خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 17
دیروز : 7
افراد آنلاین : 1
همه : 25344
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

تناقض شيكي و حجاب


حجاب اگر به انگيزه عفت و عصمت است در يك كلام بمعناي جلب نظر نكردن به عمد است بواسطه لباس

،رفتار يا گفتار و روشھاي زيستن . امروزه بسياري معتقدند و حتّي در رسانه ھاي ملي ما تبليغ مي كنند

كه شيك بودن ھيچ تناقضي با حجاب ندارد. پس بھتر است شيك بودن را تعريف كنيم . شيك بودن

بمعناي جالب و جذاب و تحريك كننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال

اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائي جلب نظر شود اين ھمان حجاب ضد حجاب است و يك نفاق

آشكار است و شبھه اي از مذھب ضد مذھب مي باشد . بنابراين اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر

نكردن نامحرمان باشد ھيچ قانوني قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد يا جامعه اي نيست . پس

بھتر است كه معنا و فرھنگ و انگيزه ھاي حجاب و عفّت را توسعه و تعميق دھيم و اينقدر كليشه اي و

فرماليستي عمل نكنيم . زيرا در يك جامعه مذھبي ھيچ زني خطرناكتر از زن فاسد محجّبه نيست زيرا ھم

فتنه اش وسيعتر و نامرئي تر است و ھم دين خدا را بد نام مي كند و ھم نفاق را اشاعه مي دھد .

حجاب شيك بدتر از بي حجابي است . زن با حجاب زني است كه از جلو مرد ھرزه اي عبور كند بي آنكه

نظرش را بسوي خود بكشد چه با چادر و چه بي چادر .

آنكه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان مي كند بسيار مخربتر است تا آنكه صرفاً بواسطه اندامھايش

دلربائي مي كند زيرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ ميكند و

در آنجا منزل مي گزيند و نفس زن را تسخير مي كند و او را روسپي صفت مي نمايد . درحاليكه نگاه صرف

به اندام بسيار سطحي تر و پاك شونده تر است . حال بھتر مي توانيم علّت مفاسد اخلاقي و روسپي

گري پنھان را در جامعه خودمان درك كنيم و لذا علاجش نمائيم بواسطه آيه لا اكراه في الدين .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 147


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ آبان ۱۳۹۵ ] [ ۱۲:۱۳:۱۹ ] [ محمد ]

دين داري و معجزه


امروزه بسياري بر اين تصورند كه دين و ايمان يعني اعمال خارق العاده و معجزه آسا . اين نيز از وراثت

بني اسراييلي در تاريخ است كه اصولاً پيامبر بي معجزه را پيامبر نمي دانند به ھمين دليل امروزه اعمالي

مثل فال گيري و رمالي و جنگيري و احضار روح و ھيپنوتيزم و انرژي درماني و... به حساب دين و دينداري

مي آيد و عاملان اين فوت و فن ھا عموماً دعوي پيامبري دارند . بقول خواجه عبدالله انصاري : اگر بر آب

روي خسي باشي اگر در ھوا پري مگسي باشي رو دلي بدست آر تا كسي باشي .

از بس كه حضرت موسي و ھمچنين ناجي يھود يعني حضرت مسيح براي كفر و انكار و شقاوت قومش

معجزه نازل كرد تا ايمان آورند اين قوم پنداشتند كه دين و ھدايت يعني معجزه گري و جادو گري و اين

سنت كافرانه را در سائر مذاھب ھم القاء نمودند . مي دانيم كه طبق كلام قرآن مؤمنان اوليه در ھر

مذھبي بي كمترين معجزه و كرامتي ايمان آوردند و كساني كه ايمانشان منوط به معجزات بود نھايتاً كافر

شدند . معجزه مربوط به دوران بربريت و جھل بشر بوده است دوراني كه ھنوز شعور و ادراكي پديد نيامده

بود تا بواسطه آن جھان ماوراي طبيعه را باور كنند . پيامبراني كه در اقوام با شعورتر ظھور كردند گاه اصلاً

ھيچ معجزه فيزيكي نداشتند به مانند بودا .

دين و دينداري جادوگري نيست بلكه خرد و صلح و وفا و عزت و محبت است . پيامبر اسلام بعنوان اكمل

انبياي الھي تنھا پيامبر بدون معجزه مادي در مذاھب ابراھيمي است و لذا نبوت را ھم ختم كرد و عقل را

وحي بدن ناميد و معرفت نفس را تنھا راه استمرار دينش قرار داد و لذا افكار جادوگري در دين اسلام كفر و

الحاد است .

كرامتھاي معنوي و عرفاني يكي از محصولات طبيعي دينداري در مراحل اخلاص است كه آن ھم خيرش

بي ھيچ مزد و منتي به مردمان مي رسد . معجزه پرستي ادامه كفر و نفاق است و ربطي به اسلام ندارد

. در قرآن كريم نيز مكرراً ذكر شده است كه حتي اگر خداوند و ملائك در مقابل كافران آشكار شوند آن را

توھم و چشم بندي مي نامند و بر كفرشان مي افزايند . نمايشھاي كرامت جويانه آن ھم تحت عنوان

عرفان ھيچ ربطي به اسلام ندارد و ادامه خرافات بني اسرائيلي و بت پرستي ھندو است . آنكه دين و

ارزشھاي معنوي را از منظر اين امور مي نگرد يك شيّاد در لباس دين است . در مذھب شيعه كرامت و

معجزه ايي برتر از معرفت نفس نيست كه موجب انقلاب و تحولات روحاني در مؤمنان مي شود كه تماماً

تصديق عقلانيت است . آنكه تحت عنوان دين و عرفان در جستجوي معجزه و كرامت است بويي از دين و

معرفت نبرده است و ھيچ ميلي نيز به آن ندارد.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 119


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ آبان ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۰۰:۴۶ ] [ محمد ]

شرايط توكل


توكل خالصانه به خدا كه تنھا قلمرو رابطه اي مستقيم با خدا و تقرب الي الله در عمل است ھنگامي

ممكن است كه آدمي در شرايط انتخاب بين حق و باطل قرار گيرد در شرايطي كه براي انتخاب حق ھيچ

ضمانت و امنيت جاني وناني و نامي و عاطفي در نزد خلايق نداشته باشد و از ھمه سو تھديد شود و ھيچ

ياور و بيمه و ضامن ھم دركار نباشد.

اصولاً كسي كه دعوي ايمان و اخلاص و خداپرستي دارد ھرچند وقت از جانب خدا دچار چنين امتحان

و انتخابي مي شود تا خودش ببيند كه براستي آيا خدا را براي خود كافي مي داند يا نه.

دين و دعوي ايمان و خداشناسي در يك كلمه چيزي جز اثبات « خدا كافي است » نمي باشد. و چنين

اثباتي ھنگامي محقق مي شود كه فرد مدعي و امتحان شونده في الواقع در آن امتحان و انتخابش بناگاه

كل اركان حيات معيشتي و اجتماعي و عاطفي و حيثيتي و جاني خود را بر لبه نابودي ببيند و ھيچ راه

نجاتي جز از جانب خود خدا نداشته باشد و به خدا اطمينان كند و حق را انتخاب نمايد. و اينگونه است كه

آدمي ھم خودش را به تمام و كمال مي آزمايد و ھم خدايش را . و انسان تا در چنين امتحاناتي موفق

نشود ايمان وباورش به خدا و دين و حقيقت شعاري ميان تھي است . خدا را فقط مي توان در مواقع

نابودي شناخت. و توكل يعني اطمينان به خدا در چنين شرايطي. توكل قلمرو يافتن ھستي از نيستي

است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني -جلد دوم ص 108



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ آبان ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۳:۲۹ ] [ محمد ]

فلسفه احساس گناه


احساس گناه ، احساس زشتي در قبال زيبايي است احساس بدي در حضور خوبي ، احساس مرگ در برابر زندگي

و احساس نابودي در قبال ھستي است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زيبا شدن ، خوب بودن ، پاك و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تكامل است و منشأ تعالي انسان مي باشد . آنكه اين

احساس را ندارد نيست و نمي داند كه نيست به ھمين دليل احساس گناه در وجود پاكان و اولياي خدا به

شديدترين وجھي خود نمايي مي كند . احساس گناه ھمان منشأ ف فري خود- آگاھي در انسان است و ھمان معناي

بصيرت و بستر معرفت نفس است . و كسي كه اين احساس را ندارد ھنوز در عرصه حيات انساني وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست كه مظھر نيكي و قدرت و پاكي و حيات و ھستي است . آنكه

بيشتر خدا را در ذاتش احساس و درك مي كند شديدتر احساس خطا و گناه مي كند و شديدتر در عطش كمال و

جاودانگي است و ھمين عطش عرصه انسان شدن و ھستي يافتن است تا آنگاه كه خوديّت حقير و عدمي انسان

به ذات خداوند ملحق مي گردد و اينجاست كه احساس خطا و گناه بر مي خيزد و دوئيت از ميان مي رود و انسان

جانشين خدا مي گردد .

آنكه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه مي بيند اصلاً نمي بيند . پس آنكه احساس خطا و جھل و

تباھي را در خود مخفي مي دارد در واقع مشغول نابود سازي روح خويشتن و كور كردن چشم حق در ذات

خويشتن است و اين است كه كفر به معناي نداشتن احساس گناه عين جاھليت عرصه جانوري بشر است . اين

است كه خداوند در قرآن مي فرمايد كه كافران در ھر آنچه كه ميكند كمترين ترديدي ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آيي و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از اين منظر است كه عدميّت خود را

مي بيند و طالب وجود مي شود . و اين است كه علي (ع) مي فرمايد: « آنكه خود را نشناخت نابود است » زيرا

آنكه خود را مي بيند و درك مي كند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمين احساس منشأ خلقت انساني بشر

است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 119



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ آبان ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۲۴:۴۱ ] [ محمد ]

ملاك كفر و ايمان


روزي به يكي از آشنايانم گفتم: « تو عجب كافري ھستي ». او كه رنگ از صورتش پريده و گوئي

ميخواست بمن حمله كند و گلويم را بفشارد گفت : محض اطلاع شما بايد بگويم كه در تمام عمرم نه از

ديوار كسي بالا رفته ام . نه زنا كرده ام. نه مال كسي را خورده ام و نه توي گوش كسي زده ام و نه به

عھدي خيانت كرده ام . و بلكه به دھھا نفر كمك كرده و آنان را از گرفتاريھا و فقر و بدھي نجات داده ام و

ھمه نمازھاي عقب افتاده زندگيم را جبران نموده ام وبيش از پيش از خمس و زكات خودم به مردم انفاق

نموده ام. آيا در مذھب شما ملاك مسلماني چيست؟ به او گفتم : در مذھب من ملاك مسلماني اينست

كه اگر به كسي بگوئي كه كافر و رياكار و ناپاكي ، از خجالت سرش را پائين مي اندازد و تا بناگوش سرخ

و شرمنده مي شود و در دلش اين كفر را مي بيند و تصديق مي كند و خود را قابل دفاع نمي يابد و دست

كسي را ھم كه اين كفر را به او نمايانده مي بوسد و ديگر رھايش نمي كند و او را دوست و بلكه امام

خود قرار مي دھد حتي اگر بقول شما ھمه احكام شرع را بظاھر رعايت كرده باشد . در ميزان دين ما

آدمھاي مؤمن خود را كافر مي بينند و آدمھاي كافر ھم خود را مؤمن مي پندارند. ما اين درس را از امامان و

پيامبر خود آموخته ايم . در مذھب ما نشانه ايمان خشوع است و نشانه كفر ھم تكبر و غرور است . در

مذھب ما ملاك دل است و نه گل . در مذھب ما چه بسا يك مرتاض قديس را كافر نامند. درمذھب ما ،

خداي ما بر سر نماز گزاران متكبر فرياد مي كشد و عذابشان مي كند. در مذھب ما ھر چه كه از

خودپرستي و خود – محوري و سرخود باشد كفر است و اينست كه قديس بي امام را كافر نامند و

ايثارگران خودپرست را فاسق مي خوانند.

دين آدم متكبر بدتر از بي ديني است. در مذھب ما گناه كردن ، گناه نيست بلكه شرمنده نبودن گناه است

و غرور خود شيطان است.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 109


---------


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۱:۴۷ ] [ محمد ]

فلسفه تاريخ نبوت


نبوت در يك كلام چيزي جز امر به معروف و نھي از منكر نبوده است . اين امر ونھي از زبان وحي در اعماق

فطرت بشري مولد عقلانيت شد كه ھمين امر موجب ختم نبوت گرديد كه سرآغاز دين عقلي است .

بنابراين در دوران ختم نبوت يا آخرالزمان تنھا رسالت ديني فقط توسعه و تعميق عقل ديني و دين

عقلاني است كه در قلمرو معرفت مترادف با ھستي شناسي ديني و ھستي شناسي دين و عقل

شناسي يا شناخت شناسي مي باشد كه جملگي زمينه ھاي متفاوت معرفت نفس ھستند . و اين ھمان

قيامت دين است.

به بيان ديگر ما در دوران ختم امر بمعروف و نھي از منكر قرار داريم كه اين ھمان ظھور جھاني

« لا اكراه في الدين» است كه عرصه عقل واختيار مي باشد. در واقع امروزه ديني جز عرفان نيست و مابقي يا

عقب مانده گي تاريخ است و يا غفلت از حق انسان آخرالزمان و فقدان اسلام محمدي. و اين بمعناي امر

به عرفان و نھي از دين جاھلانه و تقليدي - تاريخي است كه ھمان تحقق كمال نعمت خدا در عرصه ختم

نبوت مي باشد و قيامت دين. اين ھمان رسالت امامان آخرالزمان است: رسالت عرفاني! و غير از اين دين

عرصه جاھليت و قبل از ختم نبوت است . امروزه دين چيزي جز معرفت ديني نيست كه انسان مدرن را بر

سر دوراھي كفر آشكار يا ايمان خالص، مخير مي سازد. و غير از اين دين شرك و نفاق است كه جز

ضلالت و انحطاط نيست زيرا ھنوز در عرصه اكراه در دين قرار دارد. و اين تفسير آية الكرسي است كه به

مثابه قلب قرآن مي باشد.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 108



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۴:۳۰ ] [ محمد ]

فلسفه اخلاص در دين


آدمي تا زمانيكه ھنوز در اين دنيا به كسي يا چيزي و نھايتاً بخودش اميدوار است خالصانه روي بخدا نمي

كند و ھنوز مشرك است. بنابراين اخلاص در دين و دين خالصانه حاصل خروج از خويشتن خويش در غايت

نوميدي از خويش است بشرط آنكه آدمي بتواند اين نوميدي از خويشتن را تا به غايتش پاس دارد و در آن

بماند و نگريزد و روي به تخدير و دريوزه گي نكند و ديوانه ھم نشود. پس اين قدرت و مقام عظيمي است

كه جز از عاشقان حقيقت بر نمي آيد. ھمه مردان خدا و پيامبران و عارفان كامل برآمده از چنين مقامي

ھستند. تنھائي مطلق! يعني آنگاه كه از ھستي آدمي جز تن محض باقي نمي ماند. ماندن در ھمين تن

محض بي ھيچ ايده و اميدي اين تن را خانه خدا مي كند و اينست مقام مخلصين كه بقول قرآن اراده و

اعمال آنھا جملگي از خداست از نزد خدا روزي مي خورند و در ھمين دنيا در جنات نعيم پروردگارند و با

خداي خود بي حسابند و اين مقام دوستي با خدا مي باشد مقام ولايت وجودي! ھاي تن به ھوي دوست

مي رسد! خدا در غايت نوميدي در انتظار انسان است و از اعماق اين ظلمت بناگاه نوري مي درخشد و

آفتاب حق طلوع مي كند و تني ھيچ و پوچ محل ظھور نور پروردگار مي شود و خانه اميد نوميدان !


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 107



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۰:۰۴ ] [ محمد ]

ام المسائل جامعه امروز ما (شرك)

مسئله اينست : چرا تلاشھا و ايثارگريھاي مردم و مسئولين نظام از آغاز انقلاب تا به امروز آنگونه كه بايد

ببار نيامده و در بسياري امور حاصل معكوس داشته است مخصوصاً در وادي فرھنگ و معنويت؟

قرآن كريم بما مي آموزد كه ابطال و ناكامي و شكست و بيحاصلي از تلاشھاي بشر دليلي جز شرك

ندارد . شرك به زبان ساده يعني انديشه و عمل خدا – خرمائي. يعني اميال و اعمال كافرانه و ناحقي كه

با آرمانھاي مؤمنانه و بر حق مي آميزد و يا تبديل به يكديگر مي شود و التقاط پديد مي آورد . يعني

دنياپرستي ملبس به دين، اقتدار گري ملبس به عدالت جوئي، خودكامگي ملبس به شرع ، غرب زده گي

ملبس به ھويت ملي و علم گرائي . سخن از كلاھھاي شرعي جھت حلال سازي محرمات است.

شرك در بلند مدت در نفس فرد و ھويت جامعه منجر به نفاق مي شود و نفاق به معناي انشقاق ماده

و معناست و خلأئي كه بين اين دو رخ مي نمايد. و ما امروزه در آستانه چنين وضعي ھستيم، در حال

سقوط در خلاء بين دين و دنيا و ماده و معنا. دروغ مي گوئيم و نماز مي خوانيم ، روزه ميگيريم و ربا مي

خوريم،صدقه مي دھيم و خيانت مي كنيم، نگرش و روند كل زندگي و انديشه ما ماترياليستي و ليبرالي و

آمريكائي است منتھي تحت الشعاع آداب شرعي.

تا مدتھا ھمه نقايص به گردن جنگ تحميلي و ضد انقلاب و آمريكا واسرائيل بود ولي حالا ديگر ھيچ بھانه

اي نداريم الا اينكه به گردن خود بگيريم و به خود آئيم و علت مسائل را در ھويت نگرش و انديشه خود

بيابيم. ما امروزه نيازمند يك انقلاب ايدئولوژيكي و عرفاني ھستيم ، نيازمند يك شرك زدائي عظيم و توبه

اي ملي و انقلابي و شيعي .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 105



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۵:۵۱ ] [ محمد ]

توبۀ گرگ


از قديم گفته اند كه« توبه گرك ، مرگ است » اين بدان معناست كه بسياري از آدمھا آنگاه كه به دام

افتادند از فرط ناچاري توبه مي كنند تا از دام رھا شوند و بلافاصله مشغول تبھكاري مي شوند . بسياري

از آنچه كه توبه ناميده مي شود و در واقع توبه از اصل گناه نيست بلكه توبه از عذاب كشيدن است كه اين

نوع توبه ھا فقط منجر به پيچيده تر شدن گناھان و مكّارتر شدن بشر مي شود . خداوند نيز مي فرمايد

آنگاه كه عذاب خدا فرود آمد ھيچ توبه و شفاعتي پذيرفته نيست و فرد بايستي عذابش را بكشد و اين

عذاب تنھا راه پاكسازي وجود فرد از سياھي و ثقل گناه است . انواع عذابھاي دوزخ مخصوص پاكسازي

نفس بشر از انواع تبھكاري ھائي است كه نفس را تباه و بيمار و ديوانه ساخته است . دوزخ بيمارستان

نفس بشر است . بسياري از تبھكاران چه بسا اعتراف به گناه مي كنند تا آن گناه را توجيه و تقديس و

تبرئه سازند و فرد مقابل را ھم به ارتكاب آن گناه وسوسه نمايند . بسياري ديگر از اعترافات به قصد گمراه

نمودن طرف مقابل است تا اعتماد او را بدست آورده و بدينگونه مقاصد پليدتري در سر مي پرورانند . اگر

اعترافي به گناه در نزديك مؤمن ديگر براستي به قصد توبه و ياري جستن براي اصلاح زندگي باشد ھمان

اعتراف موجب پاكسازي و احياي ايمان و قدرت اراده براي نجات مي شود . ولي بسياري از به اصطلاح راز

دل گفتن ھا و اعترافات در محافل فسق و فجوري از جنس توبه گرگ است و قصدي جز اشاعه فساد و

فتنه و فريب ديگران ندارد و موجب توسعه و تعميق گناه است . اعتراف به گناه در نزد آدمھاي تبھكار يك

گناه برتر و پليدتر است و مقصودي جز اشاعه گناه ندارد . تجربه كليساھاي مسيحي اين واقعيت را به

اثبات رسانيده است . اعتراف فقط در نزد مردان خدا موجب تزكيه نفس و رستگاري مي شود . به قصد

توبه از گناه و نه توجيه و تجارت گناه .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 94


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۱:۵۹:۳۳ ] [ محمد ]

فلسفه نفاق - (دين ابزاري)

در يك كلام بايستي نفاق را حاصل ابزاري نمودن ارزشھاي معنوي و فطري دانست كه فطري ترين

ارزشھا كه منشأ ھر ارزشي است دين خداست. لذا ابزاري ساختن دين به مثابۀ اشدّ نفاق و مھد ھر نفاق

مي باشد .

رعايت حجاب جھت جلب نظر ويژه مردان، نماز خواندن جھت حلال سازي حرام، موعظه ديني جھت امرار

معيشت ، استفاده از الفاظ و معارف ديني جھت جلب شھرت و تدارك رياست ،بكارگيري معاني و آيات

الھي جھت توجيه و تقديس مقاصد دنيوي و ...... نمونه ھائي از ابزاري نمودن دين است كه قلمرو پيدايش

نفاق بعنوان اشد كفر مي باشد كه در قرآن مذكور است .

آدمي براي امرار معيشت و ارضاي نيازھاي غريزي خود نيازي به دين ندارد و خداوند بدون دين و ايمان ھم

به ھمه مخلوقاتش بي منّت رزق مي دھد .

لذا كسي كه دين را به قصد دنيا بكار مي گيرد رزق خود را نيز به مھلكه مي اندازد و حرام و فاسد مي

كند و بين خود و خدايش نفاق مي اندازد و در آن خلاء سقوط مي كند . لذا استفاده ابزاري و دنيوي از دين

به مثابۀ غايت حماقت بشر است . و ھمه عذابھاي اھل دين از بابت اين حماقت است . كسي كه دين را

براي دين نخواھد ، معنا را براي معنويت و ارزش را براي حقّ ارزش نخواھد و عفّت را براي عفّت و

معرفت را براي حق معرفت نخواھد به نفاق مبتلا شده است .


از كتاب " دايزه المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد دوم ص 100


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۰۷:۱۹ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت