خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 35
دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
همه : 24674
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

زناشوئي ماليخوليائي
( آخرالزمان زناشوئي)

آخرالزمان ھويت مردانه ھمانا به آخر رسيدن مرد با مردانگي خويش است ھمانطور كه آخرالزمان ھويت
زنانه ھم به پايان رسيدن زن با زنانگي خويش است .
به بيان ديگر اين ھمان به پايان رسيدن ھويت مادري زن و ھويت پدري مرد است. و اين بمعناي به پايان
رسيدن غيرت در مرد و عصمت در زن است و يا به پايان رسيدن اراده و مسئوليت مردانه در مرد است و به
پايان رسيدن محبت و وظايف زنانه در زن است. و اين به پايان رسيدن عمر تاريخي خانواده است. در چنين
وضعي يك خانواده ايده آل و پابرجا در صورتي ممكن مي آيد كه زن يا مرد لااقل يك نفر در خانه نباشد و
بچه ھا نيز غرق در تلويزيون و كلاسھاي به اصطلاح ھنري و شبه تقويتي در بيرون باشند. مرد روابط
خودش را دارد و زن ھم روابط خود را و بچه ھا نيز. و ھنگامي مي توان فاجعه را شاھد بود كه ھمه
اعضاي خانواده در خانه باشند وھيچ ميھماني ھم بعنوان سپر بلا و مخفي گاه در كار نباشد و تلويزيون
ھم برنامه جذابي نداشته باشد. و اما نام و عنوان اين زندگي بدينگونه تقديس ميشود: عشق، آزادي،
استقلال، ايثار و ...... اين مكتب« ھر كه براي خودش » مي باشد.
و آنچه كه بناگاه اين ثبات مصنوعي را بر ھم مي زند فرزند است كه بناگاه مبتلا به جنون و يا فساد و
رسوائي مي شود. كه البته نام اين جنون، نبوغ است و نام اين فساد ھم حقوق بشر !

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 118


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۴۲:۴۱ ] [ محمد ]

عشق يعني چه؟

عشق طبق تعريف كه در قلمرو عمل فقط با ايثارمعين مي شود چيزي جز عشق خوبي به بدي نيست .

كه ازليت اين عشق منجر به خلقت عالم و آدم شد كه عشق وجود به عدم بوده است.

عشق خوبي به خوبي ، ديگر عشق نيست بلكه عدالت و انصاف و تجارت است . و بقول حضرت

مسيح(ع) ، دوست داشتن دشمنان، محبت است و دوست داشتن دوستان را ھنري نيست .

عشق آدم خوب به بدھا، عشق عارف به جاھل، عشق قوي به ضعيف و .... عشق واقعي است و گوھره

الھي است و داراي ذات خلاقه مي باشد و موتور محركه تكامل محسوب مي شود. عشق يعني نيك

بيني بدترين آدمھا. يك عاشق اگر بر اين حقيقت نھان آگاه نباشد نھايتاً از عشق خود توبه مي كند و از

معشوق انتقام مي ستاند. عشق غريزي مرد به زن ھم اگر داراي اين خود آگاھي نباشد عاقبتي فجيع

دارد.

بزرگترين قدرت خلاقه عشق اينست كه تحت الشعاع نور عشق، بدھا، خوب ديده مي شوند و زشت ھا

ھم زيبا مي گردند و بدينگونه است كه انسان و جھان در مقابل نگاه عاشق بسوي كمال ميرود. معشوق

نيز تحت چنين نگاھي است كه به غيرت مي آيد و به سمت خوبي و زيبائي حركت مي كند. آرايش و

خودآرائي صوري زن در مقابل نگاه عاشقش كمترين نوع اين حركت است. آدم بدي كه فقط يكبار خوب

ديده شد باور مي كند كه مي تواند خوب باشد و اين كمترين معجزه عشق است كه نيكوكاري را احياء

مي كند.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 109


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۳۶:۳۲ ] [ محمد ]
آيا مي دانيد....

*آيا مي دانيد كه ھيچ چيزي را به يقين نمي دانيد؟

****

*آيا مي دانيد اكثر قريب به اتفاق زناني كه طلاق مي گيرند ھرگز از دست شوھرشان كتك نخورده اند؟

****

*آيا مي دانيد ھمۀ جنايتكاران خود را بيگناه مي دانند ؟

****

*آيا مي دانيد ھمه كساني كه در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق مي دانند ؟

****

*آيا مي دانيد كه قيامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آيا مي دانيد كه ھمۀ انسانھا از خدا راضي ھستند؟



****

*آيا مي دانيد ھيچ زني بخاطر فقر به تن فروشي نمي پردازد؟

****

*آيا مي دانيد كه ھمه وسواسي ھا آدمھايي بسيار بي نظافت ھستند؟

****

*ايا ميدانيد كه خداوند در آسمان نيست بلكه بر روي زمين است؟

****

*آيا مي دانيد كه ھيچكس بواسطۀ گرسنگي بيمار نمي شود؟

****

*آيا مي دانيد كه ھيچ پزشكي خودش را مداوا نمي كند؟

****

*آيا ميدانيد كه بدون تلويزيون اكثر زناشوئي ھا از ھم مي گسلد؟

****

*آيا مي دانيد كه ماھيت نھائي ھر معنايي كاملاً وارونه است؟

****

*آيا مي دانيد كه عشق حاصل اشدّ ضديت است؟

****

*آيا مي دانيد كه شما بار دوم است كه بدنيا آمده ايد؟

****

*آيا مي دانيد كه اگر به پزشك رجوع نكنيد بيماري شما بتدريج علاج مي شود و ھيچ از عمرتان نمي

كاھد؟

****

*آيا مي دانيد كه روزي خداوند خالق را ديدار خواھيد كرد؟

****

*آيا مي دانيد كه روزي شما ھيچ ربطي به كار كردن شما ندارد ؟

****

*آيا مي دانيد كه كفر ھمان زندگي دل بخواھي است؟

****

*آيا مي دانيد كه بيماري تن موجب سلامتي روان است؟

****

آيا مي دانيد كه« واژه » (كلمه ) به معناي وارونگي است؟

****

*آيا مي دانيد كه « سياست » از ريشه « سيئه » به معناي بدي و شرّ است؟

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد سوم ص 8



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۰۳:۵۵ ] [ محمد ]

عشق حقيقي و مجازي

در حديث معروفي از رسول اكرم (ص) آمده كه عشق ھاي مجازي نردبان عشق حقيقي ھستند . در بارۀ وقايع

مجازي و حقيقي سخن فراوان است . اخيراً آقاي جوادي آملي در اين باب سخن عجيبي از طريق تلويزيون ايراد

نمودند كه عشق حقيقي را فقط عشق به پروردگار ناميدند و عشق ھاي مجازي را ھم عشق به انبياء و اولياء

و امامان او خواندند . و اين بعنوان يك تفسير شيعي جاي بس تأمل است . چرا كه عشق ھاي مجازي عشق

ھاي خيالي و آرماني ھستند يعني ذھني مي باشند . و در قرآن كريم مي خوانيم كه پرستش خداي خيالي شرك و

ظلم عظيم و پرستش ھواي نفس است و بلكه عشق و اطاعت از رسولان و مخلصين ھمان راه ھدايت و حق

است . بنابر اين وجود مردان خدا تجلّي عشق حقيقي بر روي زمين است و به مثابۀ كمال عشق مي باشد . ولي

عشق ھاي مجازي مثل عشق به معناي تخيلي و بھشت ھاي آرماني و عشق ھا ي جنسي جملگي مجازي مي

باشند كه آدمي بواسطه صدق و معرفت مي تواند از اين عشق ھاي دنيوي به عنوان نردباني بسوي عشق

حقيقي كه امام است بالا رود و امام خود را درك نمايد زيرا وجود امام آئينه ذات باريتعالي مي باشد .

« اي مؤمنان ، خداوند از شما سئوال مي كند و آن اينكه آيا تبعيّت از خود خدا حقّ تر است يا تبعيّت از كسي

كه خدا او را ھدايت كرده است ( امام)». قرآن در ادامه اين آيه بلافاصله مي فرمايد كه:« آنان كه خداي

خيال خود را مي خوانند ، پيرو ھواي نفس ھستند و اين شرك و گناه عظيم است.»در واقع پاسخ آن سئوال

داده شده است . بنابراين عشق حقيقي ھمانا عشق به وجود يك امام زنده و پير و مراد عرفاني است و نه

عشق و اطاعت از خداي ظن . جز عشق به يك امام زنده و اطاعت از او مابقي عشق ھاي مجازي تلقي مي

شوند كه اگر حقوقشان ادا شود بسوي امام ھدايت مي شوند . چنان تفاسيري كه ذكرش رفت از معرفت اماميه

بعيد است.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 186


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ تير ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۲۶:۵۵ ] [ محمد ]

يك ادعاي زنان

(علت فحشاي زن شوهر دار)

ھمۀ زنان مدعي ھستند كه شوھرشان موجب فحشاء و فساد اخلاقي آنھا مي شوند . اين ادعا ھم
درست است و ھم نادرست . درستي اين ادعا بدان جھت است كه زن ميخواھد كه شوھرش او را
ھمچون خدا بپرستد و مريد ھوسھاي او باشد . در اينجا دو حالت پيش مي آيد : يا مرد اين ارادۀ زن را
تحقق مي بخشد كه در اين صورت نھايتاً بصورت جاكش و دلال زناي زن خود مي شود كه طبعاً او را
به سمت فحشاء كشانيده است . و يا اينكه تسليم ارادۀ زن نمي شود و در عين حال او را تحت
نصيحت و ولايت خردمندانه خود ھم قرار نمي دھد و زن ھم از او اطاعت نمي كند و تمكين جنسي
ھم نمي نمايد و مرد از خانه فراري شده و چه بسا بسوي ھرزه گي ميرود و زن ھم براي انتقام از
او و نيز به قصد اينكه بلاخره مرد ديگري را پرستنده و مريد خود سازد به زنا مبتلا مي شود . پس مي
بينيم كه بر حسب ظاھر در اين ھر دو حالت مرد باعث فحشاي زن است .
فقط مرداني كه زن خود را به قدرت ايمان و عقل خود تحت ولايت خود در مي آورند مانع فساد اخلاقي
زن مي شوند . و در اين صورت اگر زن تسليم نشد و طغيان نمود او را طلاق ميدھند كه از اين طريق
نيز او را از ابتلاي به خيانت و زنا باز مي دارند . پس مردي كه نه قدرت ولايت بر زنش را دارد و نه
شھامت و صداقت طلاق را دارد مسلماً زن را بسوي فحشاء سوق مي دھد.
در اينجا يك سوال ديني و معرفتي قابل طرح است و آن اينكه آيا خداوند در آخرت زن را مسئول
سرنوشت خود قرار نخواھد داد و فقط شوھرش را مؤاخذه خواھد كرد ؟ پاسخ به اين سوال از لحاظ
معرفت ديني كاملاً منفي است . و اما از لحاظ عقلاني و بخصوص ادعاھاي آزادي خواھانه و استقلال
طلبانۀ زن مدرن ھم زن حق ندارد كه مرد را مسئول سرنوشت خود قرار دھد . اينكه زن به لحاظ
سرنوشت بازيچۀ شوھر خود مي شود عذاب كفر اوست كه نمي خواھد به حقوق و وظايف عقلي و
ديني خود تن در دھد و لذا نياز جنسي مرد را حربه ايي مي سازد تا او را بردۀ خود نمايد و ھمين امر

او را به سمت فحشاء مي كشاند . پس او خود باعث فاحشگي خود مي شود .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 27


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۱۷:۵۰ ] [ محمد ]

ديدگاه علي (ع)دربارة زن

از ميان مردان خدا ھيچكس رك گو تر از علي (ع) نبوده است . از جمله نظريات آن حضرت دربارۀ زن است

: ھر آنچه كه براي مرد نيكو است براي زن زشت است .... عقل زن ناقص و ايمانش ناتمام است.... غيرت

و حسد زن نسبت به مرد از كفر اوست....

در ضمن اين حقيقت را نيز بايد به ياد آوريم كه ھمسر علي(ع) زني چون فاطمه بوده كه اسوۀ كمال زن

است و ھمسر دوم ايشان نيز زني ديگري به نام فاطمه است كه او نيز دست پروردۀ ھمسر اول اوست

كه وي قبل رحلتش به عقد علي در آورد . يعني علي اين سخنان را دربارۀ زن،از روي تجربه اش با كامل

ترين نمونه از زنان تاريخ بر زبان آورده است . يعني اين نظريات علي در باب زن حاصل تجربه ايي تلخ و

ناكام از زناشويي نبوده است . ھر چند ھم اگر ھمسر علي بد ترين زن ھم مي بود باز ھم تفاوتي نمي

كرد و او حقيقت را از وراي خير و شّر نفس خويش بر زبان مي راند . اين حقايق دربارۀ ھويت ذاتي زن

بيانگر اين واقعيت است كه زن در ھمه حال و در ھر مرحله از دين و معرفت براي حفظ سلامت و عزت و

ايمانش بايستي تحت ولايت يك مرد باشد و اين واقعيت را بيش از ھر چيزي تجربه تاريخي به ثبوت

رسانيده و ھمه زنان خردمند نيز بر اين امر واقفند و در نزد خود اعتراقف دارند و درست به ھمين دليل

ھرگز بدون ولايت وجودي يك مرد احساس امنيت نمي كنند حتي زنان بد كاره و فاسد نيز محتاج ولايت

مردي تبھكارند . تجربه زندگي تراژيك عايشه ھمسر مؤمن و فقيه و حكيم رسول خدا سند ديگري بر اين

حقيقت است . زيرا زن اگر تماميت اراده و نفس خود را تحت ولايت واحد يك مرد قرار ندھد خواه ناخواه به

انحراف كشيده مي شود زيرا محتاج مردي دگر خواھد بود درست به ھمين دليل خداوند در كتابش براي

القاي ولايت مرد بر زنش در مرحلۀ نھايي به روشھاي تھديد و تعزير متوسل شده كه غايتش طلاق است

زيرا براي زن تنبيھي باز دارنده تر از طلاق نيست چون وي را از چشم ھمه مردان مي اندازد و لذا

مجبورش مي سازد تا خود را با پذيرش حقارت تحت ولايت مردي در آورد كه اين عذاب عدم پذيرش ولايت

با محبت است . و اما آنچه كه زن مدرن را به غايت وقاحت و بردگي كشانيده و مبدل به بي ارزشترين

كالاي سكسي در بازار ساخته است ھمان امري است كه علي بدان اشاره دارد يعني غيرت و بخل و

رقابت زن نسبت به مرد و ميل به برابر شدن با او و بدينگونه زن مدرن مبدّل به بي اراده ترين موجود عالم

گشته است زيرا نه مرد است و نه زن . و اين ھمان عقيم شدن اراده و عقل و ايمان اوست و نيز زنانگي او

.

ناقص بودن عقل و ايمان و اراده زن كه او را اسوۀ بلھوسي ساخته است بدان دليل است كه در خلقت

ازلي از وجود آدم خلق شده و در واقع مخلوق مرد محسوب مي شود و نيز در خلقت معنوي اش نيز

مخلوق نگاه و محبت مرد است لذا براي حفظ وجود خويش بايستي تحت ولايت مردي باشد كه به او

وجود بخشيده است در غير اين صورت اراده ايي ندارد و بازيچۀ نگاه ھاي ھرزه است .

در كل تاريخ بشر فتنه ايي جھنمي تر از آزادي و برابري زن پديد نيامده است . اين ھمان نجواي ابليس در

گوش حوا مي باشد كه وي را از ميان آنھمه نعمات و ميوه ھاي بھشتي فقط متوجۀ ھمان يك ميوۀ

ممنوعه ساخت . آزادي زن فقط آزادي براي منكرات است . اين امر را تجربۀ زن مدرن اثبات كرده است .

زن از آزادي خود ھرگز در جھت خير و صلاح و رشد خود استفاده نكرده و نمي كند . اگر مرد مدرن اين

حقيقت را باور نكند و زن مدرن ھم دست از آزادي نكشد نسل بني آدم منقرض ميگردد . آزادي زن جز به

كار اسارت او نمي آيد .

زن دو صد چندان بيش از ھر مرد احمقي در كامل بودن عقل خود ترديدي ندارد و ھمين امر دليل كافي بر

نقص عقل اوست .

غايت كبر و انكار زن در قبال مردي است كه او را دوست مي دارد و اين نيز دليل كافي بر ناقص بودن

ايمان اوست.

و ھمينكه زن عموماً محبت ھر مردي غير شوھر خود را باور دارد و ترجيح ميدھد دليل كافي بر اين نقص

عظيم و حقانيّت امر تنبيه و تعزير در حكم الھي نسبت به زن است تا او را از تباھي مصون دارد.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 170


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۰۳:۵۹ ] [ محمد ]

راز عداوت زناشوئي

ھمانطور كه علّت و كانون پيدايش عشق و انس زناشوئي واقعه زير لحاف است، منشأ كينه وعداوت

بي پايان زناشوئي نيز در رختخواب است . زن و شوھر از نياز شديد ھمديگر در رابطه جنسي بعنوان

وسيله و حربه و نقطه ضعفي بر عليه ھمديگر استفاده مي كنند و اين عرصه پيدايش كينه و عداوتي

بين اين دو مي شود كه عميقترين كينه و خصومت بين دو انسان است . استفاده از نياز جنسي بعنوان

حربه اي در سائر امور و نيازھاي زندگي منشأ تباھي زناشوئي است و ھمه مفاسد زندگي خانواده

گي از اين سوء استفاده بر مي خيزد و علت نھائي طلاق نيز جز اين امري نيست . كينه حاصل از اين

نوع تحريم بغايت شديد و قلبي و نفرت انگيز است و از قلمرو كنترل و مھار خارج مي شود و به جنون

مي رسد ناز و نخوت و تجارت جنسي از جانب زن و انتقامجوئي متقابل مرد از اين بابت منشأ عداوت

تاريخي زن و شوھر است . در چنين وضعي يا مرد به تجارت ميپردازد و يا به زور دست مي زند و در

واقع به زن خود تجاوز مي كند و يا نھايتاً به سراغ زنان ديگري مي رود تا نيازش را برآورده كند. زن نيز

در بلند مدت به سمت انحرافات جنسي و اخلاقي مي رود زيرا رابطه جنسي آنگاه كه مبدل به معامله

و تجارت و حق حساب و حربه گرديد رابطه عاطفي و غريزي را ارضاء نمي كند و مولّد برزخ عاطفي

و اميال منحرف جنسي و اخلاقي مي شود و زناشوئي را نابود كرده و تبديل به جھنم مي سازد و زن و

شوھر براي فرار از اين دوزخ به سمت فسق مي روند . زني كه از سكس خود بعنوان حربه استفاده

مي كند محكوم به روسپي گري ميباشد و مردي ھم كه سكس زن خود را مي خرد او را به روسپي

گري و خود را به فساد اخلاقي مي كشاند. اين ھمان عاملي است كه بھشت آدم – حوائي را مبدل

به دوزخ مي سازد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 59


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۱۱:۵۵ ] [ محمد ]

زن بعنوان « انسان كامل »

سخن بر سر « انسان كامل » در اكثر مكاتب فلسفي و عرفاني جھان اساساً مرد را مخاطب قرار داده

است و به ياد نداريم كه ھرگز از زن كامل سخني به ميان آمده باشد. گوئي كه زن ذاتاً ناقص است و

قرار بر كمال ندارد!؟

با ھمه انتقادات تيز و تلخي كه در اين نشريه به زنان عزيز كه ھمه مادران و خواھران و ھمسران ما

ھستند روا داشته ايم كه تماماً از عشق و مسئوليت است اينك نظريه « زن كامل » را طرح ميكنيم

تا مقدمه اي براي سائر مقالات باشد. ھر چند كه در كتاب « ماده وجود » طرح اوليه اين نظريه را

درافكنده ايم و زن را علت العلل و غايت كمال بشر قرار داده ايم و علاقه مندان را به مطالعه كتاب

مذكور توصيه مي كنيم.

اگر كمال مرد در رابطه با زن رخ مي دھد ھمانطور كه انحطاط او ، كمال زن نيز ھمينطور است. زن

بميزاني كه بر ناز ھزاران توي خود معرفت يافته و بر آن فائق مي آيد بسوي كمال مي رود. نازي كه

جوھره ھمان چيزي است كه مكر يا كيد عظيم زن ناميده مي شود كه موجب ھلاكت خود اوست كه

مرد را ھم بھمراه خود ھلاك مي كند زيرا مرد عاشق است از ھر نوع و درجه اي. و از زن رھائي

ندارد.

زن بميزاني كه با خودش در رابطه با مرد به معرفت رسيده و نياز وجودي اش به ولايت مرد ( حكومت

محبت) را تصديق و اعتراف مي كند بر نازش احاطه مي يابد و در مسير كمال قرار ميگيرد تا آنجا كه

به مقام عاشقيت ميرسد و معشوقيت را زيرپا مي نھد. بدينگونه ھر دو جلوه از عشق را در خود مي

يابد: عاشقيت و معشوقيت. زيرا معشوقيت و جلوه غريزي و كور عشق در زن است و داراي ھيچ ھنر

و ارزشي نيست ھمانطور كه عاشقيت در مرد. ھمانطور كه مرد كامل ھم آنست كه از عاشقيت بر

گذرد تا به مقام معشوقيت برسد كه مقام عارف كامل يا امام است كه به مثابه فائق آمدن بر غريزه

عاشقيت خويش است كه ھمان غريزه شھوت و مالكيت بر زن است. و فقط در چنين مقامي است كه

دوستي بين آدم و حوا ممكن مي شود كه اين كمال بشريت است كه جنگ ازلي آدم و حوا را پايان

مي دھد. اين تماماً قلمرو معرفت نفس و تزكيه نفس است. خود شناسي مرد تماماً جھل و جنون

شناسي اوست و خودشناسي زن ھم تماماً ناز و مكرشناسي اوست. و اين از آن است. معرفت مرد

و صدق زن اين راه را ھموار مي كند.

از كتاب "دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 60


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۸:۵۸ ] [ محمد ]

كي عاشق است و كي معشوق؟

مرد دعوي عشق ميكند كه خود را از ھر مسئوليتي در زندگي زناشوئي مبرا كند و زن ھم شھامت

طرح مطالبات خود را نداشته باشد از جمله تقاضاي حقوق از بابت كار كردن در خانه . و زن ھم اين

ادعا را باور مي كند تا خود را معشوق كند و احساس فرشته خوئي نمايد و لذا او ھم خود را از ھر

مسئوليتي در زناشوئي مبرا كند و براي ابتدائي ترين وظايف خود ھزار ناز و عشوه و منت نمايد. در

اين تجارت شيطاني كه نام مقدس عشق را به يدك مي كشد بتدريج شاھد پيدايش عقده ھا و كينه

ھا در رابطه مي شويم و به ناگاه به بھانه اي دعوي عشق از ميان مي رود. اين خود واژه مقدس

عشق است كه خود را از اين منجلاب بيرون مي كشد.

اينست كه در ازدواجھائي كه بيشتر شعار عشق به يدك مي كشد شاھد تشنجات و تناقض ھا و

جنون ھائي حيرت آور ھستيم.

مسئله اينست كه آدمي بر شھوات و نيازھاي طبيعي خود نقاب عشق مي كشد تا نيازھايش را

كتمان كند زيرا اين نيازھا را در شأن خود نمي داند و اين ھمان كبر و غرور بشر است كه كالاي

شيطان است. اينست كه در محكمه ھاي طلاق بناگاه زن و شوھر حرفھائي به يكديگر ميگويند كه

گوئي تازه از خواب بيدار شده باشند. دعوا بر سر ابتدائي ترين نيازھا و غرايز حيواني است كه فلج

شده است و در لباس عشق خفقان گرفته ودھان طرفين را بسته است.

حقيقت اينست كه بقول قرآن « اگر كسي را دوست داشته باشي خدا راشديدتر دوست ميداري».

حالا بگوئيد كه ھنوز ھم عاشقيد؟


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 63


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۵۹:۴۱ ] [ محمد ]

همسر كيست؟

خداوند در كتابش مي فرمايد كه از جنس نفس ھر كسي برايش ھمسري قرار مي دھد و نيز مي

فرمايد كه مؤمن با مؤمن و كافر با كافر ازدواج مي كند اين ماھيت ازدواجھاي طبيعي است كه به نيّت
زناشوئي رخ مي دھد . الّبته ازدواجھاي مصلحتي و يا عقيدتي ھم وجود دارند كه از اين قاعده
مستثني ھستند . بنابراين آنچه كه اساس طبيعي ازدواج را تشكيل ميدھد كه امري ماوراي طبيعي
بنظر مي رسند و گاه به قسمت ازلي و تقدير الھي نسبت داده مي شوند اتفاقاً امري كاملاً طبيعي
مي باشند و ماوراي طبيعي بودن آن مربوط به جھل آدمي نسبت به نفس نھان خود است . ھمسر ھر
كسي نفس آشكار خود اوست كه در مقابل او قرار گرفته است و لذا واضح ترين آئينه خودشناسي
اوست . آئينه بنمود چو نقش تو راست خودشكن آئينه شكستن خطاست . اين حكمت بيش از ھر
رابطه اي مربوط به زناشوئي است . لذا ھر خطا و ستم و ناحقي كه آدمي به ھمسر خود نسبت مي
دھد دقيقاً از خود اوست . لذا رابطه زناشوئي بزرگترين قلمرو خودشناسي و تزكيه نفس و خودسازي
بشر است بشرط آنكه ھر كسي ھر عيبي را كه در ھمسرش ميبيند از خود بداند و به اصلاح آن در
خودش بپردازد تا از ھمسرش برطرف شود. اين يك اصل ذاتي در ھر رابطه اي است كه در زناشوئي
به اشدش حضور دارد و عمل مي كند .
ھمسر تو نفس عريان خود توست و ضمير پنھان توست كه در مقابل تو عيان شده است . پس اگر
ازدواج اساس ذاتي تمدن و دين و فرھنگ است بدين لحاظ است كه ھر كسي آئينه نفس خود را مي
يابد و خود را در ھمسرش به تماشا مي نشيند . معامله اي كه ھر كسي با ھمسرش مي كند در
واقع با خودش مي كند و سرنوشت خود را رقم ميزند. اينست كه سرنوشت ھر كسي در ازدواجش
تعيين مي شود بدست خودش.
در واقع ھر كسي با نفس پنھان خودش ازدواج مي كند و اينست كه عشق جنسي در ازدواج و
زناشوئي ھمان عشق ھر كسي به خويشتن خويش است و ھمسر پرستي عين خودپرستي است
و كفر عيان است و لذا اين عشق عاقبتي جز عداوت ندارد مگر اينكه بر اساس تقوي و تزكيه نفس و

معرفت و حقوق الھي قرار گيرد و انجام وظيفه شود .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 55


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۸:۱۵ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت