کافه بازار
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 48
دیروز : 48
افراد آنلاین : 2
همه : 4869
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس
خبر بزرگ!!
ايران برآستانه هزاره سوم
(گزارشي از آخرين وضعيت بشري)
آيا قرن بيستم يعني آخرين سده ھزاره دوم ميلادي چگونه قرني بود ؟
به بياني دقيقتر آيا ھزاره دوم چگونه ھزاره اي بود و اين تمدن حاكم بر جھان مدرن ما كه داراي عمر تقريباً
دو ھزار ساله است چگونه تمدني است ؟و آيا اين تمدن در سرآغاز ھزاره سوم خويش در كدام مرحله از
تكامل و عمر تاريخي خويش قرار گرفته است ؟ و نھايتاً آيا بشريت مدرن امروزه در چه موقعيت تاريخي
قرار دارد ؟ آيا انسان مدرن داراي ھيچ خودآگاھي تاريخي ھست ؟
بي ترديد تمدن حاكم بر جھان مدرن و آنچه كه مدرنيزم جھاني ناميده مي شود كه ھمان تمدن
تكنولوژيست است يك تمدن كاملاً غربي و اروپائي است كه در ھر منطقه از جھان داراي رنگ و لعاب
فرھنگي خاص خويش است كه اين رنگ و لعابھا ھم بسرعت در حال بيرنگ شدن است و براستي تا دو
دھه ديگر ھمه اختلافھا و نبردھاي فرھنگي و ديني و ملي ھم از ميان مي رود و شاھد جھاني كاملاً
تكنولوژيست – امپرياليست خواھيم بود كه حتي مليتھا را ھم در خود حل نموده و حداكثر چند اتحاديه
بزرگ اقتصادي – سياسي – نظامي اركان اقتدار جھاني و چالشھايش خواھد بود . كه زير پوست اين
جھان تماماً تكنولوژيست شبكه ھاي زنجيره اي از نبردھاي چريكي (تروريستي) برعليه اين نظام واحد
جھاني مشغول تخريب و كشتار خواھد بود كه ماھيت آنھم اساساً مذھبي خواھد بود كه نماينده توده
ھاي ميلياردي تحت ستم و مستضعف در سراسر جھان است كه بدون شك سرچشمه ھاي عقيدتي آن
دين اسلام است . جرياناتي شبيه بن لادن در وسعتي جھاني .
اين نبرد ملتھا بر عليه دولتھاست كه نبردي بر عليه تمدن جھاني غرب است . اين نبرد مذھب برعليه كفر
است . نبرد طبيعت بر عليه تكنولوژي . نبرد پاكي بر عليه فسادي كه زمين و آسمان را در بر گرفته است.
نبرد سلامتي بر عليه منشأ بيماريھا كه كل اين تمدن مدرن است . نبرد اخلاق بر عليه نيھيليزم . نبرد
فطرت بر عليه شيطنت . نبرد معنويت بر عليه ماديگري . نبرد عقل بر عليه علم . نبرد عدالت بر عليه ستم .
نبرد حقيقت بر عليه ليبراليزم . نبرد محبت بر عليه شقاوت . نبرد مسئوليت بر عليه قساوت و بي تفاوتي.
نبرد روح بر عليه تن پرستي . نبرد بر عليه راديواكتيو و ايدز و اعتياد و خودكشي . و ھمه اين نبردھا ،
نبردي واحد است بر عليه دشمني واحد كه كل اين تمدن مدرنيزم و حاميانش در سراسر جھان است كه
نمايندگانش دولتھاي ملي و اتحاديه ھاي بين المللي ھستند .
اين ، آن آخرين وضعيت جھاني انسان تا چند دھه آينده است كه ھم اكنون ھم نشانه ھايش يكي بعد از
ديگري آشكار شده است . اين ھمان وضع آخرالزماني است كه خود اين تمدن آخرالزماني در ذاتش دچار
خود براندازي عمدي و سھوي و آگاه و ناآگاه شده است . ايدز و اعتياد و خودكشي و تشعشعات
راديواكتيو و انواع امراض لاعلاج و مھلك جسمي و رواني و اجتماعي و مفاسد محيط زيست نمونه ھائي
از خود براندازي سھوي است و نبردھاي جريانات تروريستي ھم جنبه اي از خودبراندازي عمدي و آگاھانه
است كه تبديل به جرياني جھاني مي شود و در قلوب ملل جھان راه مي يابد و از شرق تا غرب جھان
پايگاھھاي عمليات مي يابد كه محور عملياتش ھمان انتحار و استشھاد خواھد بود . در واقع كل جھان و
بشريت به لحاظ فكري و رواني و ھويتي به دو جناح موافق و مخالف وضع موجود در مي آيد كه
موافقانش اتحاديه ھاي جھاني و دول ھستند و مخالفانش ھم جريان تروريستي (انتحاري) و اكثريت توده
بشري است .
اين وضعيت مذكور كاملاً در حال وقوع است و پديده اي غيب بينانه نيست .
آيا در چنين وضعي مرگبار كه كل بشريت با تماميت موجوديت خود در تضاد افتاده و ديوانه گشته است كه
مرگ را تنھا راه نجات مي يابد آيا جھان اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شيعيان و ايرانيان و جمھوري
اسلامي چه مي كند و در چه موقعيتي است ؟ آيا براي چنين روزي كه بسيار نزديك است ھيچ برنامه اي
داريم ؟ در چنين روزي كه ھمه علائم قيامت ھم يكي پس از ديگري رخ نموده و خواھد نمود جز دين خدا و
خاصه اسلام و تشيع ھيچ فكر نجاتي نيست و در واقع جز خدا ھيچ پناھي نيست : ناجي موعود!
اين بحران مالي در جھان كه از غرب آغاز شده بي شك خيلي سريع جھانگير مي شود و متعاقب آن
بحرانھاي نويني سر بر مي آورد و ھمه ديگر بحرانھاي موجود ھم دو صد چندان شديدتر فعال مي گردد و
براستي جھاني بر آستانه قيامت خواھيم داشت .
آيا براي چنين روزي بسيار نزديك ما مسلمانان و ايرانيان ھيچ برنامه اي و فكري داريم ؟
بي ترديد آن جريانات مبارزاتي و انتحاري و ضد استكباري در سراسر جھان ھمان بستر ظھور ناجي موعود
است كه مسلماً در درجه اول مسلمانان و شيعيان را مخاطب قرار مي دھد و طلب ميجويد . آيا براستي
در آنروز كسي ھست كه لبيك گويد ؟
ما بعنوان مسلمان و شيعه و اصولاً ملتي اھل دين تا چه حدي در آنروز عظيم قابليت ياري ناجي را داريم ؟
آيا در آنروز خود ما در كجاي اين فلاكت جھاني قرار داريم ؟ آيا ما سالمتر و ايمن تريم يا بدتريم ؟ آيا تا آنروز
از ايمان و مسلماني ما چيزي باقي مانده يا ھمين دين مشركانه و منافقانه و مذبذب ما ھم بر باد زمانه
رفته است و ظاھر و باطن با بقيه جھان ھمسان شده ايم ؟ آيا براستي مسئولين و رھبران و متفكران
كشور ما ھيچ به فكر چنين روزي كه به يقين و بسرعت در حال آمدن است ھستند؟ اگر ھستند پس بايد
مردم را و مسلمانان را ھم بيدار كنند تا آماده و مھيا شوند چون ما عملاً در چنين روزي قرار داريم و اين
ھمان روز پنجاه ھزار ساله است كه بر مرحله عطفي از آن وارد شده ايم و درسراشيبي بسيار تندي قرار
گرفته ايم . اين يك شيب جھاني و تاريخي و ماوراء طبيعي است بھمان شدت كه طبيعي و بشري و
اقتصادي و تكنولوژيكي و سياسي و تسليحاتي است .
روياروئي با چنين وضعي چيزي مترادف با مواجه شدن با يك زلزله ده ريشتري پيش بيني شده و بديھي
است و آماده سازي ھمه جانبه براي آن . پس يك برنامه حداقل ملي و تمام عيار را ميطلبد . ھر چند كه
چنين وضعيتي مسلماً بھمراه حوادث غير مترقبه طبيعي ھمچون زلزله و طوفان و سونامي ھا و قحطي
ھا ھم خواھد بود كه در اين چند دھه در سراسر جھان شاھدش بوده ايم .
ما ھم اينك ھم اگر چشمان خود را بگشائيم در روز واقعه قرار داريم يعني پيش لرزه ھاي پياپي آن در اين
دو دھه اخير از ھمه سو خودنمائي كرده است .
آيا براستي رھبران ملتھا و قدرتھا براي چنين روزي فكري انديشيده اند ؟ يا فقط به فكر منافع زودگذر
١٠ ساله كورشان كرده است و جلوتر از نوك دماغ – خويشند و برنامه ھاي انتخاباتي و ... پروژه ھاي ۵
خود را نمي بينند .
شواھد نشان مي دھد كه مردم عادي و عامي در سراسر جھان ھشيارتر از رھبران و دولتمردان خويشند
و آنھائي كه به اصطلاح استراتژيست و ايدئولوگ ناميده مي شوند عموماً در خوابند .
ما مسلمانان و خاصه شيعيان دو صد چندان مسئولتريم زيرا آگاھتريم زيرا صدھا روايت و حديث درباره
چنين روزي از نزد امامان و رسول و قرآن بما رسيده است كه بسياري از آنھا بارز گرديده است و بسياري
مقدماتش آشكار شده است و مابقي ھم در راه است ھمه علائم طبيعي ، تاريخي ، تكنولوژيكي ،
اجتماعي ، اخلاقي و سياسي و اقتصادي و رواني ھر روزه در حال خودنمائي است : زلزله ھاي پياپي در
سراسر زمين ، سرريز شدن آب درياھا (سونامي ھا ) ، تشعشعات مرگبار از آسمان ( مسئله لايه اوزون)،
امراض جديد و عجيب و لاعلاج، خودكشي ھاي فزاينده ، رشد جنايت ھاي جمعي، مفاسدي كه از طبيعت
آشكار شده ، مفاسد اخلاقي ، امراض رواني ، ناامني ھا ، بي ناموسي ھا ، بچه كشي ، ھراسھا ،
تباھيھاي سياسي ، تورم و ربا در سراسر جھان ، ھمجنسگرائي ھا ، اعتيادھا ، ماليخولياھا و صد ھا
نشان ديگر .
آيا براستي كسي در فكر ھست ؟ اگر نيست پس بھتر است كه ھر كسي لااقل به فكر خودش باشد و
راھي اورژانسي بسوي خداي خويش بجويد زيرا بقول قرآن در آنروز ھيچكس را توان ياري به ديگري
نيست و جز خدا ھيچ دادرسي نيست. اين ھمان « خبر بزرگ » است در قرآن : نبأ عظيم!
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 147

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۵:۲۸ ] [ محمد ]
دانشگاه كارخانه انجماد روح

عصر جديد كه به لحاظي عصر تعليم وتربيت اجباري است بخصوص در مرحله تحصيلات دانشگاھي مولّد
نسلي با ارواح يخ زده بوده است . اين انجماد روح در زنان دو صد چندان شديدتر خود نمائي كرده است
چرا كه اصولاً زن مظھر علم ورحمت ورقّت روح است . اين ارواح منجمد در قلمرو تشكيل خانواده به
سرعت به بن بست رسيده و فرو مي پاشند و در عذابھا و داغ و فراقھاي اين فروپاشي بتدريج تا آخر عمر
روي به رقّت و لطافت ازدست داده خود مي كنند و عموماً زندگي تراژيكي را رقم مي زنند . وامّا ارواح يخ
زده درقلمرو فعاليتھاي اجتماعي وفرھنگي وسياسي وعلمي واقتصادي مولّد نظام بي روح و شقي
ھستند كه جز فرمولھا و كليشه ھاي آكادميك نمي شناسند و انسانھا را ھمچون اشيائي بيجان در خدمت
علوم وفنون مي گيرند ھمانطور كه خودشان ھمينگونه زيسته اند.
تعليم وتربيت اجباري مولّد جبّاريّت ومجبوريّت است . روح آدمي در قلمرو انتخاب واختيار است كه امكان
پرواز مي يابد و لطيف گشته و تعالي مي پذيرد .
مھلكترين سيماي اين انجماد روح درزن خودنمائي مي كند زيرا قرار است كانون عاطفه ولطف جامعه
باشد . امروزه شاھد زنان جواني ھستيم كه حتّي قادر به تظاھر به مھرورزي و عطوفت نيستند . مردان
چنين زناني گوئي كه با قطعه سنگ خارائي زيست مي كنند و لذا از خانه فراري مي شوند . فرزندان اين
مادران نيز دچار افسردگي شده و به انواع امراض عصبي و رواني و تربيتي مبتلا مي شوند . درست به
ھمين دليل زنان تحصيل كرده در زندگي پس از تحصيل خود در ھمه وجوه شكست مي خورند . گوئي
تحصيل علوم عاريه اي در مدارس و دانشگاھھا موجب نابودي روح ودل آنھاست . واين تحصيلات ھر چه
طولاني تر وجدّي تر باشد مھلكتر است و مولّد زنان جواني است كه گوئي آنان را دلي نيست . ھمه اين
زنان افسرده و دل مرده اند و از روح زندگي بيگانه . تنھا ويژگي شخصي اين زنان تعدادي رفتارھاي مردوار
است كه به ھيچ كاري ھم نمي آيد ومردان را نيز دفع مي كند . دكتر و مھندسھائي بي روح وبي عاطفه
كه زندگي را از دست داده اند .
اگر آنگونه كه بزرگان قديم گفته اند كه علم باعث معراج روح وتكامي معنويّت وزندگي است پس بايد به
علم بودن آنچه كه امروزه درمدارس و دانشگاھھا تعليم مي شود جداً ترديد نمود ھمانطور كه ھمه عارفان
ترديد كردند وبزرگترين نابغه علوم مدرن جھان يعني آلبرت انيشتن نيز ترديد نمود .
 ھمانطور كه قرآن كريم علوم كافران را « علم بغي »مي نامد كه علم تكبّر و سلطه و انكار است و موجب 
رسوائي وھلاكت آنھاست . درواقع بايستي اكثر تحصيل كردگان علوم جديد را ھلاك شده ھاي دل وروح
دانست كه به ارزاني به خدمت مستكبرين در آمده واين فنون را براي غارت وسلطه بر مردمان بكار مي
گيرند وموجب ھلاكت بشريّت مي شوند ھمانطور كه خودشان پيشاپيش ھلاك شده اند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص156

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۱۲:۲۹ ] [ محمد ]
بخل علما و علم بخيل

حديثي از رسول اكرم (ص)علم را حجاب اكبر مي داند يعني بزرگترين پردۀ ظلمتي كه ميتواند در مقابل
بصيرت اھل علم قرار گيرد و او را از مشاھده و تصديق حقيقت كور سازد. يكي از مشھورترين نمونۀ
تاريخي چنين حجاب اكبري را در ماجراي رابطه مولاي رومي با شمس تبريزي شاھديم كه تا مولوي دل و
انديشه از علوم عاريه اي نكشيد آفتاب حقيقت را در وجود شمس نديد . ولذا ھمو در كل مثنوي خود در
يك كلام ھدفي جز نشان دادن اين حجاب ندارد .
از جمله نشانه ھاي ظلماني و زشت اين حجاب اكبر در عُلما ھمانا بخلي حيرت آور و بس احمقانه است
كه در اكثريت آنھا غوغا مي كند و گاه آنھا را به غايت ظلم مي كشاند و حتي ديني ترين عُلما را به ورطه
كفر مي اندازد . بخل و حسد و تكبر ي كه در ميان عُلما ديده مي شود بسيار بندرت در عوام قابل مشاھده
است. اين ھمان عاملي است كه عُلما را به خدمت حكّام ستمگر مي كشاند تا حقيقت را براي مردم
وارونه سازند و از علم خود براي اسارت خلق بھره گيرند. قرآن كريم بخل را از جمله نشانه ھاي كفر قرار
داده است . بدينگونه مي توان گفت كه علومي كه در نزد اين عُلما وجود دارد علم حقيقي نيست بلكه از
 ھمان علمي است كه در قران كريم به« علم بغي »معروف است كه علم از روي بخل و كفر و سلطه و 
ستم است و بازيچه اي است كه پيروانش را رسوا و ھلاك مي سازد .
علم بغي كه داراي ماھيتي حسود و كافر و ستمگر است ھمان علوم عاريه اي و مدرسه اي ميباشد كه
ريشه اي در جان و دل صاحبش ندارد و لذا بكار اصلاح زندگي خود او نميآيد و جز در بازار فروش خاصيتي
ندارد و خاصيت بازار ھم چيزي جز كفر و بخل و رقابت و سلطه و خود فروشي نيست .
بنابر اين بايد گفت كه علم حقيقتي كه علم خدمتگزار و متواضع و شريف و مؤمن و صادق است جز از راه
معرفت نفس حاصل نمي آيد .
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص153

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۱:۴۷:۰۱ ] [ محمد ]
اعلاميه حقوق بشر عرفاني

١. ھيچ انساني با انسان ديگري برابر نيست: نه سياه با سفيد، نه زن با مرد، نه مسيحي با
مسلمان، نه غني با فقير، نه كودك با انسان بالغ، نه شرقي با غربي، نه روستائي با شھري، نه
باسواد با بيسواد، نه مؤمن با كافر، نه زشت با زيبا،نه مظلوم با ظالم. بلكه ھر انساني يك
موجود منحصر به فرد و بي ھمتا و احد و بي نياز و مظھري از جمال خداوند در عالم خاك است.
ھر كسي ھمان است كه مي خواھد باشد و ھيچكس به ديگري ظلم نكرده بلكه ھر كسي فقط
بخودش مي تواند ظلم كند و بخودش ميتواند دروغ بگويد و لاغير.

٢. ھمه بندگان و پرستندگان خداوند خالق ھستند و خواه ناخواه بسوي او در حال رجعت ھستند
منتھي به دو راه و روش، دوزخي و بھشتي: جبارانه و مختارانه: خردمندانه و جاھلانه: مومنانه و
كافرانه: عاشقانه و فاسقانه.
٣. ھمه بر روي زمين از حقوق واحدي برخوردارند و داراي ارزشي واحدند فقط در نزد خداوند
انسانھاي فقيرتر و ضعيفتري كه سخاوتمند تر و قانع تر و صلح جوترند،برترند.

۴. ھيچ اعتقادي از اعتقاد ديگر برتر نيست فقط آنانكه صادقترند و منافع ديگران را بر نفع خود ترجيح
مي دھند عزيزترند و لذا بر حق ترند در قلوب مردم.

۵. صنعت پرستي راه و روش عذاب و خشم و جنگھاست و طبيعت پرستي راه و روش سلامت و
صلح و مھرباني است.
۶. ھيچ بايد و نبايدي بر حق نيست و ھر آنچه كه واقع مي گردد حق است و بايد فھم شود.

٧. ھر حكومتي در جھان برخاسته از نفس اكثريت آن ملت است . پس ھر دولتي لايق ھمان ملت
است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 149


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۷:۳۲ ] [ محمد ]

آيا دموكراسي ممكن است؟


دموكراسي به معناي حاكميت اكثريت مردم است . حال اگر اكثريت مردم دريك جامعه موٌمن باشند اين

دموكراسي ديني مي شود و در عيراينصورت دموكراسي كافرانه و يا منافقانه خواھد بود .

و اما طبق معرفت قرآني و ھمچنين تجربه بشري مي دانيم كه ھمواره تا قبل از پيدايش جامعه امام زماني،

اكثريت مردمان ھرجامعه اي كافر و مشرك و منافقند و موٌمنان ھمواره گروھي بسيار اندك و پراكنده اند .

و اين سنت خدا درميان خلق است كه دردھھا آيه قرآني بسيار بارز است كه اكثريت مردم را ھمواره

كافر و مشرك و ظالم مي داند . پس اگر چنين است پس دموكراسي ديني فعلا مقدور نيست الابواسطه

ديكتاتوري و ايجاد اكراه و رياي در دين كه موجب ھزاران فساد و فتنه است و اصل دين را نيز از ميان مي

برد و مرز حق و باطل را مخدوش مي سازد و ھمه مردم را بسوي بدترين كفر يعني نفاق مي كشاند .

شوراي سقيفه در صدر اسلام نخستين نماد از يك دموكراسي ديني و اسلامي بود كه آنھمه فساد و فتنه

پديد آورد و علي (ع) و موٌمنان زير بار آن نرفتند .و حتي دموكراسي ديني پنج ساله اي كه علي (ع)با اكراه

 و تھديد اطرافيان پديد آورد و پيشاپيش فاتحه آن راخواند كه « شما تاب تحمل عدالت مرا نداريد. »

نيز سند تاريخي بزرگي براي موٌمنان است كه تا زمانيكه اكثريت جامعه موٌمن نيستند بھتراست كه موٌمنان

حقيقي از دخالت درحكومت بپرھيزند .

بھرحال ھمواره اكثر مردمان جاھل و كافرند و لذا طبعا طالب جبر و جبارند و فقط به جباران راٌي مي دھند .

بنابراين اين نوع دموكراسي چيزي جز ديكتاتوري و سلطنت پنھان نيست . اين دموكراسي ھا ھمان

امپراطوريھاي قديم است كه حتي مسئوليت اعمال خود را ھم به گردن مردم مي نھد و از كوچكترين

مسئوليت ھم مبراست .

دموكراسي ديني به معناي واقعي كلمه ھمان جامعه امام زماني است و لاغير .

از دموكراسي ديني كه بگذريم واقعيت اينست كه حتي دموكراسي غير ديني ھم ممكن نيست .

مثلا دركشور آمريكا كه مھد دموكراسي محسوب مي شود ھمواره حدود نيمي از مردم ھرگز در انتخابات

شركت نمي كنند و نيمي از آن نيم ديگر موفق مي شوند يك كانديدا را به رياست برسانند . يعني حدود يك

چھارم مردم بر سه چھارم حكم مي رانند . واين ھمان دموكراسي ضد دموكراسي است .

از اين امر كه بگذريم واقعيت ديگر اينست كه حكومت مظھر نفس اماره جامعه است كه برآن جامعه حكم

ميراند و لذا درھمه حال برحق است وعدالت جاريست . آن گروه اندك از موٌمنان ھم كاري به حكومت

ندارند و تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حكومتھا ھم ھيچ گزندي به آنان نمي رسد . درست به

ھمين دليل علي (ع) موٌمنان را از در افتادن با حكومتھاي جبار منع كرده است تا زمانيكه اكثريت مردم

موٌمن نيستند و بھر حال با حكومت خود كنار مي آيند . علي (ع) براي موٌمناني كه مي خواھند علي رغم

ميل اكثريت مردم با حكومت بجنگند عذابھاي بزرگي پيشگوئي نموده است زيرا اين موٌمنان با عدالت حاكم

برآن جامعه مي جنگند .

درحقيقت ھمه حكومتھا درطول تاريخ تا به امروز داراي ماھيتي دموكراتيك (مردمي) بوده اند . ھيچ حاكم

عادلي نمي تواند برجامعه اي ظالم حكومت كند ونبايد بكند .

حكومتھاي دموكراتيك فقط رياكارتر از سلطنت ھستند .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 139


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۵۰:۲۴ ] [ محمد ]

ايران سرزمين ياران


ايران و ايراني از قديم الايام ياور مظلومان و حامي عدالت و منجي محبّت و صلح در تاريخ بشر بوده است

. نخستين قومي كه خداوند را به يگانگي پرستش نمود ايراني بود. در تاريخ جھان ايراني تنھا قومي است

كه مطلقاً سابقه بت پرستي ندارد و اين بدان معناست كه زرتشت بايستي نخستين پيامبر توحيدي در

تاريخ تمدن بشر بر روي زمين باشد كه قدمتش از ابراھيم ھم بيشتر است كه برخي از اساطير كتاب

اوستا اين قدمت را به اثبات مي رساند.

ايرانيان حامي و پناه دھنده ھمه مظلومين و خداپرستان در تاريخ بوده اند. حدود ٢٥ قرن پيش به آوارگان

يھود كه در ھمه جاي زمين قتل عام مي شدند پناه داد و آنھا را از نابودي حتمي نجات بخشيد و ايران مھد

انبياي بني اسرائيل شد. و امروز ھم بزرگترين و جدّي ترين حامي آوارگان فلسطيني در جھان است و نژاد

نمي شناسد و ھمواره ھر مظلوم خداپرستي از ھر نژادي را حمايت نموده است.

ھمانطور كه امروزه نيز در مقابل اينھمه بي غيرتي دول عربي در قبال فلسطين، ساكت نمانده و حتي

منافع ملي و امنيتي خود را در خطر انداخته و از فلسطيني و افغاني و عراقي و كوبائي و سرخ پوستان

آمريكاي لاتين در مقابل آدمخواران غربي، حمايت مي كند و دست دوستي و حمايت بسويشان دراز مي

كند و حتي در اين محبت پا از حدود ايدئولوژي خود ھم فراتر نھاده است. و اين ايثار ايراني در دفاع از

شرافت انساني است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 131


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۳:۳۰ ] [ محمد ]

آيا اسلام دين جنگ است؟


يكي از بزرگترين تھمتھاي ناحق به دين اسلام ھمانا جنگ طلبي بوده است و از ناحق و رسوا بودن اين

تھمت ھمين بس كه جنگ طلب ترين و متجاوزترين افراد و جريانات چنين تھمتي را زده اند يعني استعمار

غرب و امپرياليزم جھانخوار كه حتي آزادي و دموكراسي دروغين خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھديه

ميكنند. در قرآن كريم ھر كجا كه سخن از ايمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و اين

آيه و معنا در جاي جاي قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چيست؟ به زبان ساده يعني عملي كه در

سمت صلح با جھان و جھانيان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و كل بشريت بكشاند.

ھمانطور كه در عرفان اسلامي ھم انسان كامل انساني در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر كجاي قرآن

ھم كه سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند كه اول

خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصيحت و مذاكره و سپس با جھاد جنگ

مجبور به صلح نمايند. اسلام دين صلح و اسلام و تسليم است و ھر كسي با اقرار به شھادتين به آساني

بر اين دين وارد مي شود و حتي كسي حق ندارد منويات باطني او را مورد تفتيش قرار دھد. اسلام حتي

فحاشي به دشمن را در ميدان جنگ حرام كرده است. حقوق جنگي و جھادي اسلام نيز يك كرامت و

معجزه اي حيرت آور است. ھمه جنگھاي صدر اسلام تدافعي و يا خنثي كننده دسيسه ھاي دشمنان و

متجاوزان بوده است. فقط صھيونيست ھا اسلام را دين جنگ مي خوانند يعني كسانيكه حتي كودكان را

با گلوله مي زنند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 129


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۰۰:۱۹ ] [ محمد ]

آيا حمله نظامي آمريكا به ايران محتمل است؟

اگر انقلاب اسلامي ايران بر اصول و موازين حقه خود استوار بماند و در جھان به پيش رود و از مباني خود

عدول نكند و در قبال وسوسه ھاي علمي- فني- ديپلماتيك به شرك و نفاق نگرايد بدون ترديد مستمراً

كل جھان اسلام و سپس بشريت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپرياليزم را به انزوا و انحلال خواھد

كشاند. و در اين صورت شيطان بزرگ براي بقاي خود در جھان و حفظ سيطره جھاني اش بدون ترديد نھايتاً

ديوانه شده و دست به حمله اي جھاني بر عليه ايران خواھد زد تا يكبار براي ھميشه خود را آسوده سازد

و بقاي خود را تضمين كند و ريشه حق را بر كند. اين ھمان جنگ نھائي بين كفر و دين است كه تكليف

بشر را براي ھميشه يكسره خواھد نمود و زمينه را براي ظھور جھاني ناجي موعود فراھم خواھد كرد و

چه بسا چنين جنگي با اين ظھور مصادف گردد و ناجي موعود با قدرت الھي خود به ياري اھل دين برآيد و

بنياد كفر را بر كند.

بھر حال اگر ايران ھم خداي ناكرده از اصول خود منحرف شود خداوند دين خالص خود را از ميان قومي

دگر احياء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذكور بھرحال رخ خواھد داد و اين اجتناب ناپذير است. بدون ترديد

چنين جنگي تمام عيار و جھاني است و كل بشريت را مشمول خواھد شد و ھيچ شباھتي به جنگھاي

قبلي در تاريخ نخواھد داشت زيرا جنگ تمام عيار بين كل حق و كل باطل خواھد بود. اميدواريم كه ايران

لياقت اين امر را داشته باشد كه امّ القراي دين و حقيقت و معرفت و انسانيت در جھان باشد انشاءالله!

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم - ص 130


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۴:۴۸ ] [ محمد ]

ظهور فاشيزم از قلب برابري

آيا اين حيرت آور نيست كه مخوفترين فاشيست ھاي جھان از بطن فلسفه ھاي برابري سربرآورده

اند؟البته سخن بر سر برابري حقوق انساني واجتماعي نيست بلكه برابري و ھمسان سازي انديشه و

احساس و عمل و كردار و سلايق و استعدادھا. و فرقي ندارد كه فلسفه ھمساني آدمھا تحت چه عنوان و

آرماني باشد: سوسياليزم، ناسيوناليزم، ليبراليزم وغيره. استالين و ھيتلر و بوش سه نمونه از اين سه

نوع برابرسازي ھستند كه مبدل به سه ديوانه آدمخوار شدند.

انسانھا داراي حقوق يكسانند مخصوصاً در اين حق كه مطلقاً برابر نباشند و ھر كسي موجودي منحصر

بفرد خودش و خدايگونه باشد. اين حق الھي انسان است و تنھا ويژه گي و تمايز انسان از حيوان تلقي

مي شود وبدينگونه جوامع بشري از گله ھاي گوسفند متمايز مي شوند. ھمه برابري پرستان جھان

عاشق تبديل انسان به گوسفند مي باشند زيرا كل بشريت را ھمچون يك لقمه واحد براي بلعيدن خود

مي خواھند.

اين ايده برخاسته از طبع جھانخواري وآدمخواري است. انسانھا در فردانيت ويژه خود برابرند. ھمه

ديكتاتورھاي تاريخ عاشق ھمسان سازي افراد جامعه بوده اند و در ھر مكان و زماني متوسل به يك ايده

وآرمان خاصي شده اند كه گاه ديني بوده وگاه سياسي و اقتصادي و فلسفي و امثالھم. و امروزه اين

 ايده تحت عنوان « دموكراسي »بر كل جھان مسلط شده كه فريبكارانه ترين ايده آدمخوارانه است زيرا دم 

از حكومت مردم بر مردم مي زند. و اين يك دجال جھاني است كه با استفاده از افسون تكنولوژي و

مصرف پرستي بر مردم جھان سيطره يافته است زيرا تكنولوژي كارگاه ھمسان سازي است.

فاشيزم مدرن فرزند طبيعي تكنولوژِيزم است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 124


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۸:۰۳ ] [ محمد ]

دو نوع جنگ و صلح

تضاد و وحدت بين انسانھا يعني دوستي و دشمني بين انسانھا از دو نوع كاملاً متفاوت است : ذاتي و

صفاتي : باطني و ظاھري ! و اين تفاوت بين دو ھدف است و دو وسيله . تفاوت بين مؤمن و كافر يك

تفاوت باطني و ذاتي است يعني تفاوت بين دو نوع ھدف و دو نگرش. ولي تفاوت بين فقير و غني يك

تفاوت مادي و دنيوي و ظاھري و ابزاري است زيرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفي جز قدرت ندارند.

دعواي بين قدرتھا نيز يك جنگ مادي است . ولي چه بسا يك قدرت كوچك بر عليه قدرت بزرگتري مي

جنگد تا به قدرت او برسد و بلكه از او برتر شود ولي موضوع دعوايش را به قلمرو يك تفاوت ذاتي و باطني

و معنوي مي كشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب مي كشاند. اين دعواھا يكي از فريبنده ترين جنگھا در

جوامع و بر روي زمين بوده است و مردمان را فريب داده است . امروزه عمده و اكثر جنگھا برروي زمين از

اين نوع اخير است كه در واقع جنگي منافقانه است مثل جنگ بين كشورھاي سوسياليست و

امپرياليست ، مثل عمده جنگھاي بين شرق و غرب بين ملل جھان سوم و نيز جنگھاي بين ابرقدرتھا و جنگ

بين حكومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اكثر خصومت ھا و جنگھا داراي ھويتي دروغين و مصنوعي ھستند

ھمينطور است اكثر دوستي ھا و اتحادھا. دعواي اصلي بر سر دنياي بيشتر و قدرت و ثروت بيشتر است

و رعيت بيشتر . و لذا مردمان عادي كه در اين جنگھا وارد مي شوند و فريب شعارھاي معنوي طرفين دعوا

را مي خورند ھمواره فريب خورده و قربانيان اين دعوا ھستند و نھايتاً طرفين دعوا به سازش ميرسند.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 120


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۴:۱۷ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت