بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 87
دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
همه : 24726
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

عرفان درماني به زبان ساده

اگرعرفان به معناي خودشناسي است پس عرفان درماني ھم بمعناي درمان امراض و رفع مشكلات

بواسطه خود فرد بيمار، بيواسطه دارو و ابزار است : درمان خود بخودي .

امراض و رنجھا موجب تشديد و بروز دوگانگي نفس و ھويّت بشر مي شوند و فرد بايستي بين اين دوئيت

خود رابطه اي برقرار نمايد . اين ارتباط موجب رفع گرفتاري مي شود . ولي خود فرد بيمار قادر به برقراري

چنين رابطه اي در خود نيست و اين كار عرفان درمانگر است . اين پل ارتباطي بين دوئيت فرد طبعاً از

جنس معرفت است و عرفان درمانگر ھمچون اوئي بين من – توي بيمارقرار مي گيرد و من و توي او را

مربوط مي سازد. ھر فردي در درون خود داراي دوگانگي من – توئي است و اين ھمان حديث نفس انسان

با خويشتن خويش است . ھر گاه كه اين حديث نفس از بين برود و يا ضعيف شود آدمي به لحاظ جسمي

، عصبي يا رواني رنجور مي گردد . يك عرفان درمانگر به مثابۀ محدث نفس بيمار فرد است و صداي

بيماري او را در مي آورد تا با وجدانش سخن گويد . بنابراين فردي كه از طريق عرفان درماني معالجه مي

شود فقط به يك شفاي عميق و ريشه اي نمي رسد بلك دچار بيداري معنوي مي گردد و فطرتش زنده

مي شود و اين ھمان احياي دين است بنابراين عرفان درماني يك شفاي دنيوي و اخروي ، مادي و

معنوي و جسماني و روحاني توأمان است . عرفان درماني موجب شفا و حيات دل مي شود لذا ميتوان

آنرا« دين درماني » ھم ناميد يا « دل درماني ».اين شفا مستلزم اعتماد و باوري عميق مي باشد . به   

بيان ديگر مي توان عرفان درماني را ھو – درماني ( او – درماني ) ھم ناميد به معناي در ميان آوردن حقّ،

در رابطه بين ذھن و دل بيمار . زيرا دوگانگي انسان ھمان دوگانگي بين انديشه و احساس است ،

دوگانگي بين ظاھر و باطن . زيرا ذھن آدمي زبان دنيا و ظواھر زندگي اوست و دل ھم زبان آخرت و معنا و

باطن امور است . در اينجا عرفان درمانگر به مثابۀ پير و عارف باطن بين است كه در عين حال بايستي

جھان بيرون و زمانه و دنياي بيمار را ھم بشناسد و انساني جھان بين ھم باشد .

و امّا اكثر امراض بشر مدرن عاطفي و ارتباطي ھستند مخصوصاً رابطه و عاطفه زناشوئي . در اينجا

عرفان درمانگر بعنوان ھوي رابطه بين من و توي، زناشوئي وارد مي شود و اين دو را با يكديگر به گفتگو و

دركي حقيقي و صادقانه مي رساند تا راز دل گويند . او زبان راز نھفته اين رابطه است ، ھمچنين روابط

دوستانه و ھر رابطه خانوادگي و اجتماعي ديگر .

عرفان درمانگر بايد بتواند به قلمرو رنج بيمار وارد شود و با او ھمدرد و ھمدل شده و در واقع بر جاي او

قرار گيرد و اين امر مستلزم عشقي كافي به انسان و نجات و سعادت بشر است و ھرگز بواسطه فوت و

فن و رفتارھاي نمادين و جملات شاعرانه ممكن نمي شود .

عرفان درماني به زباني ھمان شفاعت است ولي شفاعت عارفانه. پس عرفان درمانگر بايستي انساني

متقّي و مخلص و حق پرست باشد . پس عرفان درماني نمي تواند امرار معيشت باشد .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص29

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۴:۴۵:۵۵ ] [ محمد ]
ارسال نظر توسط مدیر غیرفعال شده
[ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت