خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 25
دیروز : 34
افراد آنلاین : 1
همه : 25061
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

كي عاشق است و كي معشوق؟

مرد دعوي عشق ميكند كه خود را از ھر مسئوليتي در زندگي زناشوئي مبرا كند و زن ھم شھامت

طرح مطالبات خود را نداشته باشد از جمله تقاضاي حقوق از بابت كار كردن در خانه . و زن ھم اين

ادعا را باور مي كند تا خود را معشوق كند و احساس فرشته خوئي نمايد و لذا او ھم خود را از ھر

مسئوليتي در زناشوئي مبرا كند و براي ابتدائي ترين وظايف خود ھزار ناز و عشوه و منت نمايد. در

اين تجارت شيطاني كه نام مقدس عشق را به يدك مي كشد بتدريج شاھد پيدايش عقده ھا و كينه

ھا در رابطه مي شويم و به ناگاه به بھانه اي دعوي عشق از ميان مي رود. اين خود واژه مقدس

عشق است كه خود را از اين منجلاب بيرون مي كشد.

اينست كه در ازدواجھائي كه بيشتر شعار عشق به يدك مي كشد شاھد تشنجات و تناقض ھا و

جنون ھائي حيرت آور ھستيم.

مسئله اينست كه آدمي بر شھوات و نيازھاي طبيعي خود نقاب عشق مي كشد تا نيازھايش را

كتمان كند زيرا اين نيازھا را در شأن خود نمي داند و اين ھمان كبر و غرور بشر است كه كالاي

شيطان است. اينست كه در محكمه ھاي طلاق بناگاه زن و شوھر حرفھائي به يكديگر ميگويند كه

گوئي تازه از خواب بيدار شده باشند. دعوا بر سر ابتدائي ترين نيازھا و غرايز حيواني است كه فلج

شده است و در لباس عشق خفقان گرفته ودھان طرفين را بسته است.

حقيقت اينست كه بقول قرآن « اگر كسي را دوست داشته باشي خدا راشديدتر دوست ميداري».

حالا بگوئيد كه ھنوز ھم عاشقيد؟


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 63


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۵۹:۴۱ ] [ محمد ]

رفتار درماني

رفتار درماني در معناي حقيقي صورتي از عرفان درماني و خود درماني است . زيرا آنچه كه بر ما رفته

است ما را بيمار و گرفتار و معذب ساخته است پس بايستي از راه رفته بازگرديم تا آن عذاب را نيز

بازگردانيم. رفتارھاي ما باعث گرفتاريھاي ما شده است پس بايستي از اين رفتارھا باز گرديم . و اين

مستلزم خودشناسي است كه كداميك از سلسله رفتارھاي ما موجب بدبختي ما شده است. كدام

دسته از تھمت ھاي ناحق و يا تجاوز به حقوق ديگران و يا ايجاد اكراه و زور در دين و اخلاق و يا خود

فروشي و خيانت به اعتقادات خودمان زمينه ساز گرفتاريھاي ما گشته است . بايستي زمينه ھا را

شناخت و مسير را تغيير داد . اين امري واجب است بخصوص اينكه اگر به حيات پس از مرگ باور

داشته باشيم كه عذابھاي باطني ما پس از مرگمان نيز با ما خواھند بود زيرا بھمراه نفس و روان ما

باقي مي مانند . پس تا زمانيكه امكان جبران داريم بھتر است با رفتارھاي درست رفتارھاي نادرست

خود را جبران كنيم . در قرآن مي خوانيم كه : آنكه در اين دنيا در عذاب است در آخرت عذابش شديدتر

است و بالعكس. و كافران در آن روز مي گويند اي كاش يكبار دگر به دنيا باز مي گشتيم تا عذابھاي

خود را جبران مي نموديم و به آنھا گفته مي شود كه بارھا مھلت داده شديد ولي بر كفر خود افزوديد

و اين بار ھم چنين خواھيد كرد . ولي تا افكار خود را اصلاح نكنيم نميتوانيم رفتار خود را اصلاح كنيم

و حداكثر رياكارتر مي شويم. پس رفتار درماني مستلزم افكار درماني است

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 176


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۱۹:۴۶ ] [ محمد ]

مشكل ما چيست؟

(آسيب شناسي فرهنگي)

بزرگترين و محوري ترين مشكل فرھنگي جامعه ما از عالم تا عامي و از پير تا جوان و زن و مرد اينست

كه گوھره « نمي دانم » را در ذھن ودل خود از دست داده ايم و ھر كسي در كشور ما خود را يك

نابغه و علامه دھر وعارف كامل مي داند.

كه تبليغات رسانه ھا مھمترين نقش را در اين مرض و مصيبت عظيم اجتماعي ايفا كرده اند. اين غرور

ملي كه شبانه روز بھر بھانه اي بر سر ما مي بارد مغزھا و وجدانھا و قلوب را ديوانه كرده است

و سئوال كردن را ميرانده و تحقيق و جستجو را منتفي ساخته است.

بعد از تبليغات رسانه ھاي ملي، كامپيوتر و اينترنت از عوامل اين فاجعه مي باشد كه باز ھم تبليغات

رسانه ملي در القاء و تشديد آن بسيار مؤثر بوده است ھمانطور كه امروزه يك نوجوان در پاي ميز

كامپيوتر احساس خدائي دارد در حاليكه اكثراً يك بيمار رواني است و بزودي سر از بيمارستان،

تيمارستان يا زندان در مي آورد البته اگر به عضويت شوراي شھر در نيايد و يا مدير كل اداره و

كانديداي مجلس و وزارت نشود.

اين خودستائي ملي كه جديداً از رسانه ھاي ما غوغا ميكند عواقب مرگبارش تا ھم اكنون پيدا شده

است . يك دوره اي بر زبان آوردن واژه ملت و مليت و ايرانيت يك جرم سياسي محسوب مي شود و

حالا جايزه ھم دارد. اين ناسيوناليزم نيھيليستي ما را به كجا ميبرد؟ خودستائي ملي از نتايج پوچي

و بي ھويتي در يك جامعه است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 110

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۳۲:۰۳ ] [ محمد ]

ادب: ظرف ادراك

ھمانطور كه براي دريافت غذا و اشياي مورد نياز خودمان نيازمند اعضائي چون دست و دھان و پاھا

ھستيم و براي حفظ آن نيازمند بدن و شكم ھستيم يعني محتاج اعضاي دريافتن و ظرف داشتن مي

باشيم. جھت دريافت و برداشت و حفظ معنويات ھم نيازمند ابزار و ظرفي ھستيم كه آن ادب است.

براستي كه آدم بي ادب ھرگز بزرگ نمي شود حتي اگر فيلسوف شود. از طريق ادب وجود خود را

آماده دريافت و حفظ معنا از جھان مي كنيم. ادب، ظرف ادراك بشر است و لذا آدمھاي بي ادب ھرگز

نه در مدرسه و نه در جامعه و نه در كل زندگي ھيچ نمي آموزند و ھيچ نمي فھمند و آموزه ھاي

جبري را ھم نمي توانند حفظ كنند.

ادب شرط اول ھر تعليم و تربيتي است. رشد معنوي بشر تماما مديون ادب اوست. انسان ھر چه با

ادب تر، متواضع تر و خاشع تر باشد در قبال معنا و علم، پذيراتر است. آدم بي ادب مثل يك كاسه

واژگون است كه ھيچ چيزي دريافت نمي كند. وجود خود را در موضع ادب قرار دادن مثل تبديل وجود

به يك كاسه خالي است كه آماده پذيرش و دريافت مي باشد. و ادب ظاھري و رفتاري و گفتاري ھم

مقدمه ادب باطني است. بي ادبي ھمواره مترادف حماقت است. و اگر دوران ما غرق در جنون و

حماقت است بواسطه فقدان ادب در خانواده ھا و مدارس است فقدان ادب در والدين و معلمين!

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 112


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۳:۴۰ ] [ محمد ]

همسر كيست؟

خداوند در كتابش مي فرمايد كه از جنس نفس ھر كسي برايش ھمسري قرار مي دھد و نيز مي

فرمايد كه مؤمن با مؤمن و كافر با كافر ازدواج مي كند اين ماھيت ازدواجھاي طبيعي است كه به نيّت
زناشوئي رخ مي دھد . الّبته ازدواجھاي مصلحتي و يا عقيدتي ھم وجود دارند كه از اين قاعده
مستثني ھستند . بنابراين آنچه كه اساس طبيعي ازدواج را تشكيل ميدھد كه امري ماوراي طبيعي
بنظر مي رسند و گاه به قسمت ازلي و تقدير الھي نسبت داده مي شوند اتفاقاً امري كاملاً طبيعي
مي باشند و ماوراي طبيعي بودن آن مربوط به جھل آدمي نسبت به نفس نھان خود است . ھمسر ھر
كسي نفس آشكار خود اوست كه در مقابل او قرار گرفته است و لذا واضح ترين آئينه خودشناسي
اوست . آئينه بنمود چو نقش تو راست خودشكن آئينه شكستن خطاست . اين حكمت بيش از ھر
رابطه اي مربوط به زناشوئي است . لذا ھر خطا و ستم و ناحقي كه آدمي به ھمسر خود نسبت مي
دھد دقيقاً از خود اوست . لذا رابطه زناشوئي بزرگترين قلمرو خودشناسي و تزكيه نفس و خودسازي
بشر است بشرط آنكه ھر كسي ھر عيبي را كه در ھمسرش ميبيند از خود بداند و به اصلاح آن در
خودش بپردازد تا از ھمسرش برطرف شود. اين يك اصل ذاتي در ھر رابطه اي است كه در زناشوئي
به اشدش حضور دارد و عمل مي كند .
ھمسر تو نفس عريان خود توست و ضمير پنھان توست كه در مقابل تو عيان شده است . پس اگر
ازدواج اساس ذاتي تمدن و دين و فرھنگ است بدين لحاظ است كه ھر كسي آئينه نفس خود را مي
يابد و خود را در ھمسرش به تماشا مي نشيند . معامله اي كه ھر كسي با ھمسرش مي كند در
واقع با خودش مي كند و سرنوشت خود را رقم ميزند. اينست كه سرنوشت ھر كسي در ازدواجش
تعيين مي شود بدست خودش.
در واقع ھر كسي با نفس پنھان خودش ازدواج مي كند و اينست كه عشق جنسي در ازدواج و
زناشوئي ھمان عشق ھر كسي به خويشتن خويش است و ھمسر پرستي عين خودپرستي است
و كفر عيان است و لذا اين عشق عاقبتي جز عداوت ندارد مگر اينكه بر اساس تقوي و تزكيه نفس و

معرفت و حقوق الھي قرار گيرد و انجام وظيفه شود .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 55


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۸:۱۵ ] [ محمد ]

نسخه اي براي امراض زنانه

در يك كلام ھمه امراض زنان برخاسته از جدالشان با ذات و ھويت و وظايف زنانگي آنھاست كه خداوند

در خلقتشان نھاده است . و اگر زن مدرن بيمارترين زن كل تاريخ است بدان معناست كه زن ھرگز تا

اين حد با زن بودن خود در جدال و انكار نبوده است و زن بودنش را خوار نداشته و لعنت نكرده و لذا در

جھت مرد وار شدن تلاش نموده و بازيچه فلسفه شيطاني برابري با مرد گشته است و خود را جسماً

و روحاً عقيم و ناھنجار و معذب كرده و لذا ھرگز امكان ھمسريت و مادريت نيافته است ھر چند كه

شوھرھا نموده و بچه ھا زائيده باشد . از رايج ترين امراض رواني چنين زني افسرده گي و ناتواني و

بيزاري جنسي وانواع وسواسھا و آلرژيھاست . و بيماريھاي ارگان جنسي ھمچون سرطان پستان و

عفونتھاي مزمن رحم و انواع تومورھاي دستگاه تناسلي نيز از مشھورترين امراض يك زن ضد زن

است كه وظايف زناشوئي را در شأن خود نميداند و خانه را براي خود زندان ميكند و لذا دچار انواع

مفاسد اخلاقي مي گردد و مبدّل به موجودي كينه اي و بخيل و متشنج و رواني مي شود و نھايتاً در

جھت انتقام خود از مرد مبدّل به يك روسپي مي گردد. ترك اين مخاصمه كافرانه زن با ذات زنانگي

خود كه بصورت انكار ولايت شوھر و گريز از وظايف زنانگي بروز مي كند تنھا راه علاج ھمه دردھاي

بي درمان زن است . ما در تجربه درماني خود با تكيه بر اين حقيقت موفق به درمان بسياري از امراض

مزمن و لاعلاج زنان شده و لذا اين يك نسخه نظري و نسيه نيست .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 180


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۲:۱۹ ] [ محمد ]

فلسفه حدود آزادي

آزادي يعني رھائي از زندان تن خويش و غواصي در ديگران و نه بازي با ديگران . آنچه كه حدود آزادي

عمل ناميده مي شود كه با قواعد و قوانين عرفي و شرعي و اخلاقي و عقلي و جزائي مشخص

شده است ھمان مرزھائي ھستند كه اگر از آنھا عبور كنيم براستي به اسارت مي افتيم . حدود

آزادي براستي ھمان غايت آزادي ھستند و اگر در ھمان محدوده ھاي عملي كه داريم ھنوز ھم

احساس آزادي نمي كنيم بدان دليل است كه از ھمان آزاديھاي موجود استفاده اي عميق نميبريم و

در قشر اعمال خود اسيريم و در روابط خود با ديگران عميق و متعھد و جدّي نيستيم . فسق در رابطه

ھا قلمرو اسارتھا ھستند . آزادي روح حاصل عشق متعھد است.

احساس آزادي دقيقاً ھمان احساس وجود است و وجود آدمي داراي يك معنا و گوھرۀ عميق و

باطني و لامتناھي است و بواسطه كميّت ھا و ماديت قابل حصول و وصول نيست ھمانطور كه مثلاً

ما بواسطه وزن خود وجودمان را دريافت نمي كنيم بلكه با معنائيكه در اين ماديت حضور دارد وجود

مي يابيم .

آدمي ھر چه كه سطح و تنوع اعمال خود را توسعه دھد قشري تر و بي محتواتر شده و بيشتر دچار

قحطي وجود و احساس اسارت و نابودي مي شود . يك عمل و تجربه عميق داشتن بيشتر از صد تا

عمل سطحي به انسان احساس وجود و آزادي ميبخشد . شكستن حدود اخلاقيكه حدود وجودي

ھستند آدمي را دچار احساس نابودي ساخته و لذا حريص و افسار گسيخته و ديوانه ميكند . تنوع

پرستي و كثرت گرائي بزرگترين دشمن احساس آزادي روح است . آزادي در عمق پديده ھا حضور

دارد و انسان بواسطه برقراري رابطه اي عميق با سائر موجودات و بخصوص انسانھا از اسارت تن

خود رھا مي شود . عمق در يك رابطه و وفاي در آن و عشق به آن و تعھد و تلاش در آن رابطه است

كه روح ما را از اسارت تن مي رھاند و بما احساس وجود مي بخشد . آزادي روح محصول عشق در

يك رابطه است نه بازي با صدھا انسان .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 148


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۵۴:۲۶ ] [ محمد ]

مفاسد اخلاقي بعد از ازدواج


اكثر جوانان تا قبل از ازدواج براستي عفّت و شرافت و صداقت خود را حفظ مي كنند ولي پس از

ازدواج بناگاه به انواع ھرزه گي و مفاسد اخلاقي دچار مي شوند . براستي اين چه رازي است . چرا

ازدواجھاي مدرن بجاي پيشگيري از مفاسد اخلاقي خود موجب فساد و تبھكاري مي شوند ؟ اين نيز

يكي از پديده ھاي واژگون آخرالزمان است .

مشاھده ھمين پديده اجتماعي خود از علل گريز بسياري از ازدواج كردن شده است . بخش عمده اي

از زمينه ھاي اعتياد نيز ازدواجھاي مدرن مي باشد .

برخي از علل چنين پديده اي را تيتر وار بر مي شمريم :

زندگي مشترك را وسيله اي براي اھداف فردي قرار دادن .

ازدواج بعنوان يك جبر و نه نياز آگاھانه و اختياري .

تلاش براي برابر سازي تصنّعي حقوق زناشوئي .

فقدان ولايت مردانه به سبب بي ايماني و لذا مسئوليت ناپذيري .

تكبر زنانه در انكار پذيرش ولايت شوھر در امور دنيوي .

عدم رعايت حقوق اخلاقي و موازين شرعي و عفّت متقابل .

افراط در ناز زن و ناز كشي مرد.

دعوي بيھوده و ناحق عشق مرد به زن و تلاش براي اثبات آن.

حضور رسانه ھاي شھواني در محيط خانواده .

نگاه اقتصادي مرد به زن .

بي غيرتي مرد نسبت به زن تحت عنوان عشق و آزادي و برابري .

عدم معرفت درباره حق ازدواج.

درباره ھر يك از موارد فوق تاكنون مقالاتي ارائه شده است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 36


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۱۱:۱۷ ] [ محمد ]

مرگ- درماني

پس از معرفت- درماني كه البته ويژۀ عقلاء مي باشد كه كمياب ھستند مرگ – درماني شيوۀ ديگري

است كه ھر انساني اگر بخواھد مي تواند از آن برخوردار شود . يك انسان شديداً بيمار و يا گرفتار اگر

براستي مرگ را در دلش بپذيرد و خود را براي آن آماده سازد چه بسا آن بيماري و يا گرفتاريش

برطرف مي شود و يا لااقل عذابش از بين مي رود زيرا آنچه كه يك بيماري و يا گرفتاري را عذاب آور

مي كند كه از اصل آن مشكل، شاقه تر است جنگ با آن و عدم باور و تصديق مرگ يا نابودي حاصل از

آن است .

يكي از اھداف ذاتي ھر بيماري و مشكلي آن است تا انسان را براي مرگ آماده سازد يعني از

وابستگي به دنيا آزاد نمايد پس اگر انسان به اين رسالت ذاتي بيماري و گرفتاريش پاسخ گويد و

تسليمش گردد يا ھر چه زودتر معالجه مي شود و يا عذاب روحي حاصل از آن كاھش مييابد و يا ھر

چه سريعتر از دنيا ميرود .

مرگ – درماني يكي از اركان دين و جنبه اي از دين درماني است و اين است كه ياد مرگ يكي از

عبادات و ثوابھاي بزرگ است . و در روايات ديني آمده است كسي كه ھر روزه مرگ را ياد كند و قبر

خود را متصور شود و يا به زيارت قبور برود عذابھا از وي دور مي شوند زيرا اساس ھمه عذابھا حاصل

ترس از شكست و مرگ و نيستي است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 167


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۵۵:۳۲ ] [ محمد ]

خوش بيني و بد بيني


خوش بيني انسان در مرحله اوّل زندگي حاصل سطحي نگري و بينش كودكانه و بازيگرانه است و بي
مسئوليتي . انسان بميزاني كه به عمق زندگي وارد نشده خود را عالم و بر آستانه سعادت مييابد و
بواسطه رياي حاكم بر رفتار مردمان نيز ھمگان را زيبا و مھربان و نيكوكار مييابد . ولي ھر چه كه بر
تجربه حاصل از مسئوليت و تعمق افزوده مي گردد تلخي و تباھي دنيا و اھلش و نيز جھل انسان
درباره خود و مردمان و جھان اضافه مي شود و اين عرصه بدبيني است. اين بدبيني اگر قرين معرفت
نباشد منجر به نفرت و انزجار مي شود و كينه جوئي . ولي اگر حق ھر آنچه كه ھست و مي نمايد
درك شود آنگاه عرصه توسل به حق و صبر و ستاري و سكوت است و مھري قھارانه نسبت بخود و
عالميان .
وقتي انسان ھر امري را از اراده خداوند ببيند صبور مي شود و نھايتاً فقط با خدا روبرو ميگردد و ھر
شكايتي ھم كه دارد به سوي او مي برد . اين بدبيني حاصل نزديكي به خدا مي شود در حالي كه
بدبيني جاھلانه موجب اشد كفر و كينه و جنگ باخدا و خلق است .
حيات دنيوي عرصه بازيچگي بشر است و لذا مولّد بدبيني است چون جز فريب خوردگي حاصلي ندارد
و اين فريب محصول دنياي تصنعي آرزوھا و اميال مادي ماست . لذا بدبيني تماماً برخاسته از
بدانديشي چيزي جز ماده پرستي خيالي و آرماني نيست و اينست كه بدبيني منجر به خود بيني مي
شود كه موجب از دست رفتن اعتماد فرد به خويشتن است . اين بي اعتمادي بخود اگر در مجراي
معرفت قرار نگيرد منجر بخود – براندازي جاھلانه و انتقام از خويشتن مي گردد و ھمان انواع
خودكشي ھاست كه بطور مستقيم و غير مستقيم رخ مي دھد . اين بي اعتمادي بخود عذاب سوء
استفاده از ديگران و بد ديدن ديگران و استفاده ابزاري از آنان است .
كسي كه از خير و شر اين دنيا بگذرد از قلمرو استھلاك خوش بيني و بد بيني خارج مي شود و به
حق بيني مي رسد . جھان ھستي بسيار فراتر از منافع و ضررھائي است كه از آن توقع داريم . خوش

بيني و بدبيني دو روي سكه دنيا پرستي و ابزاري ديدن ديگران است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد اول ص 95


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۳۹:۵۰ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت