خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 52
دیروز : 7
افراد آنلاین : 1
همه : 25379
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس


اعلاميه حقوق بشر عرفاني

١. ھيچ انساني با انسان ديگري برابر نيست: نه سياه با سفيد، نه زن با مرد، نه مسيحي با
مسلمان، نه غني با فقير، نه كودك با انسان بالغ، نه شرقي با غربي، نه روستائي با شھري، نه
باسواد با بيسواد، نه مؤمن با كافر، نه زشت با زيبا،نه مظلوم با ظالم. بلكه ھر انساني يك
موجود منحصر به فرد و بي ھمتا و احد و بي نياز و مظھري از جمال خداوند در عالم خاك است.
ھر كسي ھمان است كه مي خواھد باشد و ھيچ كس به ديگري ظلم نكرده بلكه ھر كسي فقط
بخودش مي تواند ظلم كند و بخودش ميتواند دروغ بگويد و لاغير.

٢. ھمه بندگان وپرستندگان خداوند خالق ھستند و خواه ناخواه بسوي او در حال رجعت ھستند
منتھي به دو راه و روش، دوزخي و بھشتي: جبارانه و مختارانه: خردمندانه و جاھلانه: مومنانه و
كافرانه: عاشقانه و فاسقانه.

٣. ھمه بر روي زمين از حقوق واحدي برخوردارند و داراي ارزشي واحدند فقط در نزد خداوند
انسانھاي فقيرتر و ضعيفتري كه سخاوتمند تر و قانع تر و صلح جوترند،برترند.

۴. ھيچ اعتقادي از اعتقاد ديگر برتر نيست فقط آنانكه صادقترند و منافع ديگران را بر نفع خود ترجيح
مي دھند عزيزترند و لذا بر حق ترند در قلوب مردم.

۵. صنعت پرستي راه و روش عذاب و خشم و جنگھاست و طبيعت پرستي راه و روش سلامت و
صلح و مھرباني است.

۶. ھيچ بايد و نبايدي بر حق نيست و ھر آنچه كه واقع مي گردد حق است و بايد فھم شود.
٧. ھر حكومتي در جھان برخاسته از نفس اكثريت آن ملت است . پس ھر دولتي لايق ھمان ملت
است.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكر خانجاني جلد پنجم ص 149



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۷ ] [ محمد ]
بيائيم دعا كنيم براي جهانيان

دعا براي ديگران از ويژه گيھاي دين اسلام و فرھنگ تشيع است كه بصورت امري به مؤمنان توصيه شده
است .
در دعا كردن براي خود و عزيزان ھنري نيست و لذا بندرت ھم اجابتي است كه اجابتش ھم موجب
گرفتاري مي شود.
دعا براي ديگران ، براي بيگانگان ، براي دوست و دشمن ، ويژۀ يك انسان راستين و خداپرست است كه
خدا را به خدائي اش مي شناسد و نه به گدائي اش به درگاه مخلوق تا برايش عبادت كنند تا نانشان دھد
.
يكي از درسھائي كه ادعيۀ ائمۀ اطھار به شيعيانش مي دھد دعا براي غير است . اين دعا فقط ھم
بشردوستي نيست بلكه عين يك خود دوستي خردمندانه است چرا كه تا زمانيكه كسي برروي زمين در
رنج و ستم است و جان مي كند ھيچكس نمي تواند آرام و قرار و سعادتي داشته باشد زيرا بشريت نفس
واحده است و واقعاً بني آدم اعضاي يكديگرند . بنگريد به كساني كه خوشبختي را امري خصوصي مي
دانند و تمام عمرشان مشغول خوشبخت سازي خويش ھستند براستي بدبخت ترين آدمھايند و در ھزاران
غل و زنجير جان مي كنند .
دعا كردن براي ديگران كمترين و حداقل تلاش آدمي براي ھمنوعان خويش است . اين دعا دل و انديشه و
جان آدمي را نيز توسعه مي دھد و به آفاق عالم متصل مي سازد و يكي از قدرتمندترين روش رشد
روحاني و تعالي جان است.
كسي كه به درگاه خدا براي بدبختي ديگران مي گريد . اينست انسان !
پس بيائيم اين ھديۀ الھي را امتحان كنيم تا ببينيم كه چه گشايش عظيمي در دل و جان ما رخ مي دھد .
بيائيم دعا كنيم براي شفاعت و سلامت و نجات ھمۀ بيماران لاعلاج ، ھمۀ سرطاني ھا و ايدزي ھا و
صرعي ھا و افسرده ھا و معتادان . براي ھمۀ زندانيان و محكومان به اعدام . براي ھمۀ يتيمان و بيوه زنان
. براي ھمۀ تنھايان و بيكسان جھان . براي ھمۀ آوارگان و جنگ زده گان و تبعيدي ھا و بيخانمانھا و كارتن
خوابھاي جھان . براي ھمۀ كساني كه نان در خانه ندارند . براي ھمۀ كساني كه از درد خماري بخود مي
پيچند . براي ھمۀ روسپي ھاي مفلوك و ھم جنسگرايان تباه شده و براي ھمۀ جوانان پير و عذب و
درمانده . براي ھمۀ بي ھويت ھا و پوچ ھا و براي ھمۀ بيماران رواني در تيمارستانھا . براي ھمۀ مبارزان
راه آزادي . براي ھمۀ كساني كه در زير شكنجه ھا ھستند . براي ھمۀ كساني كه از زندگي بيزار و در
انديشۀ خود كشي ھستند . براي ھمۀ زن و شوھرھائي كه بخون ھم تشنه اند . براي ھمۀ زناكاران و
فاسقان . براي ھمۀ كساني كه براي يك لقمه نان خود را مي فروشند و دست به گناه مي زنند . براي
ھمۀ كساني كه عزيزان از دست داده اند . براي ھمۀ كساني كه در محاصره اند . براي ھمۀ كساني كه
بيقرارند . براي ھمۀ مؤمناني كه در امتحانات الھي چون بيد مي لرزند . براي ھمۀ كسانيكه كرايۀ آخر ماه
ندارند . براي ھمۀ بدھكاران كه خواب ندارند . براي ھمۀ اشقياء كه در آتش خود مي سوزند . براي ھمۀ
حريصان و حسودان كه جان مي كَنَند . براي ھمۀ آوارگان وادي معرفت . براي ھمۀ درماندگان وادي
سعادت . براي ھمۀ بني آدم برروي زمين كه رفته اند و ھستند و خواھند آمد . و سپس براي خود و عزيزان
خود دعا كنيم و اينكه : خدايا بما توفيق دعا براي ديگران عطا كن . آمين



از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 146 




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۵ ] [ محمد ]

خود فريبي اهل كتاب

چون مي دانم كه دزدي بد است پس من دزدي نمي كنم بلكه با دزدان مبارزه ميكنم و حق خودم را مي
گيرم .
چون مي دانم كه ناز ، بد است پس من ناز نمي كنم بلكه خويشتن داري پيشه مي كنم .

چون مي دانم كه خبر چيني بد است پس من خبر چيني نمي كنم بلكه با ديگران درد دل مي كنم.
چون مي دانم كه ربا بد است من ربا نمي خورم بلكه مشاركت مي كنم .

چون مي دانم كه ترياك بد است من ترياك مصرف نمي كنم بلكه دوا مصرف مي كنم .

چون مي دانم كه فاحشگي بد است من فاحشگي نمي كنم بلكه بي ريايي پيشه مي كنم.

چون مي دانم كه تھمت ناحق بد است من تھمت ناحق نمي زنم بلكه انتقاد مي كنم .

چون مي دانم كه منت بد است من منت نمي نھم بلكه دلسوزي مي كنم .
..............
چون مي دانم كه بدي بد است پس من بد نيستم .

چون ميدانم كه جھل بد است پس من علامه دھر ھستم .

جهل مركّب و حجاب اكبر :

آيا عجيب نيست كه اكثريت پزشكان به ھمراه خانواده اشان اندكي سالمتر از ديگران نيستند و بلكه
بعكس؟ آيا عجيب نيست كه ھيچ اقتصاد داني اندكي ھم به لحاظ اقتصادي عاقلتر از ديگران زندگي نمي
كند و بلكه بعكس؟ آيا عجيب نيست كه ھيچ تحصيل كرده ايي اندكي ھم عالمانه تر و راحت تر از ديگران
زندگي نمي كند و بلكه بعكس؟ .......و بلكه بسيار عجيب است كه اتفاقاً دانايي مدرسه اي با توانايي
رابطه معكوس دارد .
جھل آدمي بواسطه جوھر ، مركّب مي شود يعني در تاريكي قرار مي گيرد و از نگاه فرد مخفي ميماند
تا انجا كه فرد آگاھي خود درباره جھلش را از دست مي دھد و در حاليكه ھيچ نمي داند، مي پندارد كه
ھمه چيز را مي داند و لذا اين امر مشتبه باعث مي شود كه احتياط خود را ھم از دست بدھد و مستمراً
در چاله و چاه سقوط كند .
گويي داناييھاي عاريه ايي و كتابي و اخباري بصورت پرده ايي مقابل عقل و ھوش و حواس را ميگيرد . و
حتي علم توحيد ھم بدون معرفت نفس و تزكيه و خلوص عمل حجابي بيش نيست
. چه راست ميگويد رسول اكرم كه  « علم ، حجاب اكبّر است »
 و حتي براي عارفان نيز علم ھمواره عامل كبر و غرور و لذا مانع
معرفت برتر است و ھر انسان خردمندي ھمواره بايستي به ميزان رشد علمي اش بر تقوا و تزكيه نفس
خود بيفزايد وگرنه علم به تنھايي از انسان يك ديو متكبر مي پرورد و چنين علمي به قول پيامبر اسلام
وبال گردن صاحب اوست و ھيچ خاصيتي به زندگي او نمي بخشد


از كتاب دايره المعارف عرفاني استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 158-159




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۴ ] [ محمد ]
دانشگاه كارخانه انجماد روح

عصر جديد كه به لحاظي عصر تعليم وتربيت اجباري است بخصوص درمرحله تحصيلات دانشگاھي مولّد
نسلي با ارواح يخ زده بوده است . اين انجماد روح در زنان دو صد چندان شديدتر خود نمائي كرده است
چرا كه اصولاً زن مظھر علم ورحمت ورقّت روح است . اين ارواح منجمد در قلمرو تشكيل خانواده به
سرعت به بن بست رسيده وفرو مي پاشند ودر عذابھا وداغ وفراقھاي اين فروپاشي بتدريج تا آخر عمر
روي به رقّت ولطافت ازدست داده خود مي كنند وعموماً زندگي تراژيكي را رقم مي زنند . وامّاارواح يخ
زده درقلمرو فعاليتھاي اجتماعي وفرھنگي وسياسي وعلمي واقتصادي مولّد نظام بي روح وشقي
ھستند كه جزفرمولھا وكليشه ھاي آكادميك نمي شناسند وانسانھا را ھمچون اشيائي بيجان در خدمت
علوم وفنون مي گيرند ھمانطور كه خودشان ھمينگونه زيسته اند.
تعليم وتربيت اجباري مولّد جبّاريّت ومجبوريّت است . روح آدمي در قلمرو انتخاب واختيار است كه امكان
پرواز مي يابد ولطيف گشته وتعالي مي پذيرد .
مھلكترين سيماي اين انجماد روح درزن خودنمائي مي كند زيرا قرار است كانون عاطفه ولطف جامعه
باشد . امروزه شاھد زنان جواني ھستيم كه حتّي قادر به تظاھر به مھرورزي وعطوفت نيستند . مردان
چنين زناني گوئي كه با قطعه سنگ خارائي زيست مي كنند ولذا از خانه فراري مي شوند . فرزندان اين
مادران نيز دچار افسردگي شده وبه انواع امراض عصبي ورواني وتربيتي مبتلا مي شوند . درست به
ھمين دليل زنان تحصيل كرده در زندگي پس از تحصيل خود در ھمه وجوه شكست مي خورند . گوئي
تحصيل علوم عاريه اي در مدارس ودانشگاھھا موجب نابودي روح ودل آنھاست . واين تحصيلات ھر چه
طولاني تر وجدّي تر باشد مھلكتر است ومولّد زنان جواني است كه گوئي آنان را دلي نيست . ھمه اين
زنان افسرده ودل مرده اند واز روح زندگي بيگانه . تنھا ويژگي شخصي اين زنان تعدادي رفتارھاي مردوار
است كه به ھيچ كاري ھم نمي آيد ومردان را نيز دفع مي كند . دكتر ومھندسھائي بي روح وبي عاطفه
كه زندگي را از دست داده اند .
اگر آنگونه كه بزرگان قديم گفته اند كه علم باعث معراج روح وتكامي معنويّت وزندگي است پس بايد به
علم بودن آنچه كه امروزه درمدارس ودانشگاھھا تعليم مي شود جداً ترديد نمود ھمانطور كه ھمه عارفان
ترديد كردند وبزرگترين نابغه علوم مدرن جھان يعني آلبرت انيشتن نيز ترديد نمود .
ھمانطور كه قرآن كريم علوم كافران را« علم بغي » مي نامد كه علم تكبّر وسلطه وانكار است وموجب 
رسوائي وھلاكت آنھاست . درواقع بايستي اكثر تحصيل كردگان علوم جديد را ھلاك شده ھاي دل وروح
دانست كه به ارزاني به خدمت مستكبرين در آمده واين فنون را براي غارت وسلطه بر مردمان بكار مي
گيرند وموجب ھلاكت بشريّت مي شوند ھمانطور كه خودشان پيشاپيش ھلاك شده اند.

از كتاب دايره المعارف عرفاني استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 157



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۳ ] [ محمد ]

فلسفۀ فالگيري

عصر جديد عصر جھاني شدن ھمۀ امور است از جمله جھاني شدن فالگيري و استخاره و انواع خرافات .

گرايش به فالگيري و انواع شعبات آن، برخاسته از بن بستھاي زندگي مدرن است . در واقع ميل به فا

لگيري ھمان پناه بردن به جھل خويشتن است و نيز راھي براي خروج از آن . مي توانيم اين امر را نوعي

گرايش جاھلانه به ماوراء طبيعه نيز تلقي كنيم . فالگيري نوعي گريز از فھم مسائل است درست به

ھمين دليل عاقبت آن به خرافات جنون آميز و گاه به روان پزشك و تيمارستان مي انجامد . گاه آدمي به

بن بستي مي رسد و بر سر دو راھي يك انتخاب، سرگردان مي شود و با اينكه به واسطۀ عقل و تجربه

راه درست را ميداند ولي ميل به انتخاب نادرست دارد ولي از عاقبت شوم اين انتخاب ميترسد و لذا براي

فرار از مسئوليت آن، به فال روي مياورد . و جالب اينكه در پاسخ ھر فال و استخاره ايي اگربه نفي

انتخاب مطلوب نفس خود برسد باز به تكرار و تفسير و تبديل فال ميپردازد و آنقدر ادامه مي دھد تا به

تصديق عمل نادرست برسد و بدينگونه مسئوليت آن عمل نادرست را به گردن ماوراء طبيعه و در واقع به

گردن خدا مي اندازد. پس واضح است كه چه عملي جنون آميز و منافقانه مي باشد. در كلام آخر فالگيري

از ھر نوعي چيزي جز شرّ و گناه اعمال خود را به خدا نسبت دادن نمي باشد و گناھي بزرگتر از اين

نيست . گناھي كه از اصل آن عمل زشت، نابخشودني تر است و درست به ھمين دليل عاقبت اين راه و

روش به غايت حماقت و جنون مي انجامد . و ميدانيم كه حماقت عذابي غير قابل شفاعت است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 191




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۱ ] [ محمد ]

اخطار ! جنون كامپيوتري


امروزه با اندك دقّتي بوضوح شاھد پيدايش نسلي ھستيم كه اسوه كبر و غرور و ادعاھائي تو خالي

ھستند و در عين حال دچار نوعي از خود - بيگانگي و خود –شيفتگي بيمار گونه توأم با بيقراري و كلافگي

و افسار گسيختگي بيمار و جنون آميز ھستند و خود را علّامه دھر و نابغه اي منحصر بفرد مي پندارند و

جز خود ھيچكسي را قبول ندارند . اينان را بايستي مبتلا به جنون كامپيوتري دانست كه اعتيادشان به

كامپيوتر بسيار شديدتر از مواد مخدر است و مي دانيم كه بتازگي در برخي از كشورھاي جھان مراكز ترك

اعتياد و باز پروري رواني اين نوع معتادان و بيماران رواني گشايش يافته كه مراجعين به اين مراكز به صف

ايستاده اند . وبسياري ھم تاكنون در جريان ترك ، خودكشي كرده اند . ديگر از ويژگيھاي اين نسل جديد

بدبيني و وسواس فزاينده نسبت به سائر انسانھاست و ھمه را مولّد ويروس كامپيوتري مي پندارند .

بنظر مي رسد كه كامپيوتر مولّد ويروسي بسيار مھلكتر از ويروسھاي مشھور است كه برنامه ھا را بھم

مي ريزد و حافظه كامپيوتر راپاك مي كند . وعجيب اينكه ديگر از ويژگي ھاي اين معتادان نسيان فزاينده

است كه در مراحل اوليه بصورت بد قوليھا خود نمائي مي كند و لذا آنھا را بسرعت به انزوا مي كشاند كه

ھمين انزوا موجب ابتلاي بيش از پيش به كامپيوتر مي شود .

علاوه بر اين رشد فزاينده انواع بزھكاري و دروغگوئي ھاي رسوا مي باشد . گوئي كامپيوتر مولد

شيطاني است كه در كاربرھا رسوخ كرده است و براستي شعور و وجدان و اراده را از آنان پاك مي نمايد

و حافظه شان را نيز مختل مي كند . و حتي بتدريج در آنان پس از يك مرحله انحراف جنسي ، مولّد عقيم

شده گي جنسي است ھم به لحاظ ھورموني و ھم رواني .

ھمه كساني كه شاھد چنين مبتلاياني ھستند اين ويژگيھاي شيطاني و جنوني را بوضوح مي بينند و

غافل ازاينكه اين بيماري نابود كننده روح انسان از پيشرفته ترين تكنولوژي بشر مدرن مي باشد و لذا

كسي شھامت چنين ادعا و اعتراضي را ندارد زيرا متھم به ارتجاع و عقب مانده گي ميشود . ولي از آنجا

كه ما پي ھمه اين اتھامات و بدتر از اينھا را به جان و تن خود ماليده ايم به ھمه بخصوص جوانان اخطار

مي دھيم كه شعور و وجدان و اراده و حافظه و نھايتاً جان شما در خطر است . از اين دجّال عصر جديد

بترسيد و اين امر را جدّي بگيريد و به وجود خود رحم كنيد . ما نيز براستي از فرط ناچاري و بي چادري به

قصد پيام رساني و انجام وظيفه ديني و انساني خود با كمال اكراه و انزجار از اين رسانه استفاده مي

كنيم كه آنھم در سطح بسيار ابتدائي است .

مراقب سرقت روح خود باشيد تا بواسطه اين گوساله سامري بلعيده نشود .

والدين عزيز اين ديو روح خوار را در خانه خود به زنجير كشيد و آنرا اسباب بازي بچه ھاي خود مسازيد.


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 226





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۵۰ ] [ محمد ]

چرا بخت من سياهه ... تو ميدوني؟

تاكنون ھنوز انسان خوشبخت و سفيد بختي گزارش نشده است و آنانكه تأتر خوشبختي ايفا ميكنند نيز

به تجربه ثابت شده كه اتفاقا بدبخت ترند كه بناگاه پرده كنار مي رود و ھمه تماشاچيان را حيران ميكند .

و نيز ھمه مي دانيم كه سياه و سفيد بختي تماماً برخاسته از افسانه پس پردۀ زناشوئي است كه

افسون ھمه افسانه ھاست و سرالاسرار ھمه رازھاي مگوي بشر مي باشد . كل حكايات عرفاني و

ماندگار در تاريخ ادبيات جھان ھمه بر ھمين اساس پديد آمده است . ھر عاشقي يا به عرفان ميرسد و يا

به مرفين .

و اين داستان زندگي انساني است كه خوشبختي و كل بخت ھستي خود را در ھمين حيات خاكي نقد

مي خواھد و ھمسر و محبوبش را كانون خوشبختي خود مي پندارد . عشق فقط براي اينست كه انسان

را متوّجه جھان دگر و برتر نمايد و به وجود خداوند و حيات بعد از مرگ و بھشت و دوزخ ، مؤمن و متوّجه

سازد . عشق صورتي از جھان غيب و عالم ماوراء طبيعي بر روي زمين است و بھشت و دوزخي ھم جز در

اين تجربه درك و تصديق نمي شود . و ھمه كساني كه خدا را در جھان خود دريافته و به او مؤمن شده

اند از ماجراي عشق شناخته اند .

ھمه بخت ھا در اين دنيا سياه است منتھي بعد از اين سياھي يا آدمي حق را در مييابد و روي به حق و

منشأ خوشبختي مي كند و جان و دلش را منور مي سازد و يا با كفران به حق عشق و لعنت معشوق، دل

خود را ھم سياه نموده و براستي بخت ابدي خود را ھم سياه مي نمايد .

بخت ھمه سياه است الا كسي كه در جفاي معشوق ، وفاي خدا را بيابد و در عداوت محبوب ، محبت خدا

را كشف كند و در فناي عشق ، بقاي حق را دريابد .

از كتاب دايره المعارف عرفاني استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 243




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۴۸ ] [ محمد ]

مسرف ترين ملت جهان

حتي اكثر مسئولين طراز اول كشور ما اعتراف مي كنند كه ملت ما در مصرف، اسرافي ترين ملت

دنياست. اين اسراف كه از منظر دين ما گناه محسوب مي شود بھمان ميزان شامل حال دولتمردان

ونظام حاكميت سياسي ما نيز مي شود و البته امري طبيعي است زيرا داراي نظامي جمھوري ھستيم .

بنابراين طبيعي است كه طبقه حاكمه ما اسراف كارتر باشند زيرا ثروت وقدرت بيشتري در اختيارشان

است.

از بريز و بپاشھاي درون خانه ھا تا اشرافيت و رانت خواري و باند بازي جلوه ھاي گوناگون اسراف است.

آنكه در اقتصاد دچار اسراف است طبعاً در سياست و حكومت ھم دچار اسراف است و اين يك قانون در

نفس بشر است.

پس ازسي سال آيه و قسم و موعظه و فلسفه و تنذير و اخلاقيات بالاخره مسئولين مجبور شدند از

طريق بالا بردن قيمت كالاھاي اساسي از اسراف بكاھند و يا ھمچون سھميه بندي مصرف بنزين اينھمه

گرفتاري و عوارض جانبي براي دولت و ملت پديد آورند وھنوز طولي نكشيده بازار سياي بنزين پديد آمده

است .

اسراف در ھر امري حاصل بي اراده گي و بي اختياري وافسار گسيختگي نفس و فقدان عقل وتقواست.

پر واضح است كه اسراف صورت مادي و اقتصادي بي ايماني و كم عقلي مي باشد يعني يك مسئله

ذاتاً فرھنگي و اخلاقي است ھمانطور كه شاھد يك انحطاط و ضلالت عظيم فرھنگي در ھمه امور

ھستيم. و عجب است كه اين بن بست فرھنگي را ھم برخي مي خواھند با بودجه اضافي حل و فصل

كنند. مثل اينكه بخواھيم جھل و كفر يك آدم را با اضافه حقوق برطرف كنيم. اسراف حاصل بي فرھنگي

است و بي فرھنگي ، حاصل بي معرفتي در دين است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 121






ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۴۷ ] [ محمد ]

نظري بر بي هويتّي نسل جوان

متأسفانه تھمت بي ھويتي ھمواره متوجۀ نسل جوان است در حاليكه پيران ما بسيا ر بي ھويت تر

ھستند منتھي در پس نقاب . درست به ھمين دليل نھايتاً اين پيرھا ھستند كه تن به ھمان بي ھويتي

جوانان مي دھند و لذا نسل آينده را مي سازند . جوانان به خاطر صدقشان رسوا كنندۀ بي ھويتي والدين

خود مي باشند منتھي والدين اين بي ھويتي خود را در پس پردۀ نمايشھاي عرفي و شرعي پنھان مي

دارند و درست به ھمين دليل عملاً مشوق بي ھويتي فرزندان خود ھستند زيرا خود از اين ريا در عذابند و

نمي خواھند كه فرزندانشان ھم عذاب بكشند تنھا مشكل انھا با جوانان اين است كه در قلمرو فاميل

حافظ نمادين ھويت باشند ولي در روابط پنھان خود ھر چه مي خواھند بكنند . جنگ فرزندان با والدين و

كلاً جنگ نسل جوان و پير ھمان جنگ بين صدق و ريا مي باشد . انچه كه پيران را رنج مي دھد ان است

كه بواسطۀ جوانان خود لو مي روند و آبرويشان بر باد است .

متأسفانه آنچه كه در نزد پيران جامعه ھويت ناميده مي شود ھمان آبرو است يعني رياكاري . بيائيم باور

كنيم كه جوانان آيينه باطن پيران ھستند و به جاي اينھمه برنامه ريزي و ھزينه براي پرده پوشي و يا به

اصطلاح علاج بي ھويتي جوانان، فكري به حال بي ھويتي و رياي پيران كنيم كه زير بناي ھويت جامعه

ھستند . ھويت ذاتي جوانان ھمان صدق است كه اصل دين است پس بياييم بر اين سرزمين بذر معرفت

بكاريم نه سياست و مصلحت و تزوير و ريا . به ياد اوريم كه نخستين مؤمنان و مريدان ھمۀ انبياء و اولياي

خدا جوانان بوده اند و نه پيران . بھتر است ما پيران به خود تكاني بدھيم و خود را اصلاح كنيم و دست از

سر جوانان برداريم . كفر آشكار جوانان از نفاق پيران است بياييم اين نفاق كھنه را درمان كنيم .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 197




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۴۶ ] [ محمد ]



مردان ملوس و زنان قلدر

عصر مدرن را بايستي عصر ظھور مردان ملوس و زنان قلدر
دانست كه بيان ديگري از واژگون سالاري ارزشھا و ھويت
ھاست . گوئي كه زين بعد مردان بايستي زنانيّت را تجربه
كنند و زنان ھم مردانگي را .
اين تجربه اگر به انقراض نسل بشر نمي انجاميد شايد
مي توانست در مكتب تجربه گرائي تاريخي بشر حامل
دستاوردي باشد ولي اين واقعۀ واژگون ھنوز شروع نشده
نشانه ھاي نابودي بشريت را آشكار كرده است و حاصلي
جز ھم جنس گرائي ، بچه كشي ،ايدز و ھمسر كشي و
اعتياد نداشته است. براي انسان خردمند و اھل عبرت اين
تجربه بس احمقانه و جنون آميز است زيرا در گذشته ھاي
تاريخي نمونه ھاي بسياري از مردان ملوس و زنان قلدر را
شاھد بوده ايم كه چه جنون و جناياتي آفريده اند . داستان
سلطنت ماليخوليائي و خونبار كلئوپاترا كه تماماً با جنايات
منحصر بفردي آغاز شد و نھايتاً به خودكشي اين زن ديوانه
به پايان رسيد يا ماجراي ملكشاه سلجوقي كه مترسكي
بيش نبود و ھمسرش تركان خاتون كه يك لشكر ورزيده
براي فسق و فجور خود تدارك ديده بود و بخشي از بودجه
كشور را صرف اين امور مي نمود و تمام عمرش مشغول
قتل عام و نسل كشي شيعيان بود و شوھرش فقط نقش
دلال محبّت را براي زنش ايفا مي نمود و تمام كشور را
مستعمرۀ خلفاي خونخوار بني عباس كرده بود . در قلمرو
بظاھر موّجه تري مثل علم ھم شاھد ظھور دانشمندي
متكبّر و تبھكار بنام مادام كوري بوديم كه به عمد صدھا بيمار
را براي تثبيت اختراع مرگبارش يعني اشعه راديو اكتيو قرباني
نمود و خودش ھم نھايتاً تحت تأثير اين اشعه مبتلا به سرطان
و عقيم شدگي جنسي و افسردگي گرديد و از دنيا رفت و جز
گرفتن جايزه نوبل وارضاي جاه طلبي ھوسي نداشت و ھمه
مكاشفات شوھرش را به نام خودش رقم زد .
...

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 36




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۵۰:۴۴ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت