گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
کافه بازار
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 45
دیروز : 64
افراد آنلاین : 1
همه : 21368
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس


گزارشي از فرهنگ و سلامت در كشور ما


طبق آمار رسمي جامعه ما به لحاظ مصرف دارو مقام اول را در جھان داراست يعني كه رنجورترين ملت
دنياست . و نيز اينكه بي مطالعه ترين ملت دنياست و لذا شمارگان چاپ كتاب در كشور ما امروزه به حدود
ھزار جلد تنزل يافته است و اين به معناي صفر است زيرا اين ھزار جلد ھم تعدادي به كتابخانه ھاي
عمومي ارسال مي شود و ما بقي به آشنايان نويسنده ھديه داده مي شود . حدود پنجاه سال پيش
شمارگان چاپ كتاب در كشورمان حدود دو ھزار جلد بود آنگاه كه جمعيت كشور ما حدود ١٧ ميليون نفر
بود و نود درصد مردم ھم بيسواد بودند و در كل كشور فقط يك دانشگاه بود . امروزه فقط بر حسب رشد
آماري جمعيت و تعداد با سوادان و دانشگاھھا بايستي شمارگان كتاب در كشورمان بالاي صد ھزار جلد
باشد .
رشد مصرف دارو تا سر حد ركورد جھاني و تنزل مرگبار شمارگان كتاب تا سر حد صفر دال بر نابودي
فرھنگ و فكر و عقل و ايمان است كه موجب رشد روزافزون مصرف داروست كه دال بر تباھي تن و روان
است .
در واقع ما امروزه بي فكرترين و كم عقل ترين و بي فرھنگ ترين و لذا بيمارترين و ديوانه ترين ملت جھان
ھستيم ھر چند كه مشغول پيوند سلولي و غني سازي اورانيوم مي باشيم و شبانه روز نماز ميخوانيم
و خيرات مي دھيم و اشعار عاشقانه مي سرائيم و كوس اناالحق مي زنيم و دعوي نجات بشريت داريم .
رشد بيماري دال بر كاھش و نابودي دين و عقل و اسلام به مثابه سرچشمه سلامتي است. اين وضعيت

را به مردم ايران تسليت و به دشمنان اين ملت تبريك عرض مي كنيم .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۹:۲۱ ] [ محمد ]

آيا ميتوان آدم بود ؟

آدم بودن مقامي فراسوي مرد يا زن بودن است . آدم بودن ، حامل روح خدا و اسماي الھي و خليفه خدا بر
روي زمين بودن است : پاك بودن، خير خواه ھمه بودن ، سخي بودن ، با معرفت بودن ، اھل محبت بودن ،
غيور و عزيز بودن ، بي نياز و دلير بودن، لطيف و فھيم بودن و صادق و با وفا بودن و ......
آيا براستي ديگر دورۀ آدميت سپري شده است و صدق و وفا و مھر و عزّت و عصمت ناممكن شده است ؟
آيا صادق و وفادار و عاقل بودن مترادف با خودكشي و نابودي است ؟
آيا راھي جز ھرزه گي و ريا و خيانت و خود فروشي باقي نمانده است ؟
آيا انسانيت فقط نقشي براي سينما است آنھم سينمائي كه محكوم به ورشكستگي مي باشد ؟
براستي امروزه آدم كيست ؟ چه كسي روح آدميت را از پدرمان حضرت آدم به ارث برده است ؟ آيا امروزه
« وارث آدم » چه كسي است ؟
چنين كسي در ھر كجا كه باشد ھمو امام زمان و مكان خويش است بي ھيچ شمشير و اسب سفيد و
عصاي موسي و معجزاتي دگر !؟

آدم بودن بسيار سخت تر از ناجي بودن است . ناجي بودن ھمان آدم بودن است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۱:۲۳ ] [ محمد ]

بتهاي مدرن


عصر مدرنيزم عصر بت پرستي ھاي متنوع و مستمر و بلاوقفه و جھاني است. چرا كه « مد» در فرھنگ
لاتين ھمان بت است . اگر بت پرستان عھد عتيق سالي چند بار در مراسمي و يا بواسطه نيازي به نزد بت
قبيله خود مي رفتند و آنرا مي پرستيدند امروزه شبانه روز آدمھا مشغول پرستش دھھا بت ھستند :
دكوراسيون خانه ، اشياي زينتي ، مبلمان ، تلويزيون ، كامپيوتر ، موبايل، اتومبيل و انواع مد لباس. اين بت
ھا نيز دائماً از طريق رسانه ھا تزيين و تبليغ مي شوند و وسوسه پرستش را در مردمان تشديد مي
كنند . امروزه ھر كالائي قبل از آنكه قابل مصرف باشد قابل پرستش است . ھر چيزي نخست بايد
پرستيده شود و سپس مصرف گردد . مصرف به قصد پرستش است . مدرن بودن يعني پرستش اين بت
ھائي كه ھر روزه به بازار مي آيند . اين كالاھا برآورنده نيازھاي دنيوي بشر مدرن نيستند بلكه روح و روان
او را تسخير نموده و او را به تملّك خود مي آورند . و اين ھمان واقعۀ ماليخولياي عصر جديد است كه
انسانھا را تبديل به اشيائي متحرك و ديوانه نموده است . و اينست كه مثلاً كسي كه پشت فرمان
اتوموبيل خود نشسته است فرمانده اتوموبيل نيست بلكه اتوموبيل است كه او را ميراند . آنكه در مقابل
تلويزيون يا كامپيوتر ھم مي نشيند در كنترل آن است . و اين حاكميت و سلطه بت ھا بر ارواح بشر است.
و اين معناي تكنولوژيزم يا مذھب تكنولوژي پرستي است . در اينجا تكنولوژي بر جاي خود قرار گرفته و
سرنوشت بشر را در دست دارد و لذا امروزه شاھديم كه ھمه وقايعي كه سرنوشت افراد و جوامع و
حكومتھا و ابرقدرتھا را تعيين مي كند از بطن تكنولوژي رخ مي نمايد و ابر قدرت واقعي ھمان كارخانه

مدرنيزم يعني تكنولوژي است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 255


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۳:۱۱ ] [ محمد ]

رهائي از جبر سرنوشت


ضرب المثلي داريم كه مي گويد : فرزندان مكافات اعمال پدران خود را مي پردازند اين باور به لحاظ بيان
علمي ھمان است كه امروزه ژنتيك ناميده مي شود و يا علم وراثت . اين باور بھمان ميزان كه راست
است نيست. آنچه كه جبر سرنوشت ناميده مي شود به لحاظي چيزي جز اسارت نژاد و وراثت آباء و
اجداد نيست .
در قرآن كريم پيروي از سنت پدارن ھمان روش كفر است . پس ابتلاي به سرنوشت پدران و ادامه طبيعي
سرنوشت آنان بودن و گاه عذاب راه و روش غلط آنان را كشيدن ھمان راه كفر است و عذاب حاصلي از
اين راه.
و اما راه دين به يك كلام چيزي جز راه و روش رھائي از جبر نژاد و ژنتيك و وراثت نيست. نبرد انبياي الھي
فقط راه و روش فائق آمدن بر اين جبر است . و اينكه ابراھيم (ع) را پدر ايمان و رستگاري ميدانيم در كل
زندگيش جز نبرد با نژاد را شاھد نيستيم كه از دو جانب يعني از پس و پيش ( پدر و فرزند ) رخ مينمايد
: نبرد با پرستش راه پدر و عاطفه و عشق به پسر كه تداوم راه اجداد است . پدر پرستي و فرزند پرستي
دو روي سكه نژاد پرستي است و اسارت ژن . پس كل دين خدا فقط براي رھائي اراده و اختيار و
سرنوشت فرد از اسارت وراثت ھاست . و اين ھمان راه رسيدن به ھويت فردي و انساني است . زيرا
انسان اسير نژاد ھمان اسير ژن است . در قرآن مردم پرستي ( ناس) در نقطه مقابل دين و رستگاري
است. زيرا« ناس » يك موجود بي اراده و بازيچه سرنوشت تاريخي – نژادي است و تا انسان از اسارت
« خود » رھا نشود نيست يعني انسان نيست . نژاد پرستي و ژن پرستي امري واحد است كه در آن
سيماي مردم پرستي خودنمائي مي كند . انسان يا ژنتيكي و نژادي است كه بيخود است و يا يگانه و

نزادي است و خود است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص252



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۶:۳۰ ] [ محمد ]

آيا ظالم سالم است؟


اين ضرب المثل در فرھنگ ما يكي از نمادھاي كفر و نفاق آشكار و جنگي علني بر عليه دين و معارف
انساني است كه ستم و گناه را تقديس مي كند .
ما با تجربه درمانگري خود كه به اعماق پنھان و پس پرده ھزاران زندگي وارد شده ايم به باطل و دروغ
بودن اين شعار رسيده ايم كه « ظالم ،سالم است ».
آنچه كه مردم را به چنين باور كذائي و كافرانه و ظالمانه مي رساند نگاه قشري و ريائي آنان به زندگي
ديگران است . گوئي ھر كه بيشتر مي خورد و مي خندد و مي رقصد خوشبخت تر است .درحاليكه اتفاقاً
آنانكه متشنج تر و معذبترند بيشتر تظاھر به خوشي و شادي مي كنند تا مردم را بفريبند و به دام خود
اندازند و به مفاسد خود مبتلا سازند . ھيچ آدم ثروتمندي كه باري بھر طريق ثروت اندوخته و قدرتھاي
نمايشي دنيوي تدارك ديده است در واقعيت پنھان زندگيش لحظه اي آرام و قرار وشادي و نشاط و اميد و
عزّت و لذّتي ندارد. ھيچ تبھكاري از زندگيش لذّتي نمي برد و بھره اي از عزّت و افتخار ندارد و غرق در ذلّت
و جان كندن است و تأتر خوشبختي و عزّت و افتخار فقط در مقابل نگاه كساني است كه ميخواھد آنان را
ھم به عذاب خود بكشاند و شريك جرم خود سازد . ھيچ آدم زورگو و رياكار و متكّبر و حرام خوار لحظه اي
خوشي ندارد و ھر چه كه دارد ھيزم جھنم او در ھمين دنياست . در اتوموبيل ھاي گرانقيمت و كاخھاي
مرمرين و لباسھاي فاخر و جواھرات ھيچ كس لذّت و نشاطي ندارد . اگر چنين باشد كل دين و معرفت

دروغ است كه نيست .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص252



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۰:۰۶ ] [ محمد ]


انسان متعهد و انسان آزاد

انسان تنھا موجودي است كه بايد متكي به خود شود و تاچنين نشده ھنوز انسان نيست. انسان دو نوع
است . انساني كه بخودش متعھد است و لذا از قيد و جبرھاي محيط و مردم و حكومت و زمانه آزاد است.
و انساني كه بخودش تعھدي ندارد ولي بتدريج به شرايط اوضاع و جبرھاي زمانه متعھد مي گردد و در
واقع به زنجير كشيده مي شود .
انساني كه خودش را مقيد و زنجير مي كند به دام ديگران نمي افتد ولي انساني كه خود را آزاد ميگذارد
به اسارت ديگران مي افتد و لذا آزاديخواه مي گردد : بولھوسي ھمان بي ارادگي است و ارادۀ به بي
اراده بودن و تعھدي به خود نداشتن : آزاديخواھي !
انساني كه با خودش ھيچ عھدي جز بولھوسي ندارد با ديگران ھم ھيچ عھدي نمي بندد ولي بطرزي
اسرار آميز به زنجير جامعه مي افتد و به جبر از شرايط پيروي مي كند و لذا از ھمه متنفر مي گردد .
انساني كه با خودش عھدي پايدار و جاودانه ندارد ھيچ اتكاء به نفس و ارادۀ مستقل و ھويت خودي ھم
ندارد و لذا اراده اش به تسخير ديگران در مي آيد و برده ديگران مي شود و لذا شعار آزادي مي دھد .
چنين انساني در تحصيل علم و ھنر و حتّي معارف ديني و مذھب ھم سودائي جز توسعه و تقديس بي
عھدي خود ندارد و تلاش در جھت به دام ديگران نيفتادن . ولي ھمه اين امكانات بظاھر آزاديبخش بطرزي
عجيب او را گرفتار مي كند و ھر ابزاري كه قرار است او را آزادتر و بي تعھدتر كند زنجيري بر وجودش مي
شود و او را از بيرون به بند مي كشد و ھمه تخصصھاي او زنجيرھاي اسارت او مي شوند . انسان
آزاديخواه ھنوز انسان نيست انسان بايد در ھر شرايطي احساس آزادي كند . انسان متعھد به خويش در
امري جاودانه به خود كفائي و استقلال وجودي ميرسد و لذا مي تواند در جامعه و زمانه ھم داراي ھويتي
منحصر بفرد و آزاده باشد . ولي انسان غير متعھد به خويش ھمواره نيازمند و دريوزه ديگران است و از
اسارت ديگران رھائي ندارد ھم به لحاظ مادي و ھم عاطفي .
عھد با خويشتن قلمرو پيدايش اراده است و اتكاء به خود .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 248




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۱۳:۰۱ ] [ محمد ]

اينهمه خواري مسلمين از چيست؟


خداوند در كتابش مي فرمايد: « آيا پنداشتيد آنكه مي داند و آنكه نمي داند ھمسان است؟ »
در اينجا سخن بر سر مسئوليت خطير معرفت است كه بر گردن اھلش مي باشد .
درست به ھمين دليل خداوند پيامبر عزيزش را كه سرور ھمه انبياء و اولياي اوست چنان تھديد و تنذير به
عذاب مي كند كه بدترين كافران را ھم نكرده است و مي فرمايد : اگر خطا كني تو را چنان عذاب مي كنم
كه ھيچ بشري را چنين عذاب نكرده باشم ! عذاب خداوند بر مؤمنانش بس عظيم تر است در عين حال
كه نسبت به آنھا بغايت مھربان و لطيف است . و به ھمين دليل در قرآن مي خوانيم كه ملائك مقرب
مستمراً از خداوند مي خواھند كه : پروردگارا مؤمنانت را عفو كن !
در سورۀ فتح مي خوانيم كه مؤمنان بواسطه سوء ظن بخدا عذاب مي شوند .
مؤمنان كساني ھستند كه از جانب خداوند حجّت ھا و آيات بزرگي يافته و ھيچ جاي بازي و مكر و شرك
باقي نيست زيرا داراي علمي قلبي و باوري عظيم ھستند .
مسلمانان عموماً داراي جامعترين مكتب زندگي سعادت آميز ھستند و در عصر حاكميت علم داراي برترين
معارف و عقول از جانب قرآن و رسول و ائمه اطھار و عرفاي بزرگ مي باشند . ھر عالم و عارف و امامي
به مثابۀ يك حجت ترديد ناپذير براي جامعه مسلمين است : و در آن روز درباره اين بزرگان ( نعيم ) سئوال
مي شود كه با آنان چه كرديد ؟! در ھمين تاريخ معاصر جھان اسلام شاھد بروز دھھا تن از اين حجتھاي
زنده خدا بوده ايم كه در ھيچ تمدن و مذھب ديگري مشابه ندارد . اينھا جامعه مسلمين را مسئول مي
كند .
مسلمانان امروزه جھان ھر چه مي كشند از بابت بي مسئوليتي در قبال نعماتي است كه دارا ميباشند
و كفران كرده اند از جمله حضور نظامي كافران در ممالك اسلامي .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 249


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۳:۵۷ ] [ محمد ]

فرزندان ناهنجار و ازدواج فاميلي


يكي از ادعاھاي غير علمي و غير واقعي پزشكي مدرن اينست كه بسياري از فرزندان ناقص جسمي يا
رواني در بدو تولد حاصل ازدواجھاي فاميلي ھستند . در صورتيكه دربارۀ موارد بسيار فراوانتري كه
مشمول اين ضايعه نيستند ھيچ پاسخي ندارد . بنابراين اين ادعا ھيچ حقانيت علمي ندارد و حاصل يك
نگرش بسيار سطحي است .
آري بسياري از كودكان ناقص الخلقه جسمي يا ذھني حاصل ازدواجھاي درون نژادي ھستند و امّا
بسياري از كودكان نابغه علمي و ديني ھم حاصل چنين ازدواجھائي بوده اند . اين يك معضله فرھنگي
است و نه ژنتيكي . افراد و خانواده ھاي شديداً نژاد پرست مسلماً در ازدواجھائي فاميلي دچار نژاد
پرستي دو صد چندان مي شوند و اين احساس و نگرش است كه قداست نژاد را بصورت فرزندان رنجور بر
سرشان مي شكند تا آنان را بخود آورد چرا كه غايت نژاد پرستي در پرستش فرزندان خودنمائي مي كند
كه معلول غايت خود پرستي و دنيا پرستي و كفر مي باشد . و اين يك عذاب الھي است كه بصورت
قوانين فطري در بشر واكنش نشان مي دھد.
ولي در نقطه مقابل اگر در ازدواجھاي فاميلي ، زن و شوھر داراي ايمان و معرفت و تزكيه و تقوا باشند و
با خود پرستي كه در نژاد پرستي آشكار مي شود جھاد كنند بھترين فرزندان پديد مي آيند كه معروفترين
نمونه تاريخي اين امر ازدواج علي و فاطمه و فرزندان آنھا ھستند .
بنابراين ازدواج فاميلي بخودي خود ھيچ كراھت و گناھي ندارد ولي آنچه كه گناه و عين كفر است نژاد
پرستي مي باشد . با مبارزه با فكر و فرھنگ نژاد پرستي و خانواه پرستي جلوي تولد فرزندان مفلوج را

بگيريم . نژاد پرستي چه ملّي باشد و چه مذھبي يكسان است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص238


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۸:۱۱ ] [ محمد ]

جنون و جهنّم

امروزه در سراسر جھان شاھد پيدايش نسلي شكم سير و بولھوس و غير متعھد ھستيم كه از فرط

عياشي و ھوسراني حداقل عقل و ارادۀ حيواني خود را نيز از دست داده و ديوانه شده است . اين نسل
قرار است شالوده آينده بشريّت بر روي زمين باشد . و پيشاپيش واضح است كه چه آينده اي در انتظار
بشريّت است نشانه ھايش را ھم اكنون در سراسر جھان شاھديم . جز نابودي چه آينده اي را مي توان
انتظار داشت مگر اينكه معجزه اي رخ نمايد و يك ناجي فرا رسد و بنياد اين جھان را زيرو رو كند . در غير
اينصورت فقط مي توان به انواع بلايا و مصيبت ھا و دردھاي بي درمان اميدوار بود كه ھمچون غل و زنجير
ھائي اين جنون جھاني را به بند بكشد و مھار نمايد . از بطن ھر جنوني ، جنايتي رخ مي دھد كه اين
جنون را از بيرون به زنجير مي كشد و اين يك قانون الھي در بطن ھستي انسان است . خاصيّت دوزخ نيز
از ھمين روست . دوزخ درماني آخرين درمان است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 241


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۵۸:۴۰ ] [ محمد ]

از حقّ خود گذشتن

برخي مي پندارند كه گذشتن از حقّ خود يك ايثار بزرگ است و مستحق ستايش خدا و خلق . اتفاقاً اين

نوع آدمھا ھمواره از خدا و خلق طلبكارند و از ھمه منزجر . زيرا قرار نيست كسي از حقّ خود بگذرد زيرا
حقّ كه جزو اموال خصوصي بشر نيست بلكه حقّ اگر حق است از خداست و انسان بايستي با تمام
وجود آنرا حراست نمايد .
گذشتن از منافع دنيوي براي رضاي خدا و انفاق به غير، الّبته بھترين اعمال بشر است ولي اين ربطي به
گذشتن از حقّ ندارد زيرا منافع دنيوي كه حقّ نيستند و اتفاقاً باطل ھستند و گذشتن از آنھا موجب
رسيدن به حقّ مي شود .
حقّ ھاي انسان عبارت ھستند از: جان ، ناموس، عزّت ، ايمان ، عقل ، باورھاي مقدس، فطرت ،شرف،
عصمت و غيره . ھيچكس حقّ ندارد به عمد اين حقوق را زير پا نھد و لگدمال ديگران سازد و نامش را ايثار
نھد .ھمانطور كه در قرآن و دھھا حديث داريم كسي كه به عمد جانش را به خطر مياندازد ملعون است.
كسي كه به عمد عصمت خود را در خطر مي اندازد نيز ملعون است . و كسي كه به عمد عزّت و ايمانش
را به معامله مي نھد ملعون است و ھر كه او را ببخشد و پاداش دھد خداوند نمي بخشد و عذاب ميكند .
بلكه چانه نزدن بر سر مال دنيا و رياست و براي حفظ و كسب آن ، حقّ خود را ضايع نكردن امري درست
و عين تقوا مي باشد . گذشتن از حقّ خود يك ظلم بزرگ بخويشتن است و خداوند نمي بخشد . زيرا اين
حقّ ھا، ھمانا حقوق انساني بشر ھستند و كسي نبايد از انسانيت خود بگذرد .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 244



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۴ فروردين ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۲۶:۴۹ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت