بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 31
دیروز : 1
افراد آنلاین : 1
همه : 3090
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس


برزخ بايستي

از بايستي تا هستي
آدمي با هستي خود زندگي نمي كند بلكه با تصوّر و آرماني زندگي مي كند كه يك «بايستي» است. او هستي
را در ذهن خود تبديل نموده و تمام تلاشش اينست كه اين بايستي را واقعيّت بخشد. كلّ تاريخ بشري تلاشي جز اين نبوده است و جهاني كه امروزه پيش روي داريم محصول اين تلاش است كه يك برزخ مي باشد چيزي بين هستي و نيستي. به همين دليل اكثر انسانها با مرگشان بر جهان برزخ وارد مي شوند. اينگونه است كه هرچه كه متمدّن تر مي شويم، وحشي تر مي شويم، هرچه مرفّه تر مي شويم، بيشتر عذاب مي كشيم، هرچه
بهداشتي تر مي شويم، رنجورتريم هرچه بيمه تر مي شو يم بر بيم ما افزوده مي شود و هر چه شرايط خوشبختي فراهم تر مي گردد، بدبخت تريم و هرچه بيشتر خودمان را اثبات مي كنيم بيشتر باطل مي شويم.
اين همان بودِ نبود است و هستيِ بايستي. آدمي تا از آرزوهايش دست نكشد به آن نميرسد. بايستي همان نيستي انسان است و قلمرو هلاكت. اگر آدمي از بايستي هاي خود دست بكشد، به هستي جاويد نقد دست مي يابد و حق جاودانه و آرماني خود را در آنچه كه هست مي يابد و بايستي اش در هستي وجود آشكار مي آيد. بين انسان و هستي اش همانا بايستي حائل است. آرمان آدمي نقد است ولي انسان نسيه پرست است زيرا دچار نسيان نسبت به هستي واقع مي باشد و لذا خدا را هم در پشت آسمان مي خواند و نه در هستي نقد. اين انكار انسان با هستي همان كفر و جنگ او با خداست. كل راه دين و تعالي بشر همانا رسيدن به بايستي در واقعيّت نقد هستي است.
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۴ ص ۱۲۷




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۴۷:۰۶ ] [ محمد ]

آخرالزمان :

فلسفه آخرالزمان  سي دي يك

فلسفه آخرالزمان  سي دي دو

چه بايدكرد؟سي دي يك

چه بايد كرد؟ سي دي دو

گزارشي از آخرين وضعيت  سي دي يك

گزارشي از آخرين وضعيت  سي دي دو

فلسفه علم و تكنولوژي  سي دي يك

فلسفه علم و تكنولوژي  سي دي دو

 

شيعه شناسي :

تبيين ايدئولوژي شيعي - سي دي يك

تبيين ايدئولوژي شيعي  سي دي دو

امام زمان  تك سي دي

عشق عرفاني  سي دي يك

عشق عرفاني  سي دي دو

مراحل سير و سلوك عرفاني - سي دي يك

مراحل سير و سلوك عرفاني  سي دي دو

 

معضلات اجتماعي :

آرمان گرائي  تك سي دي

فلسفه انقلاب  سي دي يك

فلسفه انقلاب  سي دي دو

فلسفه آزادي بيان  سي دي يك

فلسفه آزادي بيان - سي دي دو

فلسفه اعتياد  سي دي يك

فلسفه اعتياد  سي دي دو

فلسفه سينما  سي دي يك

فلسفه سينما- سي دي دو

فلسفه خود مسخره گي  سي دي يك

فلسفه خودمسخره گي  سي دي دو

شناخت اديان :

اسلام چيست ؟ سي دي يك

اسلام چيست ؟ سي دي دو

كفر و ايمان  سي دي يك

كفر و ايمان  سي دي دو

كفر و ايمان  سي دي سه

كفر و ايمان  سي دي چهار

حلال و حرام  سي دي يك

حلال و حرام  سي دي دو

فلسفه صدق  سي دي يك

فلسفه صدق  سي دي دو

فلسفه تكامل  سي دي يك

فلسفه تكامل  سي دي دو

ابليس شناسي  سي دي يك

ابليس شناسي - سي دي دو

عدالت  سي دي يك

عدالت  سي دي دو

عدالت  سي دي سه

عدالت  سي دي چهار

عرفان چيست؟ - تك سي دي

فلسفه نماز  تك سي دي

راز نياز  تك سي دي

مرگ و زندگي  تك سي دي

هويت ايراني اسلامي  سي دي يك

هويت ايراني اسلامي  سي دي دو

معرفت انساني سي دي يك

معرفت انساني  سي دي دو

فلسفه شب قدر  تك سي دي

 

 

 

خودشناسي خانواده :

فلسفه بيماري  تك سي دي

فلسفه حجاب  تك سي دي

بحران تعليم و تربيت كودكان  سي دي يك

بحران تعليم و تربيت كودكان  سي دي دو

فلسفه عشق  سي دي يك

فلسفه عشق  سي دي دو

فلسفه آبرو  سي دي يك

فلسفه آبرو  سي دي دو





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۴۷:۰۵ ] [ محمد ]


مصاحبه اي با يك لاابالي

از آدم لاابالي پرسيدم : چرا اينقدر لاابالي و بي نظم و
 برنامه هستي و گند، همه اطرافت را گرفته است ؟

گفت : اراده ام در دست خداست و من جز تحت امر او عمل نمي كنم .

گفتم : از كجا معلوم كه در دست شيطان نيست !
گفت : من اهل دل هستم و از دلم پيروي مي كنم و دل هم خانه خداست .

گفتم : دل مؤمن، خانه خداست و دل كافر، خانه شياطين است .
 از زندگي هركسي مي توان فهميد كه دلش خانه كيست .

گفت : زندگي من خيلي هم خوبست .

گفتم : پس چرا به عالم و آدم فحش مي دهي و لحظه اي قرار نداري ؟

گفت : زيرا همه دزد و دروغگو و رياكارند .

گفتم : آيا خداي دل تو حريف آنها نمي شود تا تو را از
 شرّشان نجات دهد و آرامش بخشد ؟

گفت : اينها همه امتحان صبر است .
گفتم : ولي تو كه اندك صبر و قراري نداري .

گفت :آقاجان ولم كن اصلاً من خود شيطان هستم .

گفتم : شيطان نيستي ولي تحت فرمان اوئي وگرنه به خودت
 رحم مي كردي . و شيطان دشمن انسان است وانسان را
 به لاابالي گري مي كشاند .

گفت : جناب مولوي فرموده است كه : جناب حضرت حق لاابالي است !

گفتم : مگر تو جناب حضرت حق هستي ؟ جناب حضرت حق 
از چشم احمق ، لاابالي مي نمايد . بعلاوه مي بينم كه دعوي
 خدائي داري اينطور نيست ؟

گفت : خودشناسي همان خداشناسي است .
 گفتم : تو متأسفانه « شناسي » را حذف كرده اي و لذا خود را
 خدا پنداشته اي . خدا كلّ كائنات را اداره مي كند و تو از پس
 خودت برنمي آئي .
كمي به من نگاه كرد و سرش را پائين انداخت . و سپس سرش را
 بلند كرد و گفت : من حريف زبان تو نميشوم.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم  ص 202




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۴۷:۰۳ ] [ محمد ]
بنياد نشر آثار استاد

 

http://khanjany.net

----------------------------------------------------

دانلود كتاب هاي توصيه شده

 دانلود مجموعه دايرة المعارف ها (6 جلد

دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                            لينك 1

 

دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                            لينك 2

دانلود مجموعه تصاوير

-------------------------------------------------------

توجه :

شديداً توصيه مي شود كه اين مجموعه آثار را بطور مكتوب مطالعه فرمائيد. مطالعه پاي ميز رايانه، مطالعه در معيت شيطان است و چه بسا به فهم واژگونه معارف منجر مي شود. بدانيد بميزاني كه اين معارف عقلاً فهم شده و قلباً تصديق و باور مي شوند مشكلات دروني و بروني بتدريج بطرزي معجزه وار حل و فصل مي گردند و فرد بر زندگيش احاطه مي يابد و از جبرهاي زمانه رها مي گردد. هنوز هم سرلوحه حكمت ما اينست: تصديق كنيد تا نجات يابيد!

ع - خ



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۴۶:۱۰ ] [ محمد ]
شيطان شناسي

  بسياري از ما مي پنداريم كه شيطان و وسوسه ھايش وحشتناك و غول آسا و سخيف و زننده است . گويي شيطان چون لولو خرخره مي باشد . در حالي كه توصيف قران دربارۀ شيطان اتفاقاً بر عكس پندار ماست و مي فرمايد كه شيطان اميال و اعمالتان را برايتان زيبا و لطيف مي سازد و شما را به آن مغرور مي كند و اتفاقاً شما را از فقر و نداري به وحشت مي اندازد و بدين گونه در شما رخنه مي كند . بقول قرآن تنھا كالاي شيطان براي انسان ھمان غرور است . و آدمي فقط از طريق زيبا سازي افكار و اعمال زشت خود مغرور مي شود . بنابر اين واضح است كه قدرت توجيه گري ما دربارۀ اعمال نادرست ھمان حضور شيطان است . شيطان در قلمرو منطق و ذھنيت ما از درب مفاھيمي چون عشق ، خدا ، سعادت ، پيشرفت ، علم ، افتخار ، خدمت و قداستھا وارد مي شود و بدينگونه است كه ميتواند فسق را عاشقانه سازد و خيانت را لباس خدمت بپوشاند و بخل را تعبير به غيرت نمايد و.... پس يادمان باشد كه رد پاي شيطان را در خود شيفتگي ھا و افتخارات و قداستھا و عظمتھاي خود بشناسيم و نه در حقارت ھا و بدبختيھا .     از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 60    

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۴۶:۰۹ ] [ محمد ]

كفر مرد در رابطۀ زناشوئي

*مردي كه مي خواھد خود را بجاي خدا به ھمسرش غالب كند صداقت و درد دل كردن با ھمسرش را
از دست مي دھد و اين تكبّر مرد موجب مي شود كه زن ھم امكان صدق و ھمدلي را با شوھر از
دست بدھد و مكر پيشه كند. كبر مرد ، علت مكر زن است.

*از بي تقوائي و بي مسئوليتي و بي محبتي مرد نسبت به ھمسر و فرزندانش ھمين بس كه
شھامت امر به معروف و نھي از منكر را به آنان ندارد و نام اين وضع را عشق مي گذارد كه موجب
نفرت اھل خانه مي شود .

*مردي كه در خانه خود ھيچ ولايت و تصديق و آرام و قراري ندارد به سوداي رياست بر مرد م بر مي
آيد و سياسي مي شود.

*از كفر مرد ھمين بس كه نياز به ھمسرش را خوار مي دارد و انكار مي كند. اين تكبر منشأ فساد
اخلاقي در مرد و موجب نفرت زن است .

*مردي كه به زنش انتقاد و نصيحتي نمي كند از اين روست كه نمي خواھد انتقادي بشنود .

*مردي كه با منّت ، نان به خانه مي آورد موجب انزجار اھل خانه است .

*اگر در زير لحاف عزت نباشد در ھيچ جاي ديگري ھم نخواھد بود .

*مردي كه با زنش درد دل نمي كند و اين امر را در شأن خود نميداند از خانه فراري مي شود و روي
به رفيق بازيھا و عياشيھا مي كند كه در آنجا فقط سخن بر سر تحقير زن است.

*مرد متكبر و كافر در قبال تمكين جنسي زنش به او بد گمان مي شود و در قبال عدم تمكين جنسي
زن نيز باز دچار ھمين سؤ ظن مي گردد. مرد كافر در ھمه حال به زنش بد بين است .

*مردي كه بر درآمد زنش حساب مي كند محبت او را از دست ميدھد. زن، كسي را دوست ميدارد
كه رزقش را با عزّت مي دھد .
*مردي كه تحت عنوان عشق و آزادي ، غيرت خود را نسبت به زنش نشان ندھد بتدريج از او كينه
نموده و متنفر مي شود ، زن ھم چنين مي شود .

*مرد كافر نمي تواند زنش را دوست بدارد فقط مي خواھد كه تن و روح او را مالك باشد و نام اين
آدمخواري را عشق مي نھد كه مولّد نفرت زن است .

*عشق مرد به زنش، عشق او به نفس خويشتن است زيرا زن جمال باطن مرد است. اگر مرد
عاشق طبق حكم عقل و دين، زنش را نصيحت و امر به معروف و نھي از منكر نكند به غايت نفس
پرستي مبتلا شده و ھردو تباه مي شوند و اين عشق نابود مي گردد .

*مردي كه نياز جنسي خود را به زنش انكار مي كند يا از وي دوري مي جويد و به فساد ميگرايد و يا
به وي تجاوز مي كند .

*مردي كه توقّع محبت متقابل و متشابه از زنش دارد محبت خود را نيز به وي از دست مي دھد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد اول ص 15


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۲۳:۰۳ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت