کافه بازار
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 71
دیروز : 48
افراد آنلاین : 2
همه : 4892
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

آسانترين راه زندگي


خداوند در كتابش مي فرمايد آنانكه اسلام را سخت معرفي مي كنند و آنرا محال و شاقه مي خوانند

منافق ھستند و مي خواھند كه راه خدا را بر مردم سد كنند. در قرآن راه ھدايت معروف به صراط

المستقيم است يعني سر راست ترين و ساده ترين راه و روش زيستن.

آيا براستي دروغ گفتن راحت تر است يا راست گفتن؟ صادق بودن راحت تر است يا ريا كردن؟ وفا كردن

راحت تر است يا خيانت و مكر و پليدي كردن؟ دزدي كردن راحت تر است يا قناعت كردن؟ چاپلوسي و

فريبكاري راحت تر است يا عزت نفس و صميميت؟ آيا از طريق فحشاء و ھرزه گي جلب نظر كردن راحت تر

است يا از طريق حيا و عصمت؟ آيا صبور بودن راحت تر است يا شتاب و سگ دوئي؟ آيا جنگيدن راحت تر

است يا مذاكره كردن؟ آيا بخشيدن راحت تر است يا انتقامجوئي ؟ وو......

پر واضح است كه براي يك آدم كه سلامت حتي حيواني ھم داشته باشد و ھنوز ديوانه نشده باشد راه

دين بسيار راحت تر است و راه كفر تماماً زحمت و زجر و عذاب و جان كندن و سوختن است . پس فقط

احمق ھا و ديوانه ھا به راه كفر مي روند زيرا شاقه ترين راه و روش زيستن را بر مي گزينند. و احمقتر و

ديوانه تر از اينھا كساني ھستند كه كافرانه زندگي مي كنند و تظاھر به دين مي نمايند يعني منافق ھا.

و اما چرا بقول قرآن ھمواره اكثر مردمان به راه كفر و نفاق مي روند؟ چرا اكثراً احمق و ديوانه اند و گوئي

با خود عداوت دارند؟ آيا كافرانه زيستن خود عذاب نيست؟ عذاب چه صفتي در بشر است؟ عذاب بخل

نسبت به ديگران! آنكه چشم ديدن سلامت وعزت و راحتي ديگران را نداشته باشد خودش ھم نميتواند

زندگي راحتي بكند. و اين مصداق سخن سعدي است كه : بني آدم اعضاي يكديگرند . در واقع بني آدم از

روح و جان و نفس واحده اند. كسي كه سلامت و سعادت ديگران را نمي خواھد نمي تواند سعادت خود را

بخواھد. پس بخل و حسد منشأ ذاتي كفر بشر است و لذا بقول قرآن آدم بخيل در واقع نسبت بخودش

بخيل است . پس دين و ايمان و شرافت و سعادت بشر محصول مردم دوستي و عشق به مردم است و

اين اساس فطرت پيامبران خدا بوده است و شريعت و احكام ديني آنھا محصول طبيعي اين عشق بوده

است . پس گوھره دين و سعادت و عقل ھمانا بشر دوستي و ديگر دوستي است و كمال دين و سعادت

و عقل آن است كه آدمي ديگران را بر خودش ترجيح دھد و اين ذات نبوت است. پس مي بينيم كه حماقت

و جنون از شقاوت و بيرحمي بشر به ديگران است.

انسان تا ديگران را دوست نداشته باشد نمي تواند خودش را دوست بدارد. اين اصل اول در خلقت انسان

است. آتش دوزخ ھمان آتش بخل وحسد است.

پس بيائيم دعا كنيم كه : خدايا آتش بخل را از وجودمان برانداز!


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 109



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۷ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۱۲:۴۹ ] [ محمد ]

زندگي مؤمنانه يا زندگي مريخي

( طرح يك نامه)

جناب دكتر – با عرض سلام و خسته نباشيد.

من يك دانشجو ھستم و در آشنائي با سايت شما و مطالعه آثارتان براي نخستين بار باور كردم كه مي

شود مؤمنانه زيست و آدم بود. تلاش كرده ام تا در حد امكان درخانه و دانشگاه به كسي دروغ نگويم –

چاپلوسي نكنم . متواضع باشم وظايف خود را بي مزد و منت انجام دھم. در منزل به والدينم كمك كنم.

قرآن و نماز را با معنا و تفكر بخوانم. قانع باشم. حرص نزنم. بلافاصله با يك سرما خورده گي به پزشك

رجوع نكنم و خودم با رعايت مراقبت ابتدائي درمان شوم و برخي دگر از مسائل روزمره.

من گمان مي بردم كه لااقل اعضاي خانواده و دوستانم از اين بابت خوشحال شوند و مرا تحسين و

تشويق كنند ولي با كمال حيرت مواجه با صحنه اي كاملاً مخالف تصوراتم شده ام . ھمه مرا موجودي

مريخي مي يابند و از بابت سلامت رواني من نگران شده اند و برخي مرا متھم به كفر و انحراف و گمراھي

مي كنند وحتي مرا متھم به گرايش به مسيحيت و بھائيت نموده و خلاصه اصلاً باورم نمي شود و دارم

براستي ديوانه مي شوم. اين چه سرّي است لطفاً مرا نجات دھيد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 110


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۲:۴۶ ] [ محمد ]

فلسفه بر باد رفتگي

« بربادرفتگي » ھمان انديشه و باور به نابودي است . ھيچ چيزي نابود نمي شود فقط برخي امور به

گردش ديگري مي افتد تا دوباره باز گردد و برخي امور موقتاً بايگاني مي شوند تا استراحت كنند و

موقعشان فرا رسد . و گاه خود ما از برخي امور خسته مي شويم و لذا آن امور از نزد ما ميروند تا جاني

تازه گيريم و مشتاقشان شويم . ھمه آدمھاي زندگي ما نيز اينگونه اند . و برخي چيزھاي زندگيمان ديگر

در قالب خاك جاي نمي گيرند و لذا مي روند تا در جھاني دگر بسوي ما آيند .

حيات خاكي عرصه نسيان است اين نسيانھا در نزد ما ھمچون احساس بر باد رفتگي و نابودگي ھستند

در حاليكه ما دچار فراموشي شده ايم و كافيست كه يكبار دگر به يادشان آوريم تا باز گردند .

براي آنان كه دلي سخت دارند ھر فقداني با عياشي و روزمره گي جبران ميشود و اين جماعت در حيات

اين دنيا آسوده ترند و غم و اندوه كمتري دارند ولي بناگاه حوادثي موجب بيداري آنھا مي شود و به آنان

رجوع مي كند درحاليكه ھرگز آماده درك آن نيستند . و يا پس از مرگ بناگاه مواجه با بسياري امور مي

شوند كه از ياد برده بودند و اين واقعه اي بس دردناك و نابود كننده است .

ھيچ عملي از پيش نمي رود و نه ھيچ فكر و آرماني . ھر چيزي پس از مرگ به تمام و كمال عيان مي

شود و حق ھر تلاشي ادا مي شود و ھيچ حقي ضايع نمي شود .

احساس از دست رفتگي و شكست و ناكامي و نوميدي حاصل نسيان و يا بي صبري ماست . بايستي

بگذاريم ھر امري در مجراي طبيعي خود به جريان افتد و مانع اين جريانھا نباشيم .

ھمه امور و ھمه آدمھا و ھمه عھدھا دوباره باز مي گردند و به حقشان مي رسند . اين ھمان باور به معاد

است .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 93



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۳۴:۴۱ ] [ محمد ]

اي احمق برو

خداوند ھمه احمقان يعني متكبّران و فاسقان را بواسطه تبھكاري و مكرھاي خودشان بطرزي حيرت آور و

جادوئي بسوي خودش مي كشاند و به دام مي اندازد و اين ھمان حضور و كرامت اولياي او در ميان مردم

است كه مردمان احمق و حريص را به طمع انداخته و به اين منابع مي كشاند تا بخود آورد و توبه كنند و

دست از حماقت بردارند و بخداي خود متعھد شوند . در اين ميان انگشت شماري توبه مي كنند و ايمان

مي آورند ولي اكثرشان دست به مكر پيچيده اي مي زنند و با دين خدا و كرامت اولياي او به تجارت پليدي

مي پردازند تا بواسطه آن به فريب مردم بپردازند و ھمان دنياي احمقانه خود را توسعه دھند و احياء

نمايند منتھي بواسطه دين و معارف الھي .

خداوند با اين خدعه كنندگان با دين و مؤمنان بسيار صبوري مي كند و مھلت ھا مي دھد تا توبه كنند ولي

آنان مستمراً مغرورتر شده و دچار امر مشتبه مي گردند و محبت مؤمنان را دال بر حماقت و نيازشان مي

پندارند تا آنجا كه صبر خدا بر اينھمه مكرھاي آنان به پايان ميرسد و مي گويد : اي احمق برو !

با اين خروج و لعن الھي چند روزي مشغول عيش و فتنه در لباس دين مي شوند كه بناگاه عذاب الھي از

سوئي كه گمانش را نمي برند آنان را از ھر سوئي محاصره مي كند . و آنگاه است كه ايمان مي آوردند و

به حماقت خود اعتراف ميكنند و ھمچون ابليسي به خدا تھمت مي زنند و مي گويند : اگر خدا مي

خواست ھدايت مي شديم . و با اين تھمت برعذابشان افزوده شده و به آتش دوزخ مبتلا مي شوند .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 92


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۴ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۶:۲۰ ] [ محمد ]

آخرين سئوال
(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اينست كه كل بشريت با سرعتي فزاينده د رحال سقوط آزاد در دوزخ تكنولوژي و آزادي و جنون
و جنايت است و ھيچ قدرتي قادر نيست اين حركت را در جوامع متوقف نمايد تا ظھور ناجي موعود كه
سرآغاز رستاخيز است. و تا قبل از آن ھيچ راه نجات اجتماعي وجود ندارد .
ولي آيا تا قبل از آن كه معلوم نيست كه در مجال عمر فردي ما باشد ، چه مي توان كرد؟ آيا ھيچ راه
نجات فردي وجود دارد؟ اين سئوال اھل ايمان ومعرفت است كه درباره ماھيت انسان و جوامع آخر
الزمان به باور و يقين رسيده است و تباھي جوامع بشري را حتمي مي داند.
يكي از عللي كه نجات جمعي را ناممكن مي سازد اينست كه درآخر الزمان اصولاً جمعي وجود ندارد الا
تراكم انبوه تنھايان. وگرنه با نجات ھر فردي كل آدمھاي روابط اجتماعي او نيز در مراتب نجات قرار مي
گرفتند. ھمين مسئله نيز خود نجات فردي راسخت تر مي كند زيرا آدمي طبعاً اجتماعي و عاطفي است و
نجات را براي خودش نه به تنھائي مي خواھد و نه مي تواند زيرا شھامتش را ندارد. اينست كه نجاتھاي
فردي در ھر عصر و اجتماعي مولد انسانھائي است كه قھرمان ملي ناميده مي شوند و يا قديس. ھر كه
بخواھد خودش را به تنھائي نجات دھد ھر چند كه قادر نيست كه ديگران و حتي عزيزانش را ھم با خود
برھاند ولي شرايط و اوضاع جامعه خود را دگرگون مي سازد و انقلابي را موجب مي گردد كه به مثابه
يك نجات مقطعي يا توقفي در سقوط است . زندگي ھمه بزرگان معرفت از اين نوع است و ھمه
انقلابات محصول زندگي اين تنھايان نجات يافته است. نجات آخرالزمان نجاتي فردي است اين مسئله در
قرآن نيز بارھا متذكر شده است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 46

--------------------------



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۰۲:۲۴ ] [ محمد ]


چرا بي ديني بد است؟


*زيرا انسان را بي ھويّت ساخته و ھر عمل زشتي را آسان مي سازد.

*زيرا وجود انسان را در نزد خودش حقير و بي ارزش مي سازد و انسان تن به ھر خفّت و ذلّتي ميدھد و

خود را ارزان مي فروشد.

*زيرا انسان را بزدل و ترسو مي كند و به چاپلوسي و بردگي صاحبان قدرت مي كشاند .

*زيرا انسان را با وجدانش به تضاد انداخته و موجب رياكاري مي شود كه بدترين عذابھاست.

*زيرا موجب زوال عقل شده و پريشاني و نسيان پديد مي آورد .

*زيرا انسان را در قبال مرگ به ھراس انداخته و آسايش و آرامش را سلب مي كند و به وحشت و توحش

مبتلا مي سازد .

*زيرا افكار و اعمال بشر را از مقصود و كمال ابدي مي اندازد و عقيم و بي ريشه مي كند و لذا انسان به

قشري گري و بطالت دچار شده و در نزد خودش ھيچ و پوچ مي گردد .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 79


--------------------------



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۷:۳۱ ] [ محمد ]
بزرگترين گناه (چگونه ميتوان دلير شد؟)

علي عليه السلام ترس را بزرگترين گناه ناميده است. ولي بنظر ما ترس علت العلل گناه و ذات ھمۀ
گناھان است و نه نوعي از گناه . از آدم بزدلي پرسيدند : چرا اينقدر مي ترسي كمي دلير باش. در پاسخ
گفت : ترس كه در جيبم نيست كه آن را بيرو ن بياندازم بلكه در دل من است و متاسفانه دستم به دلم
نميرسد .
براستي وقتي كه از آدم ترسو سخن مي گوييم از دلي ترسو سخن مي گوييم . و اما دل ترسو ھمان دل
غير مؤمن است چرا كه ايمان به معناي احساس امنيت است و دلي كه ايمان ندارد ھمواره در ترس و
دغدغه است حتي در ايمن ترين شرايط . از اين نكته ميتوان فھميد كه ترس عين بي ايماني است و
منشاء باطني ارتكاب به ھر گناھي مي باشد . به ھمين دليل آدمھاي ترسو مجبورند در زندگي خود
مستمراً بواسطۀ ثروت اندوزي و قدرت اندوزي و لشگر آفريني و نھايتاً بواسطۀ بيمه ھا از بيم خود بكاھند
ھر چند كه ھمه اين عوامل بيروني كاھندۀ ناامني موجب افزايش ھراس قلبي مي شود كه جنونھا و
جنايت ھا و خشم ھا و سكته ھاي مغزي و قلبي از نشانه ھاي اين ھراس ھستند و نھايتاً به مصرف
مسكن ھا منجر مي شود .
ترس گناه نيست بلكه گناه آفرين است پس ترس را بايد امّ الذنوب ناميد ھمانطور كه دروغ را امّ الفساد . و
اصلاً بعنوان زايندۀ مفاسد خود حاصل ترس است ترس از فقر و بيكسي و بي آبرويي و مرگ و نابودي .
و ميدانيم ك منشاء ھمۀ ترسھا ترس از نابود شدن است . بنابراين ايمان به حيات بعد از مرگ تنھا داروي
ترس است . ترس بزرگترين بيماري دل انسان است و علاجي جز ايمان ندارد و براي فائق آمدن بر اين
مرض عظيم كافي است كه در حد توان دست از اعمال نادرست برداريم زيرا خداوند مي فرمايد كه ھيچ
دلي بي اذن او ايمان نمي آورد و دلي كه اذن ايمان ندارد به دليل تبھكاري صاحبش مي باشد . پس براي
شجاع شدن بايد نيكوكار شد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 58
--------------------------------------

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۰:۲۸ ] [ محمد ]
كفر چيست؟

طبق معارف قرآني و سنّت انبياء و اولياي خدا ، كفرلزوماً نمازخواندن نيست ، حرفھاي ديني نزدن و خدايا
خدايا نگفتن نيست ، به روضه و مسجد نرفتن نيست ، خيرات ندادن و.... نيست.
خداوند در كتابش مؤمنان را امر به اقامه صلواة مي كند پس معلوم است كه قبلاً اقامه صلواة نمي كرده
اند . ونيز اينكه نمازگزاران عادتي و ريائي را دشمن دين مي خواند و خيرات نمودن و مساجد ساختن و آب
و جارو نمودن بدون اطاعت رسول را نشانه نفاق و مستحق عذاب مي خواند و از جمله نشانه ھاي نفاق را
سخنان ديني و زيبا مي خواند كه جلب نظر مردم كند تا آنان را بفريبد.
كفر در وادي عمل مشخص مي شود ھمينطور ايمان.
كافر كسي است كه متكبر است و واقعيت ھا را كتمان و يا نھان مي كند . دروغگوست، بي دليل به ديگران
تھمت مي زند ، ادب ندارد تاب سخن انتقاد آميز را ندارد ، نصيحت ناپذير است ، چاپلوس است . و عاشق
چاپلوسان . براي خود وظيفه اي نمي شناسد و اگر كاري كند تماماً احساس ايثار و منّت و براي بدام
انداختن ديگران و توقعات ناحق است . از عاقلان و پاكان فراري و بيزار است . تقوا و محبت را رياكاري مي
خواند و وقاحت و بولھوسي را صداقت مي نامد . لحظه اي آرام و قرار ندارد و غرق در اشتغال و يا عياشي
است . از تنھائي چون مرگ مي ھراسد . از فقرا بيزار است و تكبّر مي كند و در مقابل ظالمان متواضع
است . و دين و معرفت را فقط براي امور اقتصادي و حيثيتي و رياست و فخرفروشي و فريبكاري ميخواھد .
چشم ديدن آرامش و عزت خود را ندارد و حتي نسبت به خود و خانواده اش بخل دارد و چشم ديدن آرامش
و عزت خود را ندارد و مجذوب كساني است كه او را خوار و خفيف مي كنند . كافر منكر نيازھاي غريزي
خويشتن است و آنھا را خوار مي دارد و كتمان مي كند و لذا به گناه مبتلا مي گردد . كافر منكر است، منكر
ھر چه واقعيت بخصوص واقعيت وجود خويشتن . كافر نسبت به خودش كور است و در جھان اوھام
و آرزوھا و تصورات واھي زيست مي كند . كافر در مراتبي از جنون است و آداب ديني موجب رشد اين جنون
و رسوائي مي شود.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 73


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۰ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۳:۵۰ ] [ محمد ]
اصول دين چيست؟

متاٌسفانه بسياري بر اين گمان ھستند كه دين عبارتست از نماز و روزه و خيرات و حجّ و امثالھم . درحاليكه
« فرع » به معناي ميوه و ثمره و معلول است كه بطور طبيعي از اصل يك واقعه اي رخ مي نمايد .
اينھا فروع دين ھستند اصول دين دو جنبه دارد : عملي واعتقادي ! اصول اعتقادي دين ما ھمانھا ھستند كه ھمه
مي دانيم يعني توحيد و نبوّت و معاد و عدل و امامت . اينھا جنبه ذھني و احساسي دين است و امري دروني
و نامرئي است . و اما اصول عملي دين ھمانھائي ھستند كه اكثر ما از يادشان مي بريم و عبادات (نماز
،روزه و....) را ھمان اصول عملي دين مي پنداريم . در حاليكه عبادات محصول ثانويه عمل به اصول دين
ھستند و اموري كاملاً شخصي و معنوي محسوب مي شوند .
و امّا اصول عملي دين چيست؟ صداقت ، قناعت ، سخاوت ، صبر، عفّت ، ادب ، خويشتن داري ، محبّت ،
رزق حلال، دوري از زنا و ربا و ريا و.... اينھا ھمان اخلاق فطري بشرند و اركان ھمه مذاھب حقّه الھي مي
باشند.
انسان به ميزاني كه اين اصول را در زندگي روزمره به فعل در مي آورد به باور قلبي اصول اعتقادي دين
مي رسد و به تدريج عبادات كه ميوه ھاي وجود يك موٌمن ھستند بصورت نيازي روحاني آشكار ميشوند
كه جملگي قلمرو پرستش پروردگارند . در واقع اصول عملي دين موجب تقرّب انسان به خداوند شده و اين
تقرّب موجب پرستش مي شود و نماز و روزه و انفاق و جھاد و ابلاغ معارف ديني پديد مي آيند.
برخي مي پندارند كه براي دين دار شدن و ايمان آوردن بايستي عبادت كرد و خيرات داد و امثالھم . در
حاليكه براي ورود بر دين خدا و قلمرو ايمان الھي بايستي زندگي را براساس فطرت و احكام اخلاق اصلاح
نمود . بايستي دروغ و ريا و حرص و بخل و تھمت و حرام خواري و روابط نامشروع را از اعمال خودپاك نمود
و اين ھمان رويكرد به خداوند است . اين ھمان ورود به دين وحركت بسوي اوست . اين حركت چون به
حريم الھي مي رسد موجب عبادات مي شود ھمانطور كه انسان به ھنگام ورود به خانه يك سلطان يا
استادي ، كرنش مي كند و ادب بجا مي آورد و اظھار ارادت مي كند . در غير اينصورت انجام عبادات يك تاٌتر
است يعني دين نمائي . واين ھمان نفاق است.
كسي كه دروغ مي گويد و تھمت ناروا مي زند و نماز ھم مي خواند . كسي كه شغل حرام دارد و زكوة مي
دھد . كسي كه ربا مي خورد و به حجّ مي رود و..... در واقع مشغول اشدّ معصيت به خداست وخداوند را
به گمان خود فريب مي دھد . اين نفاق است كه پست ترين مقام بشر در جھان مي باشد و منافقين ھم
ملعون ترين مردمان در نزد خدا ھستند.
دين از توبه آغاز مي شود كه ھمان ترك اميال و رفتار نادرست است و سپس انابه آغاز ميگردد كه رويكرد
به فروع دين است . اول بايد از دنيا پرستي و مردم پرستي دست كشيد و سپس به خداپرستي يعني نماز
روي آورد. اوّل بايستي از حرام خواري دست كشيد و سپس روي به خمس و زكوة و انفاق نمود . اول
بايستي از اشاعه جھل و دروغ و جنون دست كشيد و سپس به ابلاغ دين و امر به معروف ونھي از منكر
پرداخت . اول بايستي از نژاد پرستي و خانه و خاندان پرستي دست كشيد و سپس روي به خانه خدا
(حج)نمود اول بايستي از جنگ براي دنيا دست كشيد وسپس براي دين خدا جھاد كرد و. .....

مرحله اول ھمان اصول عملي دين است و مرحله دوم نيز فروع عملي دين محسوب مي شوند كه متعاقباً
پديد مي آيند .
ولي بسياري بطور وارونه عمل مي كنند و اينگونه است كه يك دين وارونه و يك زندگي و ھويت وارونه رخ
ميدھد . ھم عرق مي خورد و ھم نماز مي خواند . ھم مال مردم مي خورد و ھم خيرات ميدھد . ھم دروغ
ودر آن روز ملائك مي گويند » . مي گويد و ھم قسم بخدا مي خورد و.... و اين موجب پيدايش جنون است
قرآن. «. پروردگارا اكثر مردم كه خود را خداپرست مي نامند پس چرا ديوانه اند
يكي از بزرگترين علّت نفاق و جنون و پوچي و بي ھويتي ما اينست كه فروع دين را بجاي اصول دين گرفته
ايم و اصول عملي دين را از ياد برده ايم.
حتي اصول اعتقادي دين (توحيد و نبوت و معاد ) تا زمانيكه اصول عملي دين اجرا نشود تبديل به يك باور
قلبي و يقين نمي شود . آنچه كه موجب ايمان به خدا و قيامت مي شود نماز و روزه نيست بلكه صدق
و قناعت و عفّت است يعني تقوا . عبادات محصول ايمان قلبي ھستند و گرنه ابن ملجم مي پرورند . و ايمان
قلبي محصول عمل به تقوا مي باشد . انسان بي تقوائي كه نماز مي خواند و به حجّ مي رود و امر به
معروف و نھي از منكر مي كند در واقع برعليه دين خدا مي جنگد و موجب بي آبروئي دين است . به ھمين
دليل خداوند در سوره ماعون ، نمازگزاران سھوي و ريائي را از دشمنان دين ناميده است. دين راھي است
كه به خدا مي رسد . و كسي كه بواسطه اصلاح اعمال به حريم الھي رسيد اقامه صلواة ميكند يعني به
خدا سلام مي كند و با او سخن مي گويد . در غير اينصورت نماز و روزه و حج و خيرات به مثابه حق حساب
و رشوه دادن به خداست و خدا ھم رشوه نمي پذيرد و رشوه دھندگان را رسوا مي كند و عباداتشان را
تبديل به عذاب مي كند .
دين از تقوا آغاز شده و سپس موجب ايمان به توحيد و نبوت و معاد مي گردد و مولد عبادات است . ولي
بسياري از مردم اين راه را وارونه مي پيمايند و لذا بجاي اينكه بخدا برسند به شيطان و دوزخ مي رسند
وآنگاه مي گويند كه دين خرافه است و موجب بدبختي مي شود چون ھر چه نماز خوانديم و خيرات داديم
پاسخي نشنيديم .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني" استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 65

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۹ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۴۸:۱۴ ] [ محمد ]

آيا اسلام دين عرب جاهليت است؟


اگر چنين بود:

*ھمۀ امامان اين دين بدست اعراب كشته نميشدند .

*در قرآن ، اعراب به اشدّ كفر و نفاق متھم نمي گشتند.

*عمدۀ مريدان مخلص رسول و امامان ، غير اعراب نمي بودند (مثل آفريقاييھا ، ايرانيان ، يمني ھا و ...)

*تمام سنّت رسول و امامان بر خلاف سنتھاي اعراب جاھلي نمي بود.

*اكثريت علما و عارفان اسلامي از غير اعراب پديد نمي آمدند .

*ھمۀ سوره ھاي قرآني با رحمان و رحيم آغاز نميشد كه بر خلاف خشونت و شقاوت اعراب است .

*اكثريت اسلام شناسان بزرگ جھان مدرن از غير اعراب پديد نمي آمدند.

*جھا ني ترين فرھنگ و معرفت بشري از مسلماناني ھمچون حافظ شيرازي و مولاي رومي به عرصۀ

ظھور نمي رسيد.

*و نھايتاً در ھزارۀ سوم ميلادي كه عصر ظھور كفر آشكار و انقراض مذاھب است اسلام وارد عصرشكوفا

يي و جھاني شدن خود نمي گشت و روي در روي كفر جھاني قرار نميگرفت در حاليكه اكثريت حكومتھاي

عربيحامي كفر جھاني ھستند .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 60

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ مهر ۱۳۹۵ ] [ ۰۵:۲۸:۲۶ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت