خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
بي همتا

بي همتا
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 53
دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
همه : 24692
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

چگونه كسي به امامت ميرسد !

كسي كه نمي تواند دروغ بگويد .

كسي كه نمي تواند دوست نداشته باشد .

كسي كه نمي تواند كينه ورزد .

كسي كه ھمواره پا بر دل خود مي نھد.

كسي كه ھرگز به پول نمي انديشد .

كسي كه ھرگز از كسي نمي ھراسد .

كسي كه ھمواره بين خود و ديگري ، ديگري را ترجيح مي دھد .

كسي كه در ھر دعوائي خودش را محكوم مي كند.

كسي كه جز خود علّتي براي سرنوشت خود نمي يابد .

كسي كه براي خودش چيزي نمي خواھد.

كسي كه خود را مسئول ھمه بدبختي ھاي ديگران مي داند .

كسي كه با منّت كشيدن خدمت مي كند.

كسي كه بواسطه محبّت خود تك و تنھا مي شود زيرا كسي را ياري تحمل محبّت او نيست .

كسي كه قبل از مرگش با شوق كامل براي مردن آماده است و جز قبر خانه اي ندارد و بدنش قبر

اوست و غار اوست و راز غيبت اوست .

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 192


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۲۲:۵۶ ] [ محمد ]

انسان و شيطان

در قرآن مي خوانيم كه شيطان كالائي جز غرور براي آدمي ندارد و انكار و اعمال زشت و نادرست رابراي

آدمي برحق و زيبا مي سازد و بدينگونه انسان در قبال كردارھاي نادرست خود مغرور و خودستا مي

شود. و اما آيا اين كارخانه زيباسازي اعمال زشت در كجاي انسان قرار دارد؟ بدون شك اين كارخانه جائي

جز ذھن و قوه انديشه گري و توجيه و تحليل نيست. اين ھمان كارگاه غرّه شدن انسان است . در اين

كارگاه يك ميل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن مي كند يك عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وايثار به تن

مي كند ھرزه گي و بولھوسي تحت عنوان آزادي و اختيار و استقلال اراده توجيه ميشود، ترس و عافيت

طلبي با واژه صبر و توكل تقديس مي گردد و الي آخر. پس شيطان در مغز و انديشه ماست. ولي آيا

چگونه مي توان حد و مرز و ماھيت تفكر و تعقل را از توجيه گري و تبديل صوري مفاھيم و خودفريبي و

شيطنت تشخيص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسي منطقي ھر چند كه صدھا ملاك بين اين دو امر

معلوم شده است ولي نھايتاً ھمواره جائي براي فريب فكر وجود دارد و ھيچكس از وسوسه شيطان مبرا

نيست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدايت امري بيھوده مي بود و اصلاً كل دين محلي از اعراب نمي

داشت و فلسفه و دانش بشري مي تواند انسان را كفايت كند و بر جاي مذھب قرار گيرد.

احكام اخلاقي و عملي دين واضح ترين محك براي چنين تشخيص مي باشد ولي اين احكام نيز در ھر

مذھبي و فرقه و فلسفه ديني متفاوت ھستند و علاوه بر اين در ھر نظام شرعي و اخلاقي نيز دريائي از

احكام در درجات متفاوت وجود دارند كه ضد و نقيض مي نمايند و ھمين احكام قلمرو خودفريبي ھاي

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا كفايت نمي كنند و اينست كه آخرين پيامبر خدا ،يك انسان متشرع بدون

امام ھدايت را ھم كافر مي خواند . ميزان امام است و نه احكام.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 211


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۲۷:۵۲ ] [ محمد ]

آيا فقط شيعيان به بهشت مي روند؟

اين سئوال براي ھر انسان خردمندي مطرح است كه طبق حديث معروف، آيا فقط آنانكه در ولايت

علي(ع) و آل او ھستند از عذاب دوزخ مصون مي مانند؟ آيا مابقي بشريت كه اصلاً علي(ع) را نمي

شناسند و امامت را درك نكرده و اصلاً نامش را ھم نشنيده اند بايد به جھنم بروند؟ آيا اين عدالت است؟

پاسخ اينست كه علي(ع) فقط يك فرد در جائي از تاريخ نيست . در قرآن كريم ھم سخن از عليين است

يعني علي ھا يا علي واران . و ھيچ قوم و مذھبي نيست كه داراي يك علي واري در مراتب نباشد . ھمه

علي واران تاريخ حق واحدي ھستند و نور واحدند و درب بخشايش و نعمت خدا بر روي زمين و حجت

ھاي حق در تاريخ اقوام بشري محسوب مي شوند. كه ھر كسي كه آنان را به زبان و ذھن و دل تصديق

كند و در حد توانش در مسير ھويت آنھا گام بردارد مشمول رحمت و بخشوده گي مي شود و البته اسوه

كامل ھمه اين علي واران ھمان علي ابن ابي طالب است به مقام و صفات و اخلاص و عرفان و عدالت

و نيز اينكه شيعيان بي عمل ھم به جھنم مي روند و اتفاقاً جھنمي ھولناكتر دارند. و ھر بشري بميزان

صدقش در مسير خودشناسي و اخلاص به يكي از اين علي واران بر روي زمين مي رسد و اين وعده

خداست در قرآن كريم كه ھمه مؤمنان و جھادگران و صابران را نھايتآً در سمت يك امام يا شاھد و

رسولي ھدايت مي كند و يا علي واري را بسويشان مي فرستد تا ھدايت شوند. خداوند عادل و بلكه

بسيار مھربان است و ھيچكس را بدون حجتي مؤاخذه نمي كند. و ھيچكس بخاطر جھل و نادانيش عذاب

نمي شود و اين امر به عقل تجربي ھم قابل تصديق است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 205


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۷:۱۸ ] [ محمد ]

امر بمعروف و نهي از منكر در جهنّم

عصر آخرالزمان عصر آشكاري جھّنم است آنگونه كه قرآن ھم مي فرمايد« دوزخ آشكار شد» بنابراين در

عرصه تبھكاريھا و عذابھا و دردھاي بي درمان كه جملگي عوارض دوزخ زميني بشرند امر بمعروف و نھي

از منكر و ھمچنين درمان امراض و رفع گرفتاريھا از مردمان كاري بيھوده و ھدردادن نيروست و موجب

عداوت شديدتر با دين است ھمانطور كه شاھديم .

ھر عذابي را كه برداريم عذابي مھلكتر پديد مي آيد و تلاش براي رفع ھر بدبختي منجر به بدبختي لاعلاجتر

مي شود . و اين واقعيت است . زيرا عذابھاي الھي مطلقاً قابل شفاعت نيستند و بايد دورانشان سپري

شود ھمانگونه كه قرآن مي فرمايد . تنھا كاري كه مي توان كرد معرفت بخشيدن دربارۀ حق و علل اين

عذابھاست تا ھر چه سريعتر ايمان آورند و به توبه برسند و آنگاه كه عذاب رفع شود دوباره به گناھي

ھولناكتر روي نكنند . بنابراين امر بمعروف و نھي از منكر فقط بمعناي خود آگاھي و معرفت دربارۀ حق

عذاب ، مي تواند ثمر بخش و ناجي باشد نه امر بمعروف و نھي از منكر كلامي و اخلاقي وشرعي محض

. اين نوع امر و نھي به مثابه نمك به زخم پاشيدن است و اثري معكوس ببار مي آورد كه آورده است .

امروزه بايستي عذاب شناسي و دوزخ شناسي را ترويج نمود كه عين خود شناسي بدبختي ھاست .

خداوند نيز مي فرمايد كه اين گونه مردمان را سرزنش مكنيد زيرا خودشان مشغول سرزنش خويش

ھستند . بايستي با آنان مھربان بود و معرفت نفس بخشيد و معناي عذاب را روشن كرد و اين بدبختيھا

را به گردن شرايط و حكومت و اقتصاد و حوادث نگذاشت بلكه معلول راه و روش خطا و گناھكارانه

معرفي نمود . متأسفانه در مملكت ديني ما از اين نوع نگرش و معرفت خبري نيست و نگرش ما به

مشكلات تماماً مادي و فنّي ا ست .


از كتاب " دائره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 144


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۴۵:۰۷ ] [ محمد ]

طرح يك پارادوكس شيعي

امامان شيعه براي شيعيان اسوه ھاي سعادت و رستگاري در دو جھانند و اصلاً معناي امامت جز اين

نيست يعني پيشوايان و نمونه ھاي سعادت و سلامت و ھدايت. پس اگر چنين است چرا شيعيان به ياد

امامان خود گريه و زاري سر مي دھند و چه بسا بر سر و سينه خود مي كوبند؟ بخصوص آنھائي را كه

بيشتر دوست مي دارند و دعوي ارادت مي كنند. آيا ياد امامان باعث احساس بدبختي مي شود؟ آيا

براستي ما امامان را اسوه ھاي خوشبختي مي دانيم؟ آيا آنھا خوشبخت ترين انسانھاي روي زمين بوده

اند؟ در قرآن كريم در شأن مخلصين مي خوانيم كه آنھا در دو دنيا در جنات نعيم پروردگارند و دمادم از

دست او شراب مي نوشند. اينان ھمان امامانند.

برخي اين واكنش ضجه و زاري شيعيان در قبال ياد امامان را دال بر احساس حقارت و بدبختي خودشان

در قبال سعادت و رستگاري امامان مي دانند. كه اگر چنين باشد البته حق است و بايد ھم چنين باشد.

ولي آيا براستي عموماً چنين است؟ اگر چنين باشد يك شيعه ھرگز از بابت فقر خود احساس زجر

و حقارت نمي كند و بلكه احساس فخر مي كند. در قبال تنھائي و بيكسي خود احساس بدبختي و نابودي

نمي كند و بلكه احساس وجود و عظمت و بي نيازي مي كند و .... آيا براستي مسئله چيست و حقيقت

كدام است؟

از كتاب " دائره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 203


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲ مرداد ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۲۳:۱۶ ] [ محمد ]

تفاوت گناه و عذاب

در فرھنگ عامه و گاه حتي باور علما بسياري از آن اعمالي كه عذاب محسوب مي شوند گناه پنداشته

شده اند. و اين دالّ بر يك جھل و سوءتفاھم عظيم در معرفت ديني است كه يكي از علل آن اينست كه

اصلاً در حيات دنيا عذاب و اجري قائل نيستند و محاسبه و جزا را فقط مختص پس از مرگ و پس از قيامت

مي دانند.

بطوركلي بايد گفت كه ھر آنچه كه از انسان جاري مي شود و يا بر او واقع مي گردد يا نيك است يا بد و يا

عبث. يعني يا اجر است يا جزاست و يا بيھوده است . اينھا جملگي معلول و محصول باطن ھر فردي است

يعني مخلوق اميال و باورھا و عواطف و حالات دروني اوست. يعني از كوزه ھمان برون تراود كه در اوست

.

فاعل و عامل از صفات خداست و اين بدان معناست كه ھمه اعمال بشري از خداست و بشر در آن شريك

نيست ولي افكار و آرزوھا و برنامه ھائي كه در سر دارد از خود انسان است و در قبالش مسئول مي

باشد. يعني بشر مسئول باطن خويش است و آنچه كه در برون رخ مي دھد نتيجه طبيعي اين باطن

است. ھمانطور كه در حديث قدسي خداوند مي فرمايد : باطن خود را زيبا سازيد تا خداوند ظواھرشما را

زيبا كند.

بدين ترنيب بايد گفت اعمالي ھمچون دزدي ، زنا ، جنايت و ھمچنين سخاوت ، تقوي و ظلم ستيزي

جملگي به مثابه اجر و عذاب ھستند. ھمانطور كه خداوند مي فرمايد كه اعمال نيكو را از اعضاء و جوارح

مؤمنان جاري مي كند و اعمال زشت را ھم از كافران به فعل مي آورد . در قرآن كريم بارھا اين آيه تكرار

شده:« اجر شما ھمان اعمال شماست و لا غير. »

بدون شك اجرھا و عذابھاي بشري در اين دنيا به مثابه مشت نمونه خروار است كه در قرآن ھم آمده

است كه : ھر كه در اين دنيا مشمول رحمت خداست در آخرت رحمت بزرگتري مي يابد و ھر كه در اين

دنيا در عذاب است در آخرت معذبتر است الا اينكه توبه نمايند.

مي دانيم كه بسياري از اعمال پليد بشر در حالات بيخودي و بي اراده گي و جنون آميز به فعل ميآيد و لذا

ھمه جنايتكاران خود را بي گناه و بي تقصير مي پندارند. اين بدان معناست كه اين اعمال به مثابه عذاب

اميال و افكار زشت و ناحق آنھاست كه آنھا را رسوا مي سازد .

به لحاظي دگر از ھمين ديدگاه بسياري از اعمال زشت بشر به مثابه گناه ثانويه نيز ميباشند درصورتيكه

از آنان عبرت نگيرد و توبه نكند . توبه اصلي و واقعي ھمانا توبه از باورھا و افكار و اميال و آرزوھا نادرست

است. تا اين ذھنيت تاحق در انسان حضور دارد اعمال ناحق ھم اجتناب ناپذير است .

اعمال آدمي ، مخلوق ھستند ھرگز نمي توان اعمال زشت را ترك نمود حداكثر مي توان صورت آنھا را

تغيير داد. باطن بايد تغيير كندكه آتھم مستلزم خود شناسي است. و لذا كسي كه اھل خود شناسي

نيست توبه ھايش يا ريايي است و يا ناكام. وقتي اعمال نادرستي از ما توليد مي شود و بايستي در

ماھيت نگرش و تفكر و باورھاي خود ترديد نمود و انھا را دگرگون ساخت.

وقتي خداوند آدمي را مسئول خود مي داند يعني مسئول جھان باطن خويشتن است و نه آنچه كه بر

سرش مي آيد . سرنوشت ھر كسي معلول طرز نگاه و فكر و قضاوت و باورھاي اوست. تغيير سرنوشت

منوط به تغيير در ذات انديشه است.

از مھمترين رسالت اين نشريه نيز ياري دادن به خود شناسي در جھت توبه باطني مي باشد كه موجب

پيشگيري عذابھاست و نيز درمان بدبختيھا. اينست عرفان درماني !


از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 85


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۲:۱۵ ] [ محمد ]


شناخت خود در ديگران

« فلسفه شفاعت »

حضرت علي(ع) مي فرمايد:«اي مؤمنان ھر گاه عيبي در كار جھان و جھانيان ديديد توبه كنيد كه از غفلت

شماست .خودتان را از آن عيب پاك كنيد تا ديگران ھم پاك شوند.»

اين كلام حضرت علي(ع) ھم از منظر علم اخلاق و معرفت نفس،روانشناسي تربيتي و حتي فلسفه وجود ،

حكمتي بكر و حيرت آور است و در يك كلام بيانگر مطلق مكتب« اصالت انسان » به معناي واقعي

كلمه است كه اومانيزم غرب را رسوا مي سازد .

بدين ترتيب حضرت علي(ع) كل جھان و اھلش را آئينه خودشناسي و تزكيه نفس و رستگاري و كمال

معنوي مي داند به شرط اينكه بقول معروف : آئينه بنمود چو نقش تو راست - خودشكن آئينه شكستن

خطاست .

در واقع حضرت علي(ع) كل جھان و مردمان را به مثابه پير طريقت و امام ھدايت مي داند . ونيز تنھا راه

نجات مردمان . چرا كه طبق كلام مذكور خودشناسي در ديگران و پاك كردن خود از عيبي كه در ديگران

مي بيني موجب پاك شدن ديگران نيز مي شود . اين ھمان رسالت انبياء و اولياء و عرفا در تاريخ بوده كه

معلمان و مربيان و استادان رشد و تربيت بشريت ھستند . و بشريت ھر چه كه از تمدن و فرھنگ و معنويت

دارد از عمل اين بزرگان دارد كه بسيار اساسي تر از آثار كلامي آنان است . اين امر بيان ديگري ازشفاعت

است .

در واقع انسان اھل معرفت نفس، گناھان ھمه مردمان را به گردن مي گيرد و در خود پاك مي كند و

بدينگونه مردمان شفاعت مي شوند و بشريت امكان استمرار بقا در جھان را مي يابد . و اينست معناي

اين سخن كه : اگر اولياي خدا لحظه اي بر روي زمين نباشند عمر و مھلت بشر در جھان به پايان ميرسد .


از كتاب " دائره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 84


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۳۰:۳۶ ] [ محمد ]

حس هستي

براي آدمي تنھا چيزي كه احساس حيات و حسِّ ھستي پديد مي آورد محبوبيّت است . ھمه كساني كه

روي به خودكشي ھا و مخدرات مي كنند اين حس را از دست داده و ديگر در دل كسي محبوب نيستند .

آنچه كه ھويّت فردي ناميده مي شود برخاسته از محبوبيّت است . كسي كه لايق محبوب يك نفر نيست

چيزي نيست و بودن را در خود در نمي يابد و احساس نابودي و ھيچي مي كند . اين وضعيت در زنان

بصورت ھرزه گيھا و در مردان بصورت بزھكاريھا خودنمائي مي كند . بنابراين ھر آنچه كه تحت عنوان بي

ھويتي و تبھكاري و مفاسد اخلاقي و ھرج و مرج در جامعه اي خودنمائي مي كند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:اين تنھا تعريف از ھستي انسان و لايق انسان است كه حقيقت

ھستي انساني را بيان مي كند . آنكه محبوب دلي نيست اصلاً نيست و براي جلب محبوبيت لااقل در نزد

يك نفر دست بھر كاري مي زند حتّي روسپي گري و يا جنايت .

آنكه محبوب است ھست و آنكه ھست نيازي به اثبات خويشتن ندارد . زيرا ھمه تلاشھاي مذبوحانه

بشري در جھت اثبات ھستي خويش است .

ھمه دروغھا ، فريب ھا ، جنونھا ، جنايت ھا ، اعتياد ھا و مفاسد اخلاقي و اقتصادي و سياسي معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نيازمند كسي ھستيم كه ما را براي خودمان دوست بدارد در ھر وضعيتي .

كسي ھم ھست كه از ارادۀ به محبوبيت بي نياز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزيدن به

ديگران باشد ؟ حتي خداوند ھم مخلوقاتش را آفريده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غير اينصورت

عذابشان مي كند . آنكه ما را براي خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .

از كتاب "دائره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 189


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۳۸:۵۵ ] [ محمد ]
اسلام بازاري
( يك آسيب شناسي ديني)
ديني كه به عنوان ابزاري در خدمت توجيه و تقديس استثمار و ريا و مفاسد اقتصادي باشد ھمان مذھب
ابليس است كه در قوم يھود مولّد مذھب سامري شد و به صھيونيزم رسيد. و در مسيحيت مولدّ پليدترين
نظام ممكن در تاريخ شد كه معروف به امپراطوري كليساي قرون وسطي مي باشد كه عملاً حاكميت
شاھان و اشراف و فئودال ھا بود كه بواسطه پاپ تقديس مي شد. و اما در جھان اسلام درھمان عصر
حضور امامان اين مذھب ابليسي در دستگاه اموي و عباسي شگل گرفت كه سلطنتي به اصطلاح
شرعي بود. در تاريخ ايران نيز شاھد اين حكومتھاي شريعت پناه و آدمخوار ھمچون غزنويان و سلاجقه و
صفويان بوده ايم. و امروزه نيز چنين اسلامي بطرزي بغايت پيچيده بر نظام بازار ملي ما حكومت دارد و بعد
از انقلاب نيز پيچيده تر و مافيائي تر شده است تا آنجا كه دولتھاي مردمي مثل دولت احمدي نژاد موفق به
اجراي ھيچ اصلاح بنيادين در نظام اقتصادي نمي شوند زيرا اساس اقتصاد ما ربائي با كلاه شرعي است.
در تاريخ سده اخير ايران نيز شاھد بوده ايم كه ھر كسي ھم كه خواسته ماھيت اين اسلام بازاري را كه
ادامه تاريخي اسلام اموي و عباسي مي باشد بر ملا سازد و يا برعليه آن اقدامي نمايد بلافاصله از جانب
برخي علماي ديني و مراجع مورد تكفير و ارتداد قرار مي گيرد. مثل ارتداد ميرزا كوچك خان جنگلي از
جانب روحانيون عصر خودش كه منجر به سقوط نھضت او شد. مثل ارتداد و تكفير مدرس و امام خميني در
عصر خودشان و مثل ارتداد دكتر شريعتي از جانب برخي مراجعي كه حافظ منافع نامشروع بازار بودند و
بعد از انقلاب ماھيت آنھا رسوا شد. مراجعي كه به واسطه وصول خمس و زكاة به حلال سازي ربا مي
پرداخته اند. اسلام بازاري به لحاظ ايدئولوژيكي ھمان اسلامي است كه كساني چون عبدالرحمن عوف
نزول خوار معروف و خليفه سوم بنايش نھادند و زراندوزي را حلال نمودند و ربا خواري و احتكار را مباح
ساختند. اين ھمان اسلامي بود كه در مقابل علي (ع) ايستاد و حكومتش را تحريم و مرتد نمود. اسلام
بازاري كارخانه تاريخي توليد انواع كلاه شرعي براي محرمات و حرام خواري و ھمچون زالوئي بر كالبد
اسلام علوي بوده است.
از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 104

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۶ ] [ ۱۲:۲۸:۰۶ ] [ محمد ]

آخرين سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اينست كه كل بشريت با سرعتي فزاينده د رحال سقوط آزاد در دوزخ تكنولوژي و آزادي و جنون

و جنايت است و ھيچ قدرتي قادر نيست اين حركت را در جوامع متوقف نمايد تا ظھور ناجي موعود كه

سرآغاز رستاخيز است. و تا قبل از آن ھيچ راه نجات اجتماعي وجود ندارد .

ولي آيا تا قبل از آن كه معلوم نيست كه در مجال عمر فردي ما باشد ، چه مي توان كرد؟ آيا ھيچ راه

نجات فردي وجود دارد؟ اين سئوال اھل ايمان و معرفت است كه درباره ماھيت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و يقين رسيده است و تباھي جوامع بشري را حتمي مي داند.

يكي از عللي كه نجات جمعي را ناممكن مي سازد اينست كه درآخر الزمان اصولاً جمعي وجود ندارد الا

تراكم انبوه تنھايان. و گرنه با نجات ھر فردي كل آدمھاي روابط اجتماعي او نيز در مراتب نجات قرار مي

گرفتند. ھمين مسئله نيز خود نجات فردي راسخت تر مي كند زيرا آدمي طبعاً اجتماعي و عاطفي است و

نجات را براي خودش نه به تنھائي مي خواھد و نه مي تواند زيرا شھامتش را ندارد. اينست كه نجاتھاي

فردي در ھر عصر و اجتماعي مولد انسانھائي است كه قھرمان ملي ناميده مي شوند و يا قديس. ھر كه

بخواھد خودش را به تنھائي نجات دھد ھر چند كه قادر نيست كه ديگران و حتي عزيزانش را ھم با خود

برھاند ولي شرايط و اوضاع جامعه خود را دگرگون مي سازد و انقلابي را موجب مي گردد كه به مثابه

يك نجات مقطعي يا توقفي در سقوط است . زندگي ھمه بزرگان معرفت از اين نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگي اين تنھايان نجات يافته است. نجات آخرالزمان نجاتي فردي است اين مسئله در

قرآن نيز بارھا متذكر شده است.

از كتاب " دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد دوم ص 46


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۶ ] [ ۰۲:۴۱:۲۱ ] [ محمد ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

درباره وبلاگ

دانلود رايگان كتاب ها،مقالات و سخنراني هاي استاد علي اكبر خانجاني در باره همه موضوعات انساني
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت