بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 35
دیروز : 17
افراد آنلاین : 1
همه : 3808
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

متافيزيك و زناشويي

محك زناشويي
مي دانيم كه بدون وجود غريزه و نياز جنسي، ازدواج و تشكيل خانواده ممكن نمي شود پس اين امر به مثابه ذات يگانه هسته مدنيت يعني خانواده است. تجربه بشر نيز نشان داده است كه رابطه جنسي همواره علت العلل همه موافقت ها و مخالفتهاي اين رابطه است. اگر رابطه جنسي رضايت بخشي براي طرفين وجود داشته باشد همه اختلافات و مشكلات قابل حل است و تفاهم بطور ذاتي رخ مي نمايد ولي اگر اين رابطه مختل و معذب باشد هر امري بهانه اي مرموز براي تشنج است و هيچ علم و فن و منطقي قادر به پديد آوردن تفاهم نيست الا اينكه اصل رابطه علاج شود. و اما علاج رابطه جنسي بخودي خود و بدون حل و فصل كلي رابطه به لحاظ اعتقادي و عاطفي و اجتماعي ممكن نيست و بلكه وضع را بغرنجتر مي سازد همانطور كه هيچ دارو و فوت و فن مشاوره اي و روانشناختي تا به امروز نتوانسته كمترين كمكي به مشكل جنسي زناشويي بنمايد. رابطه جنسي نمادي محسوس و جسماني از رابطه قلبي است و نمايش اجتناب ناپذير باطن پنهان اين رابطه است يعني رابطه پايين تنه زناشويي بطور جبري آينه تمام نماي رابطه بالاتنه اي آنها است كه به دو جنبه عقلي و قلبي تقسيم مي شود. زن و شوهري كه به لحاظ نگرش به زندگي و ارزيابي اميال و اعمال بشري و اصول اعتقادي با هم در اختلاف و جدال باشند نمي توانند احساس همسويي داشته باشند و لذا اين ناهمسويي عاطفي خواه و ناخواه در رابطه جنسي آشكار مي شود۰ هر چند كه زن و شوهر به عقل و تجربه و نياز درمي يابند كه به مصلحت استمرار زناشويي است كه رابطه جنسي را مستحكم سازند ولي بطرزي عجيب اين رابطه مختل و

معذب است و اين بدان معناست كه رابطه جنسي بكلي از ارادۀ شخصي و مصلحتي طرفين خارج است و گويي كه يك امر متافيزيكي و الهي است . همانطور كه اصولا امر ازدواج و طلاق هم همواره واقعه اي متافيزيكي تلقي شده است و با معنايي به نام سرنوشت گره خورده است. و اين است كه اكثريت طلاقها معلول نابودي رابطه جنسي هستند و تا اين رابطه وجود دارد طلاق امري بسيار شاقه است. در قرآن كريم مي خوانيم كه بايستي مؤمن با مؤمن و كافر با كافر و مشرك با مشرك ازدواج كند. اين امر دال بر حقيقتي است كه اساس رابطه رواني و قلبي زناشيويي مي باشد. مي دانيم كه ايمان و كفر دو وضعيت كاملا قلبي و متافيزيكي است همانطور كه رابطه جنسي هم چنين است. رابطه جنسي هرگز نمي تواند بر اساس مصلحت و وظيفه و به صرف نياز شهواني و از روي اكراه ممكن شود تا رابطه اي عزيز و لذيذ باشد و عطش و بي قراري قلبي را تسكين دهد و زن و شوهر را در زير يك سقف قرار بخشد. اين گمان كه با بالا رفتن سن رابطه جنسي هم كاهش مي يابد و يا از بين مي رود گماني بغايت نادرست است اتفاقاً بدليل اينكه با ادامه زندگي زناشويي مشكلات و مسئوليتها هم بيشتر مي شود اين رابطه نيازمند عمق بيشتري است. سخن بر سر تعدد و آتشين بودن رابطه جنسي نيست بلكه عمق و صميميت رابطه است كه در مسير عمر بايستي رشد يابد همانطور كه آدمي در دوران كمال و كهولت محتاج تعمق و معنويت بيشتري است رابطه جنسي نيز نيازمند اين رشد مي باشد. رابطه جنسي تجلي فيزيكي قلبي ترين رابطه بين زن و شوهر است هر چند كه دريافت جنسي براي هر
يك از طرفين متفاوت است و اين دو رابطه به لحاظ ظاهري همسان نيست. به همين دليل در روابط نامشروع بدون استفاده از مخدرات و محركات جنسي رابطه ممكن نمي شود و لذا در رابطه زناشويي هم
اگر رابطه قلبي نباشد يا كار به استفاده از انواع داروها مي كشد كه علاجي ناكارآمد و كوتاه مدت است و در غير اين صورت موجب انواع بيماريهاي عصبي و رواني و يا انحرافات جنسي و اخلاقي در طرفين مي شود. زنهاي افسرده و مردان بزهكار و يا معتاد يكي از صورتهاي چنين وضعيتي هستند و يا زن و شوهرهايي كه فقط تئاتر زناشويي ايفا مي كنند. برخورداري با عزت و لذت در رابطه جنسي يكي از اجرهاي الهي است همانطور كه در بهشت دين هم يكي از وعده هاي خدا به مؤمنانش چنين رابطه پاك و بي غش است پس اين رابطه داراي حقي ابدي است و محدود به گذر جواني نيست. يك برخورداري سالم جنسي كه موجب احياي دل و شعف روحاني مي شود اجر يك زندگي مؤمنانه و اخلاقي است. به همين دليل انسانهاي لامذهب در رابطه جنسي داراي اشد عذابها هستند. پيامبر اسلام در آخرين خطبه زندگيش مي فرمايد «بخدا سوگند كه شبي نبوده با يكي از همسرانم جماع نكرده باشم» اين كلام رسول خدا آن هم بعنوان آخرين پيام به امتش دال بر يك حقيقت بزرگ در امر سلامت و هدايت بشر است كه خط بطلان بر رهبانيت ميكشد. در واقع پيامبر اسلام رابطه جنسي را با دين پيوند ميزند و هموست كه ازدواج را نيمي از دين و سنت خود خوانده است و پيامبران خدا و مخلصان را همچون خروس سفيد صاحب اشد قدرت جنسي ناميده است. پس قدرت جنسي همسو با قدرت ايمان است و نه برخلاف آن. همانطور كه دين و ايمان موجب حيات روحاني مي شود قدرت جنسي نيز از نشانه هاي حيات است همانطور كه شاهديم كه زنان افسرده و مردان داراي ناتواني جنسي در
واقعيت زندگي نيز از قلمرو دين و اخلاق خارجند. در كلام آخر بايد گفت هر كه در رابطه جنسي منفعل و ناكام و معذب است و برخورداري ندارد از ثقل گناه است كه دل را به سمت مرگ كشانيده است بنابراين علاج اين عذاب عظيم كه منجر به نابودي خانواده مي شود و تمدن را نيز به هلاكت مي كشاند چيزي جز توبه از گناهان و اصلاح راه و روشهاي زندگي بر اساس اخلاق و معنويت نيست. اين حقيقتي جهاني است كه سرنخ هر مشكلي در زير لحاف است.
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۱ ص ۳۳

استاد علي اكبر خانجاني




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۳۵ ] [ محمد ]

هرگز در طول تاريخ بشر همچون امروز بچه داري و تربيت فرزند ان پديده اي چنين

معما وار و عذابي خانمانسوز نبوده است. به لحاظي اين پديده مولود معما و عذابي

بنيادي تر است كه همان رابطه زناشوئي مي باشد. اين عذاب آشكار حاصل آن عذاب

پنهان است. اين مسئله موجب شده كه بار داري براي والدين تبديل به يك بدبختي بزرگ

شود و حتي اصل زناشوئي و ازدواج را منتفي نماييد. نگراني مهلك حاصل از

بار دار شدن نيز مهمترين بخش زناشوئي يعني رابطه جنسي را نيز تبديل به يك

عذاب نموده اسيت و اين عذاب كل رابطه را بسوي هلاكت مي كشاند و لذا نسل

بشر را بر روي زمين با خطري جدي مواجه ساخته است .

كودكان به راستي آئينه رابطه پنهان زن و شوهر هستند. به همين دليل حضور

كودكان در روابط اجتماعي مايه بي آبروئي شده و لذا روابط اجتماعي نيز در

خطر افتاده است. اين چه معما و عذابي است و چه علتي دارد؟

كودكان بي قرار و مخرب و رنجور كه ... 


از كتاب " دايره المعارف عرفاني استاد علي اكبر خانجاني " جلد اول ص 72 





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۳۴ ] [ محمد ]

                  زنان متنفر از خويشتن

نفرت انسان از جنسيت خويشتن همان نفرت از حق و حقوق 

و وظايفي است كه در آن جنسيت ، حضور دارد و صاحبش موظف

 به اداي آن است . اين نفرت منشأ از خود بيگانگي انسان و 

علت تقليد او از جنس مخاالف است و نيز دليل همجنس گرائي .

 اين از خود بيگانگي همان جهل وغفلت انسان درباره حق خويشتن

 و نيازهاي خويش است و گريز از جنس مخالف بعنوان جنسي كه

 بدان محتاج است و بايد اداي وظيفه كند . و لذا به تقليد از جنس

 مخالف مي پردازد تا به گمان خويش از جنس مخالف بي نياز گردد

 و امّا همجنس گر ائي كه برخاسته از عقيم شدن رواني و ناكارآمدي 

جنسي است بعنوان يك عذاب حاصل از اين كفر و انكار خويشتن 

روي مينمايد . يعني كسي كه از جان خودش بيزار است ، بالاخره

 به آن مبتلا و نيازمند مي گردد كه يك نيازمندي هلاك كننده و به

 غايت زجرآور است .

زنان بيزار از زنانگي ، همسراني با ثقيل و متكبّرند كه تلاش مي كنند

 تا شوهر باشند و لذا فقط مجذوب مردان متنفر از جنس خويشند 

يعني مردان زن صفت و فراري از مسئوليت مردانه . و لذا امروزه

 شاهد زناشوئي هاي فراواني هستيم كه در آن زنها شوهرند و مردها

 هم زن هستند . كه اشدّ عذاب چنين واقعه اي در رابطه جنسي 

خودنمائي مي كند كه هر دو را يا بسوي فسق زنا مي كشاند و 

يا بسوي همجنس گرائي . چنين زن و شوهرهائي بايستي 

محترمانه چشم فرو بندند و به يكديگر اجازه زناكاري بدهند تا اين

 زناشوئي ماليخوليائي استمرار يابد . اشدّ كفربشري درنفرت از 

جنسيت خويشتن رخ مي نمايد كه امروزه شاهدش هستيم كه

 معناي انكار خلقت خويشتن و جنگ تن به تن با پروردگار خالق است .

چنين زناني علاوه برعذاب زناشوئي ، داراي عذاب مضاعف و به غايت

 تلخ تري نيز هستند و آن مادريت ماليخوليائي است، فرزندان اين زنان 

از مادران خود نفرت دارند و اين مادران جز از طريق خدمات روزافزون و

دفع كردن آنها از خود به شيوه هاي گوناگون هيچ چاره اي دگر ندارند

 كه نهايتاً به گريز از خانه به قصد تحصيل و اشتغال مي انجامد . 

فرزندان چنين مادراني همان فرزندان فراري از خانه هستند و يا طلسم

 شده در پاي تلويزيون و كامپيوتر . و همه اين ماجرا به حساب پيشرفت 

و مدرنيزم نوشته مي شود وعشق و ايثار.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد چهارم ص 195




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۳۳ ] [ محمد ]

 فطرت خدا و فطرت بشر       1394

 

 عرفان اماميه                 1394

 

 

 

نام كتاب

تاريخ تأليف

آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه " 

1394

ارض ملكوت و فرج امام زمان " عج " 

1394

علم رحمت مطلقه"خلقت رحماني و خلقت رجماني

1394

دائرة المشارق و المغارب ربوبي "ديالكتيكهاي قرآني" 

1393

زندگينامه ماوراي طبيعي من " نظري بر اسفار سبعۀ زندگانيم"

1386و 1393

ديالكتيكِ ديالكتيك

1393

حديث وجود

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 1

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 2

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 3

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 4

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 5

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 6

1393

خداشناسي اماميه – امام شناسي قرآني و خودشناسي الهي – ج 7

1393

مباني عرفان عملي

1392

راز دهر

1392

سرّ ايمان

1392

عقل الهي

1392

حكمت حكومت

1392

ذكر

1392

فريادِ زن

1392

خضرنامه

1392

بود و نبود

1392

فقط خودِ خودت را بپرست

1392

معاد

1392

كلمة الله

1392

قيامت نامه

1392

قلم خدا

1392

دوستِ دوست

1392

مهدي نامه

1391

علي نامه

1391

ازخود تا خودآ

1391

مذهب اصالت عشق - جلد نهم

1391

مذهب اصالت عشق جلد هشتم

1391

مذهب اصالت عشق - جلدهفتم

1391

مذهب اصالت عشق جلدششم

1391





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۳۱ ] [ محمد ]

         « ببينيد كه چقدر مهم هستم ! لطفاً »

اين شعار، سرلوحه نداي قلبي و التماس آدمها در هر رابطه و 

جمعي است . اين شعار به لحاظ شدّت و وسعت هرگز همچون

 عصر جديد خودنمائي نكرده است و تبديل به عميقترين و 

ملتمسانه ترين تمنّاي قلبي هر انساني شده است كه : 

لطفاً نظري هم به من بي وجود كنيد تا وجود يابم !

انسان همواره به لحاظ وجود باطني و روحي ، مخلوق نگاه

 ديگران است و بدون اين نگاه گوئي كه نيست . اين مسئله را در

 وجود يك كودك بهتر مي توان درك نمود ولي در آدمهاي بزرگ 

سال بسيار پيچيده و غير مستقيم است . گاه وقتي كسي

 كشته مي شود دليلش اينست كه قاتل را نگاه نكرده است 

و به تمناي قلبي اش پاسخ نداده است . منشأ همه كينه هاي

 عميق همين امر است . آدمي بميزاني كه نگاه خدا يا مردان خدا

 را از دست داده و به ظلمت گرفتار شده دچار قحطي وجود است و

 نگاه هزاران نفر هم اندكي از اين نابود گي نميكاهد . اين نابودگي 

همان فقدان ايمان به معناي آرام و قرار در خويشتن و احساس وجود

 است . انسان بي ايمان در خود نيست پس اصلاً نيست و در اين و 

آن التماس مي كند تا به او نظري كنند و او را به حساب آورند

و اهميّت بودنش را تصديق كنند .

انسانهاي مدرن از بس كه بي هويّت و ميان تهي و كپي همديگرند ،

...

از كتاب دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص  203





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۲۹ ] [ محمد ]

بنياد نشر آثار استاد

http://khanjany.net/


--------------------------------------------------------------------------------------------

دانلود كتاب هاي توصيه شده

دانلود مجموعه دايرة المعارف ها (6 جلد

دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                            لينك 1

 

دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد)                            لينك 2

دانلود مجموعه تصاوير

----------------------------------------------------------------------------------------------------

توجه!

شديداً توصيه مي شود كه اين مجموعه آثار را بطور مكتوب مطالعه فرمائيد. مطالعه پاي ميز رايانه، مطالعه در معيت شيطان است و چه بسا به فهم واژگونه معارف منجر مي شود. بدانيد بميزاني كه اين معارف عقلاً فهم شده و قلباً تصديق و باور مي شوند مشكلات دروني و بروني بتدريج بطرزي معجزه وار حل و فصل مي گردند و فرد بر زندگيش احاطه مي يابد و از جبرهاي زمانه رها مي گردد. هنوز هم سرلوحه حكمت ما اينست: تصديق كنيد تا نجات يابيد!

ع -خ




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۲۸ ] [ محمد ]

عشق و عرفان :

امام شناسي :

علم - حكمت - فلسفه :

انسان شناسي عرفاني :




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۲۷ ] [ محمد ]

نام كتاب

تاريخ تأليف

زن و مرد ( آدم و حوا ) :

 

 

فريادِ زن

1392

من و حوا

1387

فلسفه ازدواج و زناشوئي

1387

فلسفه وجودي زن

1379

فلسفه وجودي مرد

1385

 

سير و سلوك روحي استاد علي اكبر خانجاني:

شخصيت شناسي (احوال بزرگان معرفت):

 

معرفت نفس (خودشناسي) :

خداشناسي عرفاني :

آخرالزمان وقيامت :

تفسيرومعارف قرآني :

اشعار عرفاني :

جهان بيني توحيدي :

مكاتب و مذاهب :

پديده شناسي عرفاني :

اخلاق - شريعت - تربيت :





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۲۵ ] [ محمد ]

سخنراني ها:


آخرالزمان :

 

شيعه شناسي :

معضلات اجتماعي :

شناخت اديان :

اسلام چيست ؟ سي دي يك

اسلام چيست ؟ سي دي دو

كفر و ايمان – سي دي يك

كفر و ايمان – سي دي دو

كفر و ايمان – سي دي سه

كفر و ايمان – سي دي چهار

حلال و حرام – سي دي يك

حلال و حرام – سي دي دو

فلسفه صدق – سي دي يك

فلسفه صدق – سي دي دو

فلسفه تكامل – سي دي يك

فلسفه تكامل – سي دي دو

ابليس شناسي – سي دي يك

ابليس شناسي -  سي دي دو

عدالت – سي دي يك

عدالت – سي دي دو

عدالت – سي دي سه

عدالت – سي دي چهار

عرفان چيست؟ - تك سي دي

فلسفه نماز – تك سي دي

راز نياز – تك سي دي

مرگ و زندگي – تك سي دي

هويت ايراني اسلامي – سي دي يك

هويت ايراني اسلامي – سي دي دو

معرفت انساني– سي دي يك

معرفت انساني – سي دي دو

فلسفه شب قدر – تك سي دي

 

 

 

خودشناسي خانواده :





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۲۰ ] [ محمد ]


بهشت و جهنم

فاجعه مهاجرت روستائيان به شهرها
يكي از آرمانهاي اصولي انقلاب و همه انقلابيون در سرآغاز كارش پيشگيري از مهاجرت جنون آميز روستائيان
به شهرها و بلكه پديد آوردن مهاجرت دوباره از شهرها به روستاها بود. ولي با همه تدابيري كه انديشيده شد
و به اجرا درآمد حاصب كار بطرزي فجيع معكوس از آب درآمد و در طي مدت ربع قرن از پيروزي انقلاب طبق
آمار رسمي حدود هشتاد هزار روستا بصورت كاملا متروكه درآمدند و مهاجرينش در شهرها مولد بزرگترين مشكل اقتصادي و فرهنگي براي نظام شدند. و همين امر به تنهائي بسياري از اهداف و برنامه هاي كلان انقلاب را به بن بست كشانيد و حاصلي هولناك ببار آورد. چرا؟ بر هر اهل عقل و انصافي واضح است كه انقلاب ما در عرصه خدمات اقتصادي و صنعتي و رفاهي و آموزشي و بهداشتي به روستاها و شهرهاي كوچك و دورافتاده، يكي از موفقترين انقلابات تاريخ معاصر جهان بوده است و اين واقعيت حتي از زبان دشمنان انقلاب نيز به گونه اي اعتراف مي شود منتهي با تعبيري وارونه. خدمت به مستضعفين يكي از آرمانهاي درجه يك هر انقلاب مردمي است و انقلاب ما در اين امر با وجود هشت سال جنگ تحميليش باز هم موفق بوده است. به اعتراف فيدل كاسترو يكي از بزرگترين انقلابيون جهان معاصر، انقلاب ما از اين لحاظ موفق تر از انقالب كوباست با اينكه عمر انقلاب كوبا بيشتر از انقلاب ماست و مواجه با هيچ جنگ بزرگي هم نبوده است.
پس علت اين وارونگي چيست؟ زيرا به وضوح شاهديم كه اين آرمان بزرگ در جنبه فرهنگي به نتيجه اي
معكوس رسيده است و نيز در جنبه استقلال اقتصادي از وجه كشاورزي آن كه اصل استقلال هر كشوري

محسوب مي شود. اين شكست دوم معلول شكست اول است. چرا با اينكه نفس انقلاب ما فرهنگي بود ولي در
اين جنبه شكست خورد؟ زيرا مي دانيم كه يكي از علل اوليه رشد اعتياد و بزهكاري و مفاسد اخلاقي و مشاغل كاذب و خلاف شرب و خلاف مصالح انقلاب همين مسئله مهاجرت حيرت آور و

ميليوني روستائيان به شهرها بوده است. و همين امر از علل درجه اول رشد بي هويتي و لامذهبي بوده است و شهرهاي بزرگ ما نيز متقابلا از اين مهاجرتها دچار خسارتهاي عظيم فرهنگي و اخلاقي و بهداشتي و متعاقباً اقتصادي شده اند.
چرا در حاليكه تكنولوژي پيشرفته و رفاه مدرن و بهداشت و درمان و آموزش تا اعماق كوره دهات رسوخ
نمود ولي به جاي اينكه روستائيان را در زادگاه خود اميدوار سازد و نگه دارد آنها را به نفرت از وطن رسانيد
و از روستاها فراري داد و به شهرها كوچاند و مجال و امكان سير طبيعي انتقال از سنت به مدرنيته را از آنها
گرفت و همه را ديوانه و مفتون ساخت؟ اين فاجعه دلايل بسيار دارد ولي به نظر ما دليل درجه يك آن چيزي جز حضور دكل هاي تلويزيون بر قلل كوهها نيست. ما اين واقعيت را به عينه مشاهده كرده ايم. زيرا اولين چيزي كه به روستاها رفت تلويزيون بود كه خيلي زودتر از تلفن و مدرسه و اداره بهداشت و حمام و لوله كشي آب همچون طاعوني بر سر روستائيان فرود آمد و همه را از خود بيگانه و ديوانه ساخت و فراري داد.
يك روستائي هنگاميكه در مقابل تلويزيون نشست براي اولين بار خود را بدبخت ترين انسان جهان يافت زيرا
او نمي دانست كه در تلويزيون فقط سيماي خوشبختي تئاتري شهرها به نمايش درمي آيد. او نمي دانست در پس پرده اين نمايش، چه جهنمي برپاست. او آنگاه به اين واقعيت پي برد كه ديگر راه برگشتت نداشت. درست مثل شهرياني كه به فرنگ مي روند. آنانكه تلويزيون را سنگ زير بناي پيشرفت مي دا نستند اين تراژدي را پديد آوردند. هنوز هم بسيارند روستاهائي كه مدرسه ندارند، پزشك ندارند، آب بهداشتتي ندارند، مجاري فاضلاب ندارند، حمام ندارند ولي تلويزيون و ماهواره دارند. در اين روستاها هر كسي هم كه باقي مانده است يا مفلوج است و يا افسرده و معتاد و رواني شده است. پسران به شهرها رفته و دختران مانده و مبدل به همسران دوم و سوم پيرمردها مي شوند. و بسياري خودكشي مي كنند. بسياري از روستا مي گريزند و در شهرها به فحشاء و اعتياد كشيده مي شوند. براستي اين دكل ها چه مي كنند؟ روستائيان را به شهرها و شهرستاني ها را به مراكز استان و سپس به پايتخت و از آنجا به فرنگ مي فرستند. و اين سلسله مراتب هبوط از بهشت و سقوط در جهنم است: جهنمي كه از راه دور عين بهشت مي ماند. گوئي رسالت تلويزيون بهشت جلوه دادن جهنم است. شايد گفته شود كه اين راه اجتناب ناپذير است كه دير يا زود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. بنظر ما اصلا چنين نيست زيرا چنين فاجعه اي در كشورهاي پيشرفته صنعتي كه اين روند را بطور طبيعي طي كردند رخ نداده است. متاسفانه چنين مي انديشيم كه با وارد كردن تكنولوژيهاي جديد به كشور و اسلاميزه كردن و كلاه شرعي بر سر آن نهادن مي توان آنرا مهار نمود و بدرستي بكار گرفت.
روزي از پيرزن سيّدي كه عمامه سبز نيز بر سر داشت و پاي فيلمهاي مستهجن نشسته بود پرسيدم: مادر آيا
اشكال شرعي ندارد؟ با قاطعيت تمام گفت: خير! ما از آقا سوال كرديم گفت ثواب هم دارد چون مانع غيبت
كردن مي شود. جالب اينكه اين پيرزن در طويله خود با گاوش زندگي مي كرد و تلويزيون هم داشت ولي
بخاري نداشت و با بچه هايش مي لرزيد. براستي آيا چه كسي مسئول اين فاجعه ملي است؟
من كه خود هرگز كمترين پست و منصبي نداشته ام در قبال اين فاجعه احساس جنايت مي كنم و خود را به
عنوان يك شهروند متمدن مقصر مي يابم. شما چطور؟
دائرةالمعارف عرفاني جلد ۵ ص ۲۲۶





ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۰:۱۷ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت