گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
کافه بازار
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 52
دیروز : 64
افراد آنلاین : 1
همه : 21375
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
بخل علما و علم بخيل

حديثي از رسول اكرم (ص)علم را حجاب اكبر مي داند يعني بزرگترين پردۀ ظلمتي كه ميتواند در مقابل
بصيرت اھل علم قرار گيرد و او را از مشاھده و تصديق حقيقت كور سازد. يكي از مشھورترين نمونۀ
تاريخي چنين حجاب اكبري را در ماجراي رابطه مولاي رومي با شمس تبريزي شاھديم كه تا مولوي دل و
انديشه از علوم عاريه اي نكشيد آفتاب حقيقت را در وجود شمس نديد . ولذا ھمو در كل مثنوي خود در
يك كلام ھدفي جز نشان دادن اين حجاب ندارد .
از جمله نشانه ھاي ظلماني و زشت اين حجاب اكبر در عُلما ھمانا بخلي حيرت آور و بس احمقانه است
كه در اكثريت آنھا غوغا مي كند و گاه آنھا را به غايت ظلم مي كشاند و حتي ديني ترين عُلما را به ورطه
كفر مي اندازد . بخل و حسد و تكبر ي كه در ميان عُلما ديده مي شود بسيار بندرت در عوام قابل مشاھده
است. اين ھمان عاملي است كه عُلما را به خدمت حكّام ستمگر مي كشاند تا حقيقت را براي مردم
وارونه سازند و از علم خود براي اسارت خلق بھره گيرند. قرآن كريم بخل را از جمله نشانه ھاي كفر قرار
داده است . بدينگونه مي توان گفت كه علومي كه در نزد اين عُلما وجود دارد علم حقيقي نيست بلكه از
 ھمان علمي است كه در قران كريم به« علم بغي »معروف است كه علم از روي بخل و كفر و سلطه و 
ستم است و بازيچه اي است كه پيروانش را رسوا و ھلاك مي سازد .
علم بغي كه داراي ماھيتي حسود و كافر و ستمگر است ھمان علوم عاريه اي و مدرسه اي ميباشد كه
ريشه اي در جان و دل صاحبش ندارد و لذا بكار اصلاح زندگي خود او نميآيد و جز در بازار فروش خاصيتي
ندارد و خاصيت بازار ھم چيزي جز كفر و بخل و رقابت و سلطه و خود فروشي نيست .
بنابر اين بايد گفت كه علم حقيقتي كه علم خدمتگزار و متواضع و شريف و مؤمن و صادق است جز از راه
معرفت نفس حاصل نمي آيد .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص153

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۱:۴۷:۰۱ ] [ محمد ]
اعلاميه حقوق بشر عرفاني

١. ھيچ انساني با انسان ديگري برابر نيست: نه سياه با سفيد، نه زن با مرد، نه مسيحي با
مسلمان، نه غني با فقير، نه كودك با انسان بالغ، نه شرقي با غربي، نه روستائي با شھري، نه
باسواد با بيسواد، نه مؤمن با كافر، نه زشت با زيبا،نه مظلوم با ظالم. بلكه ھر انساني يك
موجود منحصر به فرد و بي ھمتا و احد و بي نياز و مظھري از جمال خداوند در عالم خاك است.
ھر كسي ھمان است كه مي خواھد باشد و ھيچكس به ديگري ظلم نكرده بلكه ھر كسي فقط
بخودش مي تواند ظلم كند و بخودش ميتواند دروغ بگويد و لاغير.

٢. ھمه بندگان و پرستندگان خداوند خالق ھستند و خواه ناخواه بسوي او در حال رجعت ھستند
منتھي به دو راه و روش، دوزخي و بھشتي: جبارانه و مختارانه: خردمندانه و جاھلانه: مومنانه و
كافرانه: عاشقانه و فاسقانه.
٣. ھمه بر روي زمين از حقوق واحدي برخوردارند و داراي ارزشي واحدند فقط در نزد خداوند
انسانھاي فقيرتر و ضعيفتري كه سخاوتمند تر و قانع تر و صلح جوترند،برترند.

۴. ھيچ اعتقادي از اعتقاد ديگر برتر نيست فقط آنانكه صادقترند و منافع ديگران را بر نفع خود ترجيح
مي دھند عزيزترند و لذا بر حق ترند در قلوب مردم.

۵. صنعت پرستي راه و روش عذاب و خشم و جنگھاست و طبيعت پرستي راه و روش سلامت و
صلح و مھرباني است.
۶. ھيچ بايد و نبايدي بر حق نيست و ھر آنچه كه واقع مي گردد حق است و بايد فھم شود.

٧. ھر حكومتي در جھان برخاسته از نفس اكثريت آن ملت است . پس ھر دولتي لايق ھمان ملت
است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 149


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۷:۳۲ ] [ محمد ]

آيا دموكراسي ممكن است؟


دموكراسي به معناي حاكميت اكثريت مردم است . حال اگر اكثريت مردم دريك جامعه موٌمن باشند اين

دموكراسي ديني مي شود و در عيراينصورت دموكراسي كافرانه و يا منافقانه خواھد بود .

و اما طبق معرفت قرآني و ھمچنين تجربه بشري مي دانيم كه ھمواره تا قبل از پيدايش جامعه امام زماني،

اكثريت مردمان ھرجامعه اي كافر و مشرك و منافقند و موٌمنان ھمواره گروھي بسيار اندك و پراكنده اند .

و اين سنت خدا درميان خلق است كه دردھھا آيه قرآني بسيار بارز است كه اكثريت مردم را ھمواره

كافر و مشرك و ظالم مي داند . پس اگر چنين است پس دموكراسي ديني فعلا مقدور نيست الابواسطه

ديكتاتوري و ايجاد اكراه و رياي در دين كه موجب ھزاران فساد و فتنه است و اصل دين را نيز از ميان مي

برد و مرز حق و باطل را مخدوش مي سازد و ھمه مردم را بسوي بدترين كفر يعني نفاق مي كشاند .

شوراي سقيفه در صدر اسلام نخستين نماد از يك دموكراسي ديني و اسلامي بود كه آنھمه فساد و فتنه

پديد آورد و علي (ع) و موٌمنان زير بار آن نرفتند .و حتي دموكراسي ديني پنج ساله اي كه علي (ع)با اكراه

 و تھديد اطرافيان پديد آورد و پيشاپيش فاتحه آن راخواند كه « شما تاب تحمل عدالت مرا نداريد. »

نيز سند تاريخي بزرگي براي موٌمنان است كه تا زمانيكه اكثريت جامعه موٌمن نيستند بھتراست كه موٌمنان

حقيقي از دخالت درحكومت بپرھيزند .

بھرحال ھمواره اكثر مردمان جاھل و كافرند و لذا طبعا طالب جبر و جبارند و فقط به جباران راٌي مي دھند .

بنابراين اين نوع دموكراسي چيزي جز ديكتاتوري و سلطنت پنھان نيست . اين دموكراسي ھا ھمان

امپراطوريھاي قديم است كه حتي مسئوليت اعمال خود را ھم به گردن مردم مي نھد و از كوچكترين

مسئوليت ھم مبراست .

دموكراسي ديني به معناي واقعي كلمه ھمان جامعه امام زماني است و لاغير .

از دموكراسي ديني كه بگذريم واقعيت اينست كه حتي دموكراسي غير ديني ھم ممكن نيست .

مثلا دركشور آمريكا كه مھد دموكراسي محسوب مي شود ھمواره حدود نيمي از مردم ھرگز در انتخابات

شركت نمي كنند و نيمي از آن نيم ديگر موفق مي شوند يك كانديدا را به رياست برسانند . يعني حدود يك

چھارم مردم بر سه چھارم حكم مي رانند . واين ھمان دموكراسي ضد دموكراسي است .

از اين امر كه بگذريم واقعيت ديگر اينست كه حكومت مظھر نفس اماره جامعه است كه برآن جامعه حكم

ميراند و لذا درھمه حال برحق است وعدالت جاريست . آن گروه اندك از موٌمنان ھم كاري به حكومت

ندارند و تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حكومتھا ھم ھيچ گزندي به آنان نمي رسد . درست به

ھمين دليل علي (ع) موٌمنان را از در افتادن با حكومتھاي جبار منع كرده است تا زمانيكه اكثريت مردم

موٌمن نيستند و بھر حال با حكومت خود كنار مي آيند . علي (ع) براي موٌمناني كه مي خواھند علي رغم

ميل اكثريت مردم با حكومت بجنگند عذابھاي بزرگي پيشگوئي نموده است زيرا اين موٌمنان با عدالت حاكم

برآن جامعه مي جنگند .

درحقيقت ھمه حكومتھا درطول تاريخ تا به امروز داراي ماھيتي دموكراتيك (مردمي) بوده اند . ھيچ حاكم

عادلي نمي تواند برجامعه اي ظالم حكومت كند ونبايد بكند .

حكومتھاي دموكراتيك فقط رياكارتر از سلطنت ھستند .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 139


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۵۰:۲۴ ] [ محمد ]

ايران سرزمين ياران


ايران و ايراني از قديم الايام ياور مظلومان و حامي عدالت و منجي محبّت و صلح در تاريخ بشر بوده است

. نخستين قومي كه خداوند را به يگانگي پرستش نمود ايراني بود. در تاريخ جھان ايراني تنھا قومي است

كه مطلقاً سابقه بت پرستي ندارد و اين بدان معناست كه زرتشت بايستي نخستين پيامبر توحيدي در

تاريخ تمدن بشر بر روي زمين باشد كه قدمتش از ابراھيم ھم بيشتر است كه برخي از اساطير كتاب

اوستا اين قدمت را به اثبات مي رساند.

ايرانيان حامي و پناه دھنده ھمه مظلومين و خداپرستان در تاريخ بوده اند. حدود ٢٥ قرن پيش به آوارگان

يھود كه در ھمه جاي زمين قتل عام مي شدند پناه داد و آنھا را از نابودي حتمي نجات بخشيد و ايران مھد

انبياي بني اسرائيل شد. و امروز ھم بزرگترين و جدّي ترين حامي آوارگان فلسطيني در جھان است و نژاد

نمي شناسد و ھمواره ھر مظلوم خداپرستي از ھر نژادي را حمايت نموده است.

ھمانطور كه امروزه نيز در مقابل اينھمه بي غيرتي دول عربي در قبال فلسطين، ساكت نمانده و حتي

منافع ملي و امنيتي خود را در خطر انداخته و از فلسطيني و افغاني و عراقي و كوبائي و سرخ پوستان

آمريكاي لاتين در مقابل آدمخواران غربي، حمايت مي كند و دست دوستي و حمايت بسويشان دراز مي

كند و حتي در اين محبت پا از حدود ايدئولوژي خود ھم فراتر نھاده است. و اين ايثار ايراني در دفاع از

شرافت انساني است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 131


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۳:۳۰ ] [ محمد ]

آيا اسلام دين جنگ است؟


يكي از بزرگترين تھمتھاي ناحق به دين اسلام ھمانا جنگ طلبي بوده است و از ناحق و رسوا بودن اين

تھمت ھمين بس كه جنگ طلب ترين و متجاوزترين افراد و جريانات چنين تھمتي را زده اند يعني استعمار

غرب و امپرياليزم جھانخوار كه حتي آزادي و دموكراسي دروغين خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھديه

ميكنند. در قرآن كريم ھر كجا كه سخن از ايمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و اين

آيه و معنا در جاي جاي قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چيست؟ به زبان ساده يعني عملي كه در

سمت صلح با جھان و جھانيان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و كل بشريت بكشاند.

ھمانطور كه در عرفان اسلامي ھم انسان كامل انساني در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر كجاي قرآن

ھم كه سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند كه اول

خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصيحت و مذاكره و سپس با جھاد جنگ

مجبور به صلح نمايند. اسلام دين صلح و اسلام و تسليم است و ھر كسي با اقرار به شھادتين به آساني

بر اين دين وارد مي شود و حتي كسي حق ندارد منويات باطني او را مورد تفتيش قرار دھد. اسلام حتي

فحاشي به دشمن را در ميدان جنگ حرام كرده است. حقوق جنگي و جھادي اسلام نيز يك كرامت و

معجزه اي حيرت آور است. ھمه جنگھاي صدر اسلام تدافعي و يا خنثي كننده دسيسه ھاي دشمنان و

متجاوزان بوده است. فقط صھيونيست ھا اسلام را دين جنگ مي خوانند يعني كسانيكه حتي كودكان را

با گلوله مي زنند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 129


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۰۰:۱۹ ] [ محمد ]

آيا حمله نظامي آمريكا به ايران محتمل است؟

اگر انقلاب اسلامي ايران بر اصول و موازين حقه خود استوار بماند و در جھان به پيش رود و از مباني خود

عدول نكند و در قبال وسوسه ھاي علمي- فني- ديپلماتيك به شرك و نفاق نگرايد بدون ترديد مستمراً

كل جھان اسلام و سپس بشريت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپرياليزم را به انزوا و انحلال خواھد

كشاند. و در اين صورت شيطان بزرگ براي بقاي خود در جھان و حفظ سيطره جھاني اش بدون ترديد نھايتاً

ديوانه شده و دست به حمله اي جھاني بر عليه ايران خواھد زد تا يكبار براي ھميشه خود را آسوده سازد

و بقاي خود را تضمين كند و ريشه حق را بر كند. اين ھمان جنگ نھائي بين كفر و دين است كه تكليف

بشر را براي ھميشه يكسره خواھد نمود و زمينه را براي ظھور جھاني ناجي موعود فراھم خواھد كرد و

چه بسا چنين جنگي با اين ظھور مصادف گردد و ناجي موعود با قدرت الھي خود به ياري اھل دين برآيد و

بنياد كفر را بر كند.

بھر حال اگر ايران ھم خداي ناكرده از اصول خود منحرف شود خداوند دين خالص خود را از ميان قومي

دگر احياء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذكور بھرحال رخ خواھد داد و اين اجتناب ناپذير است. بدون ترديد

چنين جنگي تمام عيار و جھاني است و كل بشريت را مشمول خواھد شد و ھيچ شباھتي به جنگھاي

قبلي در تاريخ نخواھد داشت زيرا جنگ تمام عيار بين كل حق و كل باطل خواھد بود. اميدواريم كه ايران

لياقت اين امر را داشته باشد كه امّ القراي دين و حقيقت و معرفت و انسانيت در جھان باشد انشاءالله!

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 130


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۴:۴۸ ] [ محمد ]

ظهور فاشيزم از قلب برابري

آيا اين حيرت آور نيست كه مخوفترين فاشيست ھاي جھان از بطن فلسفه ھاي برابري سربرآورده

اند؟البته سخن بر سر برابري حقوق انساني واجتماعي نيست بلكه برابري و ھمسان سازي انديشه و

احساس و عمل و كردار و سلايق و استعدادھا. و فرقي ندارد كه فلسفه ھمساني آدمھا تحت چه عنوان و

آرماني باشد: سوسياليزم، ناسيوناليزم، ليبراليزم وغيره. استالين و ھيتلر و بوش سه نمونه از اين سه

نوع برابرسازي ھستند كه مبدل به سه ديوانه آدمخوار شدند.

انسانھا داراي حقوق يكسانند مخصوصاً در اين حق كه مطلقاً برابر نباشند و ھر كسي موجودي منحصر

بفرد خودش و خدايگونه باشد. اين حق الھي انسان است و تنھا ويژه گي و تمايز انسان از حيوان تلقي

مي شود وبدينگونه جوامع بشري از گله ھاي گوسفند متمايز مي شوند. ھمه برابري پرستان جھان

عاشق تبديل انسان به گوسفند مي باشند زيرا كل بشريت را ھمچون يك لقمه واحد براي بلعيدن خود

مي خواھند.

اين ايده برخاسته از طبع جھانخواري وآدمخواري است. انسانھا در فردانيت ويژه خود برابرند. ھمه

ديكتاتورھاي تاريخ عاشق ھمسان سازي افراد جامعه بوده اند و در ھر مكان و زماني متوسل به يك ايده

وآرمان خاصي شده اند كه گاه ديني بوده وگاه سياسي و اقتصادي و فلسفي و امثالھم. و امروزه اين

 ايده تحت عنوان « دموكراسي »بر كل جھان مسلط شده كه فريبكارانه ترين ايده آدمخوارانه است زيرا دم 

از حكومت مردم بر مردم مي زند. و اين يك دجال جھاني است كه با استفاده از افسون تكنولوژي و

مصرف پرستي بر مردم جھان سيطره يافته است زيرا تكنولوژي كارگاه ھمسان سازي است.

فاشيزم مدرن فرزند طبيعي تكنولوژِيزم است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 124


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۸:۰۳ ] [ محمد ]

دو نوع جنگ و صلح

تضاد و وحدت بين انسانھا يعني دوستي و دشمني بين انسانھا از دو نوع كاملاً متفاوت است : ذاتي و

صفاتي : باطني و ظاھري ! و اين تفاوت بين دو ھدف است و دو وسيله . تفاوت بين مؤمن و كافر يك

تفاوت باطني و ذاتي است يعني تفاوت بين دو نوع ھدف و دو نگرش. ولي تفاوت بين فقير و غني يك

تفاوت مادي و دنيوي و ظاھري و ابزاري است زيرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفي جز قدرت ندارند.

دعواي بين قدرتھا نيز يك جنگ مادي است . ولي چه بسا يك قدرت كوچك بر عليه قدرت بزرگتري مي

جنگد تا به قدرت او برسد و بلكه از او برتر شود ولي موضوع دعوايش را به قلمرو يك تفاوت ذاتي و باطني

و معنوي مي كشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب مي كشاند. اين دعواھا يكي از فريبنده ترين جنگھا در

جوامع و بر روي زمين بوده است و مردمان را فريب داده است . امروزه عمده و اكثر جنگھا برروي زمين از

اين نوع اخير است كه در واقع جنگي منافقانه است مثل جنگ بين كشورھاي سوسياليست و

امپرياليست ، مثل عمده جنگھاي بين شرق و غرب بين ملل جھان سوم و نيز جنگھاي بين ابرقدرتھا و جنگ

بين حكومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اكثر خصومت ھا و جنگھا داراي ھويتي دروغين و مصنوعي ھستند

ھمينطور است اكثر دوستي ھا و اتحادھا. دعواي اصلي بر سر دنياي بيشتر و قدرت و ثروت بيشتر است

و رعيت بيشتر . و لذا مردمان عادي كه در اين جنگھا وارد مي شوند و فريب شعارھاي معنوي طرفين دعوا

را مي خورند ھمواره فريب خورده و قربانيان اين دعوا ھستند و نھايتاً طرفين دعوا به سازش ميرسند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 120


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۴:۱۷ ] [ محمد ]

تنها راه نجات جامعه ما

به گواه تاريخ، دين خدا و مقدسات از ھيچ جناحي به اندازه نفاق يعني كفر پنھان در لباس دين، لطمه

نخورده است . بزرگترين فجايع بشري از قلمرو نفاق برخاسته است كه حاصل اكراه و ريا و جبر در دين

خداست . ھمه امامان وعارفان بدست رؤساي نفاق به قتل رسيده اند.

آن بخشي از نفاق كه تبديل به نھادھاي اجتماعي مي شود برخاسته از اكراه و جبري است كه از جانب

حكومت تحت عنوان دين به مردم تحميل مي شود و بدينگونه شاھد بروز مؤسسات قرض الحسنه

ھستيم كه كانون رباخواري در جامعه ھستند و ظھور محافل فسق و فجوري كه بنام مداحي وعزاداري

حسيني و سماع عارفانه نھادينه مي شوند كه شومن ھا و كاباره ھائي در لباس مقدسات ھستند.

 امروزه تنھا راه نجات جامعه ما اجراي ھمه جانبه آيه الكرسي يعني« لااكراه في الدين »است. تلاش

براي پنھان ساختن كفر جامعه منجر به ايجاد نفاق مي شود ولذا در لباس دين و مقدسات و عبادات

شاھد بروز اشد جنايات مي شويم و ھمه اينھا البته به نام اسلام تمام مي شود ونھايتاً نظامي را كه بر

 اسلام بنا شده از بنياد مي پوساند. در معرفت اسلامي ھيچ مصلحتي بنام نفاق نداريم. « نفاق »

بزرگترين مصلحت كفر و ابليس است.

چنين تلاشھائي جز به پنھان داشتن مرز بين كفر و دين نمي انجامد كه ھمه تبھكاران را در اين لباس

پوشش ميدھد و حمايت مي كند. در آيه الكرسي كه شاه آيه قرآن ناميده شده ملاك تشخيص رشد و

گمراھي بوضوح معين شده و آن « لا اكراه في الدين » است كه متأسفانه در كشور ما جز به حرف رعايت

نمي شود و بزرگترين قلمرو مفاسد و براندازي دين و مقدسات و نھايتاً خود نظام اسلامي است. بيائيد

ميكده ھا و اماكن رسمي فساد را افتتاح كنيد تا مرز بين كفر و دين آشكار شود تا جوانان ما امكان

تشخيص و انتخاب بيابند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 119


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۳ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۴۷:۲۶ ] [ محمد ]

درس اخلاقي هم از غربي ها بياموزيم

بسياري از ايدئولوگھا و مبلغان ديني ما معتقدند كه غرب ھمه چيزش خوب است الا اندكي اخلاقش بد
است و مخصوصاً حجابش.
حالا كه ھمه چيز ما عملاً غربي است با تعارفات و شعارھا وتوجيھات عربي: الگوي پيشرفت و توسعه،
فلسفه علم وتكنولوژِي، دموكراسي و ....... بيائيم كمي ھم از اخلاق نيكوي غربي ھا بياموزيم : حجاب و
نماز بي ريا، ساده زيستي و لوطي گري و تواضع در روابط اجتماعي، صداقت ھر چند كافرانه در رفتار،
ازدواج بي تكلف و غير اشرافي و بدون مھريه ھاي نجومي، پائين آمدن از خر شيطان ايثار و عشقبازيھاي
نمايشي در خانواده و ......
پيامبر اسلام مي فرمايد : واي بر مسلمانان از روزي كه غير مسلمانان در آداب مسلماني از آنان سبقت
جويند. موارد اخلاقي مذكور كه از اصول عملي دين وتقواست ھمان آدابي است كه غير مسلمانان از ما
پيشي گرفته اند و نه پيشرفت در تكنولوژي. زيرا در ھيچ آيه يا حديثي به ياد نمي آوريم كه فنون از جمله
اصول دين و تقوا بوده باشد بلكه اصول تقوي عبارتند از : صداقت، تواضع، ساده زيستي، قناعت و غيره.
نه نماز و روزه و حج و امثالھم كه فروع دين ھستند و بسياري از ما حتي از علماي ديني اصول و فروع را
عوضي گرفته ايم و اين خود يكي از علل واژگونسالاري ارزشھا در جامعه اسلامي است و لذا نه تنھا
اسلامي كه براي ما باقي مانده تقليد از غرب بھمراه توجيه عربي اين تقليد است. و اين ماليخوليائي كه
حاصل التقاطي از غرب زدگي وعرب زدگي ماست ما را با تماميت سنت و مدرنيته به بن بست كشانيده
ودست چپ و راست خود را تشخيص نمي دھيم. آيا اينطور نيست ؟

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 113


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۲۶:۳۷ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت