خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 49
دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
همه : 24688
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

فلسفه خوشبختي

خوشبختي يك احساس است : احساس رضايت ! اين واضح ترين و محسوس ترين وجھاني ترين تعريف از
خوشبختي است و اما مسئله اينست كه احساس رضايت ازچه ؟!
به تجربه مي دانيم كه انسانھاي متفاوت درشرايط يكسان اززندگي اقتصادي و اجتماعي و سياسي
و اعتقادي داراي احساسات متفاوت و بلكه متضاد درباره بخت خود ھستند .درشرايطي يكسان يكي
احساس خوشبختي دارد وديگري بدبختي ، مثل دوفرزند ازيك خانواده . پس مسلم است كه موضوع اين
احساس يك پديده بيروني نيست بلكه وجود و ماھيت باطني خود فرد است . يعني احساس خوشبختي يا
بدبختي مربوط مي شود به احساس رضايت يا عدم رضايت از خويشتن و نه ازديگران وشرايط اقتصادي
و فرھنگي و... . ھرچند كه اكثر آدمھا بواسطه جھل و غفلت ازخويشتن ھمواره علت بدبختي خود را عوامل
بيروني مي پندارند: والدين ، حكومت ، فرھنگ ، اقتصاد ، سياست ، زمانه و.... و سرنوشت و حتي خدا .
اينھا ھمه عوامل غيرخودي ھستند . و كاذب بودن اين احساس و انديشه ھمين بس كه چنين انسانھائي
ھرگز علت خوشبختي خود را ديگران و عوامل غيرخودي نمي دانند و بلكه اتفاقا ھوش و استعداد
و پشتكارخود را علت خوشبختي خود مي دانند . يعني خوبي را ازخود و بدي را از غيرخود مي دانند . به
لحاظ اعتقاد ديني اين ھمان كفراست كه درقرآن نيز ذكرش رفته است كه كافران علت بدبختي خود را
والدين و فرزندان و مردمان و رھبران و معلمان و... ميدانند كه اين دروغ است وخود مي دانند كه دروغ مي
گويند.
دريك كلام احساس خوشبختي يا بدبختي ھمان احساس رضايت يا شكايت ازخويشتن است درنفس
و آگاھي انسان . به بيان ديگر اين احساس حاصل رضايت يا شكايت وجدان انسان ازعملكرد و افكار و راه
و روش اوست . كسي كه وجدانش از او راضي باشد در ھر شرايط كمابيش احساس خوشبختي دارد كه
عبارت است از آرامش، اتكا به نفس، قناعت ، صبر ، عزت نفس و.... .
و اما وجدان چيست ؟ گوئي وجدان كانوني از روح و دل و روان انسان است كه ھرگز قابل فريب نيست و به
ھيچ فلسفه و رفتاري نمي توان به دروغ وي را راضي نمود . گوئي وجدان ھمان منظر پروردگار بعنوان
قاضي ذات است . گوئي وجدان نوعي ھشياري و بصيرت و آگاھي روح است و نه آگاھي ارادي انديشه .
برخي معتقدند كه وجدان ھمان دل انسان است . بھرحال دعوا بر سرجايگاه وجودي وجدان تفاوتي پديد
نمي آورد ومھم اينست كه چنين كانوني در وجود انسان حضور دارد و در واقع ھمان الوھيت وجود انسان
مي باشد. وجدان ھمان شاھد وجود است .
برخي اين اعتقاد رادارند كه انسان مي تواند به واسطه خود-فريبي يا استمرار در ستم ، وجدان
خود را بكشد و يا به خواب برد و از كار بيندازد . تبھكاران و اشقياي حرفه اي نمونه اي براين مدعا تلقي شده
اند كه به آساني دست به ھر ستمي مي زنند و بسيار ھم شاد و ازخود راضي به نظر مي رسند. ولي به
نظر ما امكان ندارد وجدان انسان نابود شود يا حتي به خواب رود بلكه آنگاه كه بشري حجتھاي عقلي
و ديني و اخلاق را درطولاني مدت ناديده گرفت و به ستم اصرار ورزيد وجدان ھم از او قھركرده وبه اعماق
ناخودآگاه فرو مي رود و افسار صاحبش را به خودش مي دھد تا گم شود . بيان چنين وضعي درقرآن كريم
مذكور است كه خداوند برخي از كافران را بحال خود مي نھد كه تا پايان عمرشان غرق درحيات جانوري
باشند و آنگاه پس ازمرگ به حسابشان مي رسد . ولي مي دانيم و شاھديم كه حتي تبھكاران حرفه اي
و به اصطلاح بي وجدان ھا ھم براستي آرامش و عزت و لذتي ندارند و لذا مجبورند خود راغرق درمسكرات
و مخدرات و داروھاي مسكن و روان گردان كنند تا بتوانند خود را تحمل كنند . يعني وجدان حتي درحالت قھر
و غضب ھم به صاحبش اجازه نمي دھد كه حتي در عين عياشي خوش بگذراند و لذت برد .
در واقع وجدان ھمان كانون و ھسته مركزي«وجد» است كه مصدر «وجود» مي باشد . وجدان ھمان
آشيانه گوھره وجود است كه خداست . به زبان ساده تر وجدان ھمان روح خدا درانسان است و اين به
غيراز روان بشري مي باشد .
درفرھنگ روانشناسي مدرن ، وجدان را Alter ego يا Super ego مي نامند ، يعني خودبرتر يا آگاھي
ماورائي .
بااين اوصاف مي توان گفت كه ميزان رضايت يا شكايت خدا ازانسان ھمان ميزان احساس وجود
و احساس خوشبختي يا بدبختي است زيرا احساس بدبختي ھمان احساس پوچي و نابودي است .
و اما رضاي خدا از بشر بر ميزان دين اوست . انسان به ميزاني كه تقوي و سخاوت و نيكوكاري و گذشت
و قناعت و محبت اختيار مي كند به رضاي وجدان يعني احساس خوشبختي مي رسد ھرچندكه فقير و تنھا
و بلكه زنداني و در زنجير باشد. آنچه كه موجب مي شود تا امام موسي كاظم (ع) را تاآن حد شكنجه كنند
احساس رضايت و لبخند وي نسبت به زندان و شكنجه بود زيرا خدايش يعني وجدانش از وي راضي بود.
علي (ع) مي فرمايد ميزان رضايت خدا ازشما ھمان رضايت شما ازخودتان است زيرا خداوند ھمان خود
خود خويشتن شماست .
وجود انسان برقوانين و فطرتي خلق شده است كه نمي تواند به واسطه شقاوت و خودپرستي و ستم و بد
عھدي و حرام احساس خوشي داشته باشد و احساس سعادت كند . اين امر دال بر فطري بودن دين
و اخلاق الھي است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 271



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۱:۲۵ ] [ محمد ]
بنياد رابطه خانواده با جامعه
(خانواده درماني)
مي دانيم كه اساس پيدايش خانواده غريزه جنسي است و بر ھمين غريزه نيز استمرار مي يابد و ھر كجا
اين مسئله دچار خدشه گردد بنيان آن خانواده نيز به لرزه مي آيد. ولي اساس روابط اجتماعي در خارج از
خانواده ھمان غريزه معيشت و اقتصاد است . بدين گونه كل اساس گردھمائي و جوامع و مدنيت بر دو
غريزه جنسي و شكمي استوار است . يعني آنچه كه تمدن ناميده مي شود در ھسته مركز وپنھانش بر
زير شكم استوار است و در سيماي آشكار اجتماعي اش بر غريزه شكم . و مي دانيم جامعه بيروني
حاصل روابط افراد تشكيل دھنده خانواده ھاست بنابراين اين روابط ھمان رابطه بين دو غريزه جنسي و
شكمي مي باشد و اين بنياد ھر اجتماعي بر روي زمين بوده است . ھمانطور كه بنياد قانون و شرع ھم
بر اساس حقوق زناشوئي و اقتصادي استوار است و پديده ھائي مثل فرھنگ و علوم و فنون و سياست
و حكومت حاصل ارتباط بين اين دو غريزه مذكور و قوانين و اصول و مسائل و نيازھاي ناشي از اين ارتباط
متقابل است . بنابراين كل سلامت و رشد و ماھيت ھمه پديده ھاي ا جتماعي و مدني بشر منوط به
ماھيت و سلامت روابط جنسي و معيشتي د رجامعه مي باشد كه ھسته اصلي و عملي آن در خانواده
پنھان است و بر دوش زن و مرد مي باشد كه زن مسئول اصلي سلامت جنسي است و مرد ھم مسئول
ارضاي معيشت مي باشد . و لذا ھمه معنويات و مقدسات و فرھنگ و عواطف يك جامعه برخاسته از
عملكرد اين دو فرد در قلمرو اين دو وظيفه مي باشد. يعني ھر مشكل و معما و ناھنجاري و فساد و
تبھكاري در جامعه و حكومت ھم حاصل ناھنجاري در انجام اين دو وظيفه غريزي است : آداب و حقوق
خوردن و جماع كردن . بنابراين باز ھم خانواده و خانواده درماني را اساس ھمه راه حل ھاي جوامع بشري
مي يابيم . و اين در حالي است كه متأسفانه اھميت خانواده امروزه درحال فراموشي مي باشد و از

قلمرو سياستھاي كلي در حال حذف شدن است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 269



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۵۴:۰۹ ] [ محمد ]

روانشناسي آدم خود بزرگ بين


تلفن زنگ مي زند و گوشي را بر مي داريد و جز صداي الو الو چيزي نمي شنويد گوئي اين شمائيد كه با
او تماس گرفته ايد ونه او. آنقدر الو الو مي كند تا شما او را بشناسيد و سلامش كنيد. او حتي اگر بيمار
ھم باشد و شما را طبيب خوبي بداند بيماري خود را در نزد شما طرح نمي كند بلكه مي گويد : يكي از
آشنايان ما فلان بيماري را دارد و .... تا نظر شما را بشنود و بي مزد و منت آنرا مخفيانه بكار گيرد. او ھرگز
سئوال نمي كند زيرا خود را علامه دھر مي داند و سئوالاتش را از زبان ديگران طرح مي كند. اگر به
ميھماني برود و صاحب خانه از وي سئوال كند كه آيا چاي ميل دارد ، او اين سئوال را يك اھانت
نابخشودني مي داند. او خود را خدا مي داند ولي براي اينكه مسئول اين ادعاي خود نباشد در رابطه با
ھمگان چاپلوسي مي كند و مخلص و چاكر ھمگان است البته فقط در زبان. او ھرگز ھديه نمي پذيرد مگر
اينكه خيلي گرانبھا باشد و بطور غير مستقيم به او برسد. بلكه بسيار اصرار دارد كه به زور به اين و آن
ھديه و پلو بدھد. عاشق ميھمان بازي و شلوغي است و به ازاي ھر چاي كه به ديگران مي دھد آنھا را تا
ابد مديون خود مي داند . واي به آن موقعي كه او اھل نماز و عبادات ھم باشد در آن صورت مبدل به يك
ديو آدمخوار مي شود. او يك بچه نه نه است كه فقط بدنش رشد كرده است. و واي بحال كسيكه عيب
يا مرضي از او را به وي گوشزد كند در اينصورت حتماً از وي انتقام خواھد ستاند. او در عمل زندگي
موجودي عقب مانده و ناقص است و مستمراً خود را زخمي مي كند و لذا ھمواره در جستجوي اعمال
خارق العاده و متافيزيكي است و بسيار مايل است كه ارواح و اجنه را دستگير كند. او ناتواني خود را لباس
ايثار مي پوشاند و ناداني خود را ھم عارفانه مي نمايد. او از ھمه بيزار است و لذا عاشق مي نماياند .
اين خود بزرگ بيني محصول غايت خود فريبي و پنھان سازي ناتواني و ناداني خود از چشم خويشتن
است و لذا اين تضاد وي را بسوي مخدرات و مسكرات مي كشاند تا بتواند روابطش با ديگران را قابل

تحمل سازد زيرا در حال مستي و نشئگي مي تواند عاشقانه و ايثارگرانه عمل كند. او در اعماق نفس

ھمه ما كمابيش حضور دارد.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 264



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۳:۰۲ ] [ محمد ]

افسوس ز عشق بي عرفان


ما شرقي ھا و دو صد چندان ايراني ھا بي عشق يك شبه سر از ديوانه خانه در مي آوريم. در جوامع ما
ھر چه تباه شده در خيابان و زندان و بيمارستان و تيمارستان ھست تباه شده بي عشقي و يا ناكامي و از
دست داده گي عشق است. در حاليكه در جوامع ديگر وضع به اين شدت نيست و تباه شدگان آنان عمدتاً
قرباني فقر اقتصادي ھستند. ولي ما شكم گرسنه را تاب مي آوريم ولي دل تھي شده را نه. اين قدرت و
شدت از عشق در ما ايرانيان با مذھب تشيع به اوج كمال رسيده و مبدل به آفتاب تابناكي چون مولانا و
حافظ و عطار و بابا طاھر و ديگران شده است. و لذا ھنوز ھم در عصر پرستش بتن و آھن و برق و بوق،
دل ھر ايراني به ياد محمد وعلي و فاطمه و حسن و حسين به ناگاه تبديل به درياي خون جوشان ميشود
و سر به بيابان مي نھد و با مشت و زنجير و قمه بجان خود مي افتد. ولي بقول دكتر شريعتي اينھمه
عشق جوشان و خروشان بدون معرفت چه فايده كه چون اتوموبيلي قدرتمند در بيابان سرگردان بدور
خودش مي چرخد و به ھيچ راھي نمي رود و در پايان ھر دوره اي دوباره در اطراف گوساله ھاي سامري
به پرستش در مي آيد و از عشق خود به ندامت مي رسد و لذا ھر دوراني از تاريخ ما مواجه با نوعي
كفري مخوف مي شود و مستلزم يك انقلاب خونين مي گردد واين دور باطل را پاياني نيست.
اگر اين عشق مسلح به عقل و عرفان مي شد ما شاه جھان مي بوديم و الگوي رستگاري جھانيان.ولي
بدبختي بدتر از اين آن است كه بسياري از سران دين و ايمان ما بطرزي جنون آميز با معرفت ديني عداوت
دارند و گويا آنرا دشمن ايمان ميدانند و اين است راز ھمه بدبختي ھا. و اينگونه است كه مكتب عشق
و ايمان در نزد ما مترادف با مكتب اصالت حماقت و نفھمي شده است و اين امر در قلوب خانواده ھاي ما
ريشه دوانيده و ميرود كه اصل ايمان و عشق ما را ھم بخشكاند. و آنگاه ما ھم مثل برخي ملل آسياي
ميانه و آمريكاي لاتين بايستي به زنده ساختن اسطوره ھاي ملي و افسانه ھا بپردازيم تا اندكي احساس
ھويت كنيم. آيا عارف كشي در فرھنگ و تاريخ ما را علاجي نيست؟

آيا ھمواره بايستي عارفان كشته را بپرستيم ؟

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 266



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۵۸:۰۸ ] [ محمد ]


ظلمت عادات فرهنگي

(مسئله حجاب)


در ھر قومي برخي از پديده ھاي فرھنگي صاحب شعور و اراده اند و اين بخش خلاق و زنده يك فرھنگ
است و آن وجھي از ھويت آن قوم است كه بر اساس معرفت و اختيار پديد آمده است. ولي برخي دگر از
پديده ھا و نمادھاي فرھنگي در ھر قومي، عادات فرھنگي ھستند و اين بخش از فرھنگ جنبه كور و
ظلماني و مخدّر و فلاكت بار فرھنگ است و ذاتاً پديده ھائي ريائي و منافقانه اند زيرا بر اساس زور
خانواده ھا يا حكومتھا پديد آمده اند و لذا تا به آخر ھم جز بواسطه زور و تھديد استمرار نمي يابند. اين
وجوه فرھنگي در يك شرايط يا جغرافياي ديگري بناگاه محو مي گردد و امحاي اين جنبه از فرھنگ چون
به ناگاه صورت مي گيرد بغايت مخرب و نا امن كننده سرنوشت يك فرد يا جامعه است. عادتھاي فرھنگي
قلمرو كرختي و بيھوده گي يك فرھنگ است. مسئله حجاب زنان در جامعه ما در حدود نيم قرن اخير يكي
از پديده ھاي كور و ظلماني فرھنگ ما بوده و يك عادت فرھنگي محسوب مي شود و لذا ھمواره يكي از
كانونھاي جبر و ريا و نفاق و ظلمت و گمراھي جامعه ما بوده است. در دوران قبل از انقلاب نھضت جبارانه
« كشف حجاب »رضاشاھي و بعد از انقلاب ھم بواسطه « حجاب انقلابي »اين مسئله تا به امروز بصورت
يك عقده و غده فرھنگي در جامعه ما مبدل به يكي از چالشھا و منازعات كاھنده درخانواده ھا و كل
جامعه ما شده است و متأسفانه تا به امروز ادامه دارد و يكي از زمينه ھاي اصلي بسياري از مفاسد و
بدبختي ھاست و علاوه براين مرز بين كفر و ايمان را در زنان ما مخدوش كرده و به نفاق افكنده است.

كه موجب سوء استفاده ھاي ھولناكي در درون جامعه و نيز در خارج از كشور بر عليه انقلاب بوده است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 265



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۵۵:۵۴ ] [ محمد ]

صد رحمت به ترياك

آيا براستي اينھمه ھياھو و بسيج و مبارزه ملي سي ساله بر عليه ترياك كه نتيجه اي معكوس ھم ببار
آورده است و اينھمه ھزينه ھاي ميلياردي و تلفات جاني و ناامني ترابري براي مردم چرا كسي فكري
بحال اين ھمه داروھاي روان گردان در جامعه نمي كند كه از سيگار ھم فراوانتر و ارزانتر و ھزاران بار
مھلكتر از ھروئين است .
ترياك و مشتقاتش در مصرف بلند مدت تن را تباه مي كند ولي اين روان گردانھا حتّي با مصرف يكبار مغز و
وجدان و اراده فرد را تخريب نموده و گاه بطور جبران ناپذيري موجب نابودي روان يك انسان ميشود. اين
ضايعه چنان غير قابل علاج است كه براستي بايد گفت: صد رحمت به ترياك!
سال ١٣٦٢ در يك تحقيق به سازمان صدا و سيما گفتم كه آمار اعتياد به ترياك و ھروئين در كشور چند
برابر آن چيزي است كه مي پندارند . اين تحقيق ضميمه پرونده اي بر عليه نظام شد و ما ھم مرخص
شديم . در سال ١٣٥٧ مجدداً بواسطه تحقيقي به مسئولين كشور گزارش دادم كه جامعه پزشكي ما
روي به تبھكاري دارد و بزودي مردم ما مبدّل به رنجورترين مردم جھان مي شوند . اين گزارش نيز ضميمه
ھمان پرونده بنده شد. چند سال بعد به مسئولين گزارشي مفصل دادم كه كشور بسوي نفاق ميرود كه
اين ھم بر حجم پرونده ام افزود و خانه نشين شدم . و اينك اعلام مي كنم كه نسل جوان ما بسوي انھدام
شعور و وجدان مي رود تا ديرتر نشده فكري بحال اين روان گردانھاي قاچاقي و داروئي نمائيد كه ھمه
مردم مثل نقل و نبات مي بلعند تا شاد و شنگول باشند.
اين كمترين كاريست كه يك مسلمان مي تواند كرد و بايد كرد: امر به معروف و نھي از منكر به قيمت
ساقط شدن از حيات اجتماعي و اقتصادي و علمي و فرھنگي و .....

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 261



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۳:۳۸ ] [ محمد ]

فلسفه رنج

ھر درد و رنج و گرفتاري و عذاب مادي و معنوي و عاطفي بشر انگيزه اي براي فھمي برتر است و در واقع
جز برانگيختن قوۀ ادراك رسالت ديگري ندارند .
پس حماقتي برتر از اين نيست كه آدمي بجاي تفكّر و تأمل و تعمق در ريشه ھا و علل رنجھايش بلافاصله
مترصد تسكين و علاجش شود و لذا ھمه راه حلھا و درمانگريھاي بشري منجر به لاينحل تر شدن مسائل و
عميقتر شدن عذابھا مي شوند زيرا علاج ھر درد و رنجي در معرفت دربارۀ آنھاست و بقول علي (ع)
« دوزخي جز بي معرفتي نيست. »
اگر انسان تنھا حيوان رنجور جھان است بدان دليل است كه فلسفه وجودي انسان بر معرفت است و
انسان خلق نشده الا اينكه علت و معنا و اسرار ھستي خود را فھم كند و نھايتاً خالق خود را بشناسد و
بپرستد و با او دوستي نمايد .
بنابراين ھر كه رنجورتر و گرفتارتر است بيشتر مدنظر پروردگار است و لياقت بيشتري براي كسب معرفت
دارد و امر به عرفان و خودشناسي و خداشناسي مي شود . لذا براي اھل ايمان و معرفت ، كفري برتر از
علاج مادي و صوري رنجھا و گرفتاريھا نيست بخصوص رنجھاي عاطفي كه عرصه تنھائي ھستند و واي بر
كسي كه از تنھائي بگريزد زيرا پروردگار در قلمرو تنھائي به انتظار انسان است . تنھائي صراط المستقيم
بين خود و خداست .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 260


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۱:۴۸:۱۶ ] [ محمد ]

كسيكه ميخواهد همه دوستش بدارند


خود فروشي علت العلل گمراھي و خسران بشر است كه در قرآن كريم نيز مذكور است الا اينكه آدمي

خود را به خدا معامله كند كه اين بھترين تجارت است . و امّا چرا آدمي خود را بھر كسي مي فروشد ؟
براي اينكه ھمه دوستش بدارند و او را نيكو دارند و بپرستند . پس خود پرستي اساس خود فروشي بشر
است . كسي كه ميخواھد ھمه او را خوب بدانند و ھيچكس از او ناراحت نباشد و ھمه به او لبخند بزنند و
بستايند راھي جز خود فروشي در ھر رابطه اي ندارد و اين ھمان راه گمراھي است .
در واقع آنچه كه مردم داري و آبروپرستي ناميده مي شود بيان ديگري از تقديس خودپرستي و خود
فروشي است . در واقع خود فروشي نتيجه منطقي و عذاب حاصل از خود پرستي و غايت كبر و غرور است
.
علي (ع) مي فرمايد: «اي فرزند آدم آنچه كه از نفس خود به ديگران مي فروشي ھرگز جبراني برايش
نخواھي يافت.» در قرآن نيز مي خوانيم كه «خود را مفروشيد كه كافر مي شويد »
و عاقبت اين خود فروشي كه حاصل خود پرستي است ھمانا نفرت عمومي مي باشد. كسي كه مي
خواھد ھمه او را دوست بدارند به نفرت ھمگاني مبتلا مي شود و خود نيز به عداوت با ھمه مي رسد .
خود فروشي ھمان روح فروشي است و لذا به ھلاكت مي انجامد .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 259


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۷:۲۰ ] [ محمد ]


گزارشي از فرهنگ و سلامت در كشور ما


طبق آمار رسمي جامعه ما به لحاظ مصرف دارو مقام اول را در جھان داراست يعني كه رنجورترين ملت
دنياست . و نيز اينكه بي مطالعه ترين ملت دنياست و لذا شمارگان چاپ كتاب در كشور ما امروزه به حدود
ھزار جلد تنزل يافته است و اين به معناي صفر است زيرا اين ھزار جلد ھم تعدادي به كتابخانه ھاي
عمومي ارسال مي شود و ما بقي به آشنايان نويسنده ھديه داده مي شود . حدود پنجاه سال پيش
شمارگان چاپ كتاب در كشورمان حدود دو ھزار جلد بود آنگاه كه جمعيت كشور ما حدود ١٧ ميليون نفر
بود و نود درصد مردم ھم بيسواد بودند و در كل كشور فقط يك دانشگاه بود . امروزه فقط بر حسب رشد
آماري جمعيت و تعداد با سوادان و دانشگاھھا بايستي شمارگان كتاب در كشورمان بالاي صد ھزار جلد
باشد .
رشد مصرف دارو تا سر حد ركورد جھاني و تنزل مرگبار شمارگان كتاب تا سر حد صفر دال بر نابودي
فرھنگ و فكر و عقل و ايمان است كه موجب رشد روزافزون مصرف داروست كه دال بر تباھي تن و روان
است .
در واقع ما امروزه بي فكرترين و كم عقل ترين و بي فرھنگ ترين و لذا بيمارترين و ديوانه ترين ملت جھان
ھستيم ھر چند كه مشغول پيوند سلولي و غني سازي اورانيوم مي باشيم و شبانه روز نماز ميخوانيم
و خيرات مي دھيم و اشعار عاشقانه مي سرائيم و كوس اناالحق مي زنيم و دعوي نجات بشريت داريم .
رشد بيماري دال بر كاھش و نابودي دين و عقل و اسلام به مثابه سرچشمه سلامتي است. اين وضعيت

را به مردم ايران تسليت و به دشمنان اين ملت تبريك عرض مي كنيم .


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۰۹:۲۱ ] [ محمد ]

آيا ميتوان آدم بود ؟

آدم بودن مقامي فراسوي مرد يا زن بودن است . آدم بودن ، حامل روح خدا و اسماي الھي و خليفه خدا بر
روي زمين بودن است : پاك بودن، خير خواه ھمه بودن ، سخي بودن ، با معرفت بودن ، اھل محبت بودن ،
غيور و عزيز بودن ، بي نياز و دلير بودن، لطيف و فھيم بودن و صادق و با وفا بودن و ......
آيا براستي ديگر دورۀ آدميت سپري شده است و صدق و وفا و مھر و عزّت و عصمت ناممكن شده است ؟
آيا صادق و وفادار و عاقل بودن مترادف با خودكشي و نابودي است ؟
آيا راھي جز ھرزه گي و ريا و خيانت و خود فروشي باقي نمانده است ؟
آيا انسانيت فقط نقشي براي سينما است آنھم سينمائي كه محكوم به ورشكستگي مي باشد ؟
براستي امروزه آدم كيست ؟ چه كسي روح آدميت را از پدرمان حضرت آدم به ارث برده است ؟ آيا امروزه
« وارث آدم » چه كسي است ؟
چنين كسي در ھر كجا كه باشد ھمو امام زمان و مكان خويش است بي ھيچ شمشير و اسب سفيد و
عصاي موسي و معجزاتي دگر !؟

آدم بودن بسيار سخت تر از ناجي بودن است . ناجي بودن ھمان آدم بودن است .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد پنجم ص 257


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۱:۲۳ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت