرد و نه بالعكس.

آدمي بايد لباسش را به اندازه ھيكل خود بدوزد نه اينكه ھيكل خود را به اندازه لباس در آورد.

وسوسه شدن براي استفاده ابزاري از دين و معرفت و خدا، خود يكي از عذابھاي بزرگ و بلكه بزرگترين

عذاب حاصل از افراط در دنيا پرستي كافرانه است . اينگونه است كه مثلاً بناگاه يك خان يا سرمايه دار

و جنرال ارتش را در لباس درويش و عرفان مي بينيم . اين سر آغاز يك رسوائي عظيم است . بيائيم درس

عبرت بگيريم و ديگر خدا و مقدسات را بازي ھوس نگيريم.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 69


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۳ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۷:۲۹ ] [ محمد ]

شيطان شناسي

(1)

بسياري از ما مي پنداريم كه شيطان و وسوسه ھايش وحشتناك و غول آسا و سخيف و زننده است .

گويي شيطان چون لولو خرخره مي باشد . در حالي كه توصيف قرآن دربارۀ شيطان اتفاقاً بر عكس پندار

ماست و مي فرمايد كه شيطان اميال و اعمالتان را برايتان زيبا و لطيف مي سازد و شما را به آن مغرور

مي كند و اتفاقاً شما را از فقر و نداري به وحشت مي اندازد و بدين گونه در شما رخنه مي كند . بقول

قرآن تنھا كالاي شيطان براي انسان ھمان غرور است . و آدمي فقط از طريق زيبا سازي افكار و اعمال

زشت خود مغرور مي شود . بنابر اين واضح است كه قدرت توجيه گري ما دربارۀ اعمال نادرست ھمان

حضور شيطان است .

شيطان در قلمرو منطق و ذھنيت ما از درب مفاھيمي چون عشق ، خدا ، سعادت ، پيشرفت ، علم ،

افتخار ، خدمت و قداستھا وارد مي شود و بدينگونه است كه ميتواند فسق را عاشقانه سازد و خيانت را

لباس خدمت بپوشاند و بخل را تعبير به غيرت نمايد و.... پس يادمان باشد كه رد پاي شيطان رادر خود

شيفتگي ھا و افتخارات و قداستھا و عظمتھاي خود بشناسيم و نه در حقارت ھا و بدبختيھا .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 60


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۱۲:۰۳ ] [ محمد ]

تناقض شيكي و حجاب


حجاب اگر به انگيزه عفت و عصمت است در يك كلام بمعناي جلب نظر نكردن به عمد است بواسطه لباس

،رفتار يا گفتار و روشھاي زيستن . امروزه بسياري معتقدند و حتّي در رسانه ھاي ملي ما تبليغ مي كنند

كه شيك بودن ھيچ تناقضي با حجاب ندارد. پس بھتر است شيك بودن را تعريف كنيم . شيك بودن

بمعناي جالب و جذاب و تحريك كننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال

اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائي جلب نظر شود اين ھمان حجاب ضد حجاب است و يك نفاق

آشكار است و شبھه اي از مذھب ضد مذھب مي باشد . بنابراين اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر

نكردن نامحرمان باشد ھيچ قانوني قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد يا جامعه اي نيست . پس

بھتر است كه معنا و فرھنگ و انگيزه ھاي حجاب و عفّت را توسعه و تعميق دھيم و اينقدر كليشه اي و

فرماليستي عمل نكنيم . زيرا در يك جامعه مذھبي ھيچ زني خطرناكتر از زن فاسد محجّبه نيست زيرا ھم

فتنه اش وسيعتر و نامرئي تر است و ھم دين خدا را بد نام مي كند و ھم نفاق را اشاعه مي دھد .

حجاب شيك بدتر از بي حجابي است . زن با حجاب زني است كه از جلو مرد ھرزه اي عبور كند بي آنكه

نظرش را بسوي خود بكشد چه با چادر و چه بي چادر .

آنكه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان مي كند بسيار مخربتر است تا آنكه صرفاً بواسطه اندامھايش

دلربائي مي كند زيرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ ميكند و

در آنجا منزل مي گزيند و نفس زن را تسخير مي كند و او را روسپي صفت مي نمايد . درحاليكه نگاه صرف

به اندام بسيار سطحي تر و پاك شونده تر است . حال بھتر مي توانيم علّت مفاسد اخلاقي و روسپي

گري پنھان را در جامعه خودمان درك كنيم و لذا علاجش نمائيم بواسطه آيه لا اكراه في الدين .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 147


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۳۸:۴۸ ] [ محمد ]


سيد حسني كيست؟

در روايت شيعه آمده است كه قبل ازظھور جھاني امام زمان (ع)يك سيد حسني ظھور مي كند كه

امامتش بر مردم ھمچون امامت امام حسن (ع) مظھر رحمت و صلح و شفاعت براي ھمه خلايق اعم
از كافر و موٌمن است و داراي ھدايتي تماما رحماني است و وجودش براي مردم سراسر رحمت و شفاعت بي
قيد و شرط مي باشد ولي مردمان با او ھمان مي كنند كه با امام حسن (ع)شد كه درغايت تنھائي و بي
كسي بدست ھمسر جاه طلب و قسي القلب خود شھيد مي شود . و آنگاه امام زمان در سيماي حسيني
يعني قھارانه ظھور مي كند و ھمه كفّار و اشقياء و تبھكاران را از دم تيغ مي گذراند وھيچ شفاعتي پذيرفته
نمي شود و درحقيقت به مثابه تيغ انتقام حق آن امام حسني است .
اين نكته نيز قابل ذكر مي باشد كه امام حسين (ع)در ميان ائمه اطھار بيشترين ياران و مريدان مخلص را
داشت كه در واقعه كربلا به حدود ھفتاد تن رسيدند با اينكه امامي بسيار سخت گير و قھار بود و درامر دين
به كمتر از اخلاص راضي نمي شد در حاليكه امام حسن مھربانترين و رحماني ترين و سھل گير ترين امامان
و نيز بيكس ترين آنھا بود . از اين مقايسه حقيقتي بس حيرت آور و غير منطقي حاصل مي آيد . اين بدان
معناست كه تساھل و تسامح در دين ھيچ خيري بحا ل سرنوشت مردم ندارد ولي بايستي اين حجّت
آشكار و تمام شود تا ظھور حسيني متجلّي و محق آيد . اين بدان معناست كه مردمان ھمواره از رحمت
حق سوء استفاده كرده و بر كفرشان مي افزايند يعني مردم ذاتاً طالب قھاريت حق ھستند و آنرا ميستايند
و اين شقاوت و كفر آنھاست .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 212


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۰ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۱:۰۵ ] [ محمد ]

زناشوئي آخرالزمان

در طي ھزاران سال نظام خانواده و زناشوئي بر حاكميت ولايت مرد و يا به زباني بر مردسالاري طي شد

كه اين دوران را مي توان عرصه سنّت ناميد . و اما در عصر مدرنيزم كه قلمرو ظھور باطن انسانھا و

آشكاري مخفيگاه روابط است اوضاع به روند ديگري افتاده است. در گذر انتقال از سنّت به مدرنيّته

ايدئولوژي برابري زن و مرد حاكم شد كه عمري نسبتاً كوتاه و كمابيش شيرين و عاشقانه اي داشت و

گويا اينك بر آستان پُست مدرنيزم و آغاز ھزاره سوم ميلادي ديگر عمر مفيد برابريھا در ھمه امور بسر

آمده و نوبت حاكمّيت زن و زن سالاري مي باشد. اين زن سالاري به لحاظ باطني ھمان ماھيّت عرصه

سنّت است زيرا در آن دوران حاكميّت خانواده بصورت ظواھر امور در اراده مرد بود ولي باطناً اراده زن بود

كه به دست مرد اجرا مي شد. اينك اين حاكميّت پنھان در حال آشكار شدن است و ظاھر و باطن اين

رابطه يكي مي شود. ھمانطور كه امروزه شاھد بر سر كار آمدن زنان سياستمدار در سراسر جھان

ھستيم حال آنكه در دوران سنّت در پس پرده سياست ھا، پنھان بودند و اينك آشكار مي شوند .

اگر بخواھيم از منظر تاريخي بنگريم بايستي زن سالاري جديد را يك جبر تاريخي بدانيم ولي از منظر

عدالت يك واقعه كاملاً منصفانه است كه روي مي دھد. ھزاران سال امور جھان بدست و اراده آشكار

مردان بود و اينك نوبت زنان است تا چه كنند. اين ھمان فلسفه فمينيزم (مكتب اصالت زن ) است كه

جھانگير مي شود و ھيچ چيز مانع وقوع اين حق نيست و بلكه بيش از زنان خود مردانند كه به لحاظ

تاريخي در حال بازنشسته شدن ھستند و مايلند كه اراده امور را به دست زن بسپارند ھمانطور كه در

اواخر عمر ھر زناشوئي ، زن سالاري رخ مي دھد در اواخر عمر تاريخي بشر (آخرالزمان ) ھم شاھد زن

سالاري ھستيم . بھرحال نظام جھاني مردان به پديدۀ امپرياليزم و تكنولوژيزم انجاميد كه آستانه نابودي

بشريّت است . حال ببينيم كه زنان چه دسته گلي به آب مي دھند. بھرحال فمينيزم در مراحل كودكي اش

چيزي جز مكتب اصالت سقط جنين و ھمجنسگرائي زنان و نابودي نسل بشر ارمغاني دگر نداشته است

مگر اينكه در مراحل رشد بلوغش عاقلتر شود . اميداوريم كه چنين شود شما ھم بھتر است اميداور

باشيد چون چاره اي جز اين نداريم .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 10


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۹ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۵۶:۱۵ ] [ محمد ]

تعريف «آخرالزمان »

آخرالزمان مرحله و وضعيتي از تاريخ بشر است كه در ھمه مذاھب بزرگ جھان ازقبيل ھندوئيزم،زرتشت

،يھود،مسيحيت و اسلام ازآن سخن رفته ودرباره اش پيشگوئي ھا شده است.

ھمانطور كه واژۀ « آخرالزمان » بما خاطر نشان ميكند سخن ازپايان تاريخ و ترمينال و بارانداز ھمه تمدنھا و

فرھنگھاي بشري مي باشد. ولي اين پايان يا ترمينال بسيار فراتر و اساسي تر از مسئله بشريت مي

باشد و بلكه وضعيتي در ذات طبيعت و كائنات است كه جوامع بشري را ھم شامل مي شود كه نھان و

ذات پديده ھا به عرصه ظھور و بروز نھائي مي رسد. و بدين لحاظ مترادف با « قيامت » پنجاه ھزار ساله

است كه در قرآن ذكرش رفته است .

بنظر ما طبق معارف قرآني و احاديث اسلامي اين روز پنجاه ھزار ساله با ظھور اسلام محمدي(ص) و ختم

تبوت آغاز شده است و لذا ما حدود چھارده قرن است كه در آخرالزمان قرار داريم و به ھمين دليل ھم

اسلام دين آخرالزمان ناميده شده و پيامبر اسلام ھم پيامبر آخرالزمان خوانده شده است. و در اين دوران

طبق دھھا حديث از رسول و ائمه اطھار حقايق دين و راه ھدايت و رستگاري جز از طريق خود شناسي

ممكن نيست يعني بواسطه عرفان. و رسول اكرم(ص) نيز بوضوح مي فرمايد كه: « زين پس فقط رھروان

معرفت نفس قادرند كه به حقايق دين من نائل آيند ...». اين ھمان راز ولايت وجودي و حق امام و درستي

مكتب عرفان اسلامي است كه در رابطه مراد و مريد تبيين شده و ماندگارترين بخش معرفت ديني ما را

پديد آورده است .

در احاديث اسلامي به زبان رسول اكرم(ص) مكرراً بيان شده است كه علي(ع) باني و پرچم دار و سلطان

قيامت آخرالزمان است و به ھمين دليل نور ھدايت عرفان اسلامي قلمداد شده است و ھمو نابترين

سخنان را درباره خودشناسي عرضه نموده كه اصول عرفان اسلامي محسوب مي شوند و از آن جمله

است:« ھركه خود را نشناخت نابود شد » و نيز اين سخن معروف آن حضرت كه دال بر آغاز قيامت

آخرالزمان است:« ھشدار كه رشته ھاي بقاي دنيا بريده شد... ».

طبق معارف قرآني قيامت ھمان عرصه رويارويي با پروردگار است و قلمرو ظھور و تعيَن عالم غيب مي

باشد و در اين دوران نھان ھر كسي آشكار مي شود و لذا عرصه توبه بزرگ و تاريخي كل بشريت است.

طبق ھمين معارف در مي يابيم كه قيامت عرصه تفريد و تجريد نفس يعني تنھائي فزاينده انسانھاست و

در آن دوران جز خدا ھيچ ياور و پناھي نيست و جز خداشناسي ھيچ راه نجاتي نيست و آن بواسطه خود

شناسي در رابطه با يك پير فرزانه است كه به مثابۀ امامي زنده مي باشد . و لذا دھھا سخن در احاديث

شيعي وجود دارد كه انسان بدون امام را كافر و گمراه مي خواند كه منظور امام زنده است بعنوان پيرو

مراد عرفاني.

به لحاظ تاريخي دورۀ آخرالزمان ھمان قوس صعود و عرصه رجعت بسوي خداست كه در ذات ھستي رخ

ميدھد و مصداق انا اليه راجعون مي باشد و اين رجعتي ذاتي و جبري در انسان نيز مي باشد. يعني دورۀ

شش ھزار ساله از ھبوط آدم تا خاتم (حضرت محمدص) ھمان دروۀ نزول است كه با ختم نبوت به كمال

رسيده و زان پس دورۀ صعود و رجعت ھستي بسوي پروردگار است كه اينك در آن واقع شده ايم كه

ھمان دورۀ امامت است . دورۀ نزول ھمان دورۀ پرستش خداي آسمان است كه خبرش بواسطه انبياي

الھي به بشر رسيده است و در دورۀ صعود كه نبوت ختم شده است عصر امامت به معناي خداي خودي

است كه بواسطه خود شناسي در رابطه با امام ممكن مي شود. آن دورۀ خبر (نبوت) بود و اينك دورۀ

« اثر » است و گوئي كه خداوند از آسمان به زمين آمده است و لذا نيازي به رسولان نيست. اين ھمان

قيامت به معناي قلمرو لقاءالله است. در اين دوران عقل و معرفت نفس به جاي وحي و نبوت قرار گرفته

است.

در بسياري از آيات قرآني نشانه ھاي اين دوران پيشگوئي شده است ھمچون : پاره شده آسمان و

باريدن تشعشعات مرگبار از آسمان (مصداق پاره شدن لايه اوزون )، سر ريز شدن آب درياھا (سونامي

ھا) ، زلزله ھاي مستمر ، خسو ف و كسوفھاي پي درپي و اختلالات عظيمي در قوانين طبيعت.

ودر قران كريم آمده است كه دوزخ آشكار مي شود كه در حديثي از رسول اكرم نيز آمده است كه ماده

اصلي دوزخ و غذاي اھل دوزخ ماده اي بنام « نفط » است كه امروزه شاھديم كه جھان ما جھان حاكميت

نفت مي باشد و منبع بقاي بشر آخرالزمان است .

در صدھا سخن از حضرت رسول (ص) و علي (ع) و سائر ائمه اطھار نشانه ھائي دگر از وضعيت جوامع

بشري پيشگويي شده است كه امروزه شاھدش مي باشيم ھمچون :معابد به كاخھا تبديل مي شوند و

جز منافقان در آن رفت و آمد نمي كنند....مردان زن نما مي شوند و زنان مردوار مي گردند، فسق و فجور

افتخار مي شود ...والدين فرزندان خود را به قتل ميرسانند .... خود كشيھاي دسته جمعي رخ مينمايد

.... صادقان و خردمندان را ابله مي خوانند و رياكاران و تبھكاران را خردمند مينامند ...و در آن دوران ھمه

غذاھا زھرآگين و مسموم و كشنده مي شوند و ھمه شھرھا در دود غرق است و پرندگان آھنين و

آتشخوار حكم ميرانند (موشكھا و ماھواره ھا ) اين دوران طبق ھمين احاديث عرصه ظھور دجال ھاست

كه ھمه مردمان را مي فريبند و نشانه ھايي از اين دجالھا و خر دجال بيان شده كه اكثريت آنھا در ماھيت

تكنولوژي جديد عيان شده است. و نيز سخن بر سر جنگھاي جھاني است كه امكان زندگي درشھرھا را نا

ممكن مي سازد و مؤمنان به كوھستانھا و ارتفاعات پناه مي برند .

اين نشانه ھا در سائر كتب و روايات دين يھود و نصاري فراوان است و ذكر ھمه اين نشانه ھا جمعاً بيانگر

اين واقعيت است كه ما در عرصه آخرالزمان و قيامت پنجاه ھزار ساله قرار داريم.

پس جھان مدرن جھان آخرالزمان است و بدون درك و تصديق اين واقعيت جھاني فھم ھيچ واقعيتي و لذا

حل ھيچ مشكلي ھم ممكن نيست .

از " كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 7


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۵۴:۰۰ ] [ محمد ]

مرضي بنام همجنس گرائي

عصر مدرنيزم به لحاظي عصر نھضت جھاني ھمجنسگرايان است و بدين لحاظ به مثابۀ رجعت

جھاني قوم لوط مي باشد و عصر لوطيزم يا لاطيزم است زيرا فرھنگ حاكم بر اين جماعت ھمانا

لوطي گري و لاطي است . و مي دانيم كه جماعت لاط و لوطي بيش از ھر امري معروف به لااباليگري

و عدم تعھد به امور اخلاقي و اجتماعي ھستند . و در عوض دعوي عشق و عاشقي و خدمت بي

شائبه به ديگران را دارند البته خدمات فسق و فجوري و عشرتكده اي و ميخانه اي و پا منقلي. و اين

نيز ديگر از نشانه ھاي آخرالزمان و پايان تاريخ به عنوان عرصه انقراض نسل بشر مي باشد . تكّبر و

خود پرستي تا سر حد انكار ھر تعھدي حتّي در قبال نياز جنسي و ازدواج منشأ اصلي بروز مرض يا

عذابي بنام ھمجنسگرائي است كه در مردان تحت عنوان عشق گرائي و تخدير گرائي وگاه درويش

گرائي و در زنان مدرن تحت عنوان فمينيزم خودنمائي مي كند : مكتب اصالت مردانگي و نرينه گي و

اصالت مادينه گي ! و اين يك زندگي انگلي و كرم صفتي است چرا كه انگل و كرم كدو بطور ژنتيكي در

آن واحد در خودش حامل نرينه گي و مادينه گي است و لذا جانوري خود –گاه مي باشد . ولي در

انسان اين مرض ژنتيكي نيست بلكه فرھنگي و اخلاقي مي باشد و توجيه ژنتيكي و رواني اين مرض

يك فريب بزرگ مي باشد . اين مرض دشمن تعھد و وفا و مسئوليت است و لذا يكمرض كاملاً كافرانه

و فاسقانه مي باشد و مبتلايانش در جرگه معذبترين افراد بشري مي باشند و جز با توبه از كفر و

فساد اخلاقي علاجي ندارند .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 170


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۷:۴۰ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت